تبلیغات
وبلاگicon
Isfahan City - مطالب آثار تاریخی
اِصـ ـفـ َـهــــــــــ ـان شَهـــــــــرِ زیبایِ خُداســـ ـتـــــــ

خانه ی طباطبایی ها

پنجشنبه 24 اسفند 1391 04:33 بعد از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: خانه های تاریخی اصفهان ، شیوه ی معماری اصفهانی ، تاریخچه ، آثار تاریخی ،
«خانه طباطبایی‌ها» یکی از خانه های بسیار باشکوه و جزو برترین خانه های ساخته شده در کاشان محسوب می شود. این خانه بسیار شگفت‌انگیز با تزئینات بکار رفته در آن، جزو شاهکارهای دوران قاجاریه است. تاریخ ساخت آنرا به سال های مابین 1255-1250 هجری قمری نسبت می دهند. در عین حال کتیبه‌ای که بر سر اتاق شاه نشین قابل مشاهده است، مربوط به سال 1298 هجری قمری می باشد ولی به نظر می رسد این تاریخ، زمان اتمام نقاشی های صورت گرفته در بنا باشد.
برخی از کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند این بنا بر روی یک خانه قدیمی ساخته شده است. خانه‌ای قدیمی که در سال 1192 هجری قمری (دوران زندیه) طی یک زلزله مهیب تخریب شد و بنای فعلی که امروزه مشاهده کنیم، به جای آن برپا شد. مرمتگران میراث فرهنگی با لایه برداری از قسمت های بیرونی تالار زمستانی که در قسمت شرق خانه قرار دارد، با کشف گچبری های مخصوصی که بر روی ستون ها مشاهده کردند، پی بردند که این ستون ها با ستون های موجود تفاوت های اساسی دارد و آنرا به «دوران زندیه» (زمان رخ دادن زلزله) نسبت دادند. پس این نکته موید آن است که قدمت بنای فعلی بسیار زیاد است.
معمار این بنا «استاد علی مریم» جزو معماران سنتی است که با نبوغ و استعداد بسیار و قدرت خلاقیت بی‌نظیر چنین اثری را خلق کرده است. البته از دیگر آثار این معمار توانمند می‌توان به «تیمچه امین الدوله» به سال 1285 هجری قمری و خانه بروجردی ها در جوار این خانه به سال 1275 هجری قمری اشاره کرد.
خانه طباطبایی ها در محله «سلطان امیر احمد» و در جوار بقعه ایشان که از نوادگان «امام جواد (ع)» است، ساخته شده است، بطوری که در مرکز و هسته اصلی محله قرار دارد. اطراف این خانه، خانه عباسیان، خانه بروجردی ها (که مالک آن داماد مالک خانه طباطبایی‌ها نیز می‌باشد) واقع شده‌اند. این محله چون در نزدیکی بازار نیز بوده اررزش تجاری هم داشته است.
نام خانه از نام مالک آن گرفته شده است. وی که یک تاجر کاشانی به نام «سید جعفر نظنزی» بوده، به خاطر سید بودن (از طرف پدر و مادر) به طباطبایی شهرت یافته بود. وی تاجر فرش بوده و از افراد خیر در محله به حساب می آمده است.

 



مساحت خانه 4730 متر مربع است که شامل 40 اتاق، 4 حیاط، 2 حیاط خلوت و 4 زیرزمین می‌باشد. در خانه طباطبایی‌ها می‌توان اصول پنج گانه معماری (رسمی بندی، یزدی بندی، گره‌سازی، مقرنس، کاسه‌سازی) را بطور کامل مشاهده نمود. برای نمونه پوشش سقف ها بخصوص سقف‌های اتاق شاه‌نشین و یا اتاق پنج دری (نشیمن) جزو نمونه های بارزی هستند که از رسمی بندی (که این اصول جنبه سازه ای دارد) استفاده شده است. یزدی‌بندی‌های بسیار زیبا در اتاق شاه‌نشین این بنا قابل مشاهده است که بسیار باشکوه گچبری شده‌اند و بر روی آن نقاشی نیز کرده‌اند (یزدی بندی فقط جنبه تزئینی دارد). مقرنس های زیبای موجود در این بنا را می توان در کنار ایوان آیینه خانه مشاهده کرد که همچون نگینی می درخشد. هنر گره سازی (ایجاد شکل ها و نقوش مختلف اسلیمی با قطعات چوب بگونه‌ای که فاقد هر گونه میخ و چسب باشد) را نیز می توان در طراحی های مختلف بنا از سنگفرش و کف هشتی تا آینه‌کاری های ایوان آئینه، پنجره های مشبک گچی و بخصوص در و پنجره های این خانه به طور کامل دید.
در کتاب مشهور «سبک شناسی معماری ایرانی»، مرحوم «کریم پیرنیا» اصول معماری ایرانی ـ اسلامی را به پنج دسته تقسیم می‌کند که شامل «مردم‌واری»، «پرهیز از بیهودگی»، «نیارش»، «خود‌بسندگی» و «درونگرایی» می‌شود. در این بنای با عظمت هر پنج مورد، بسیار زیبا و با یک نظم دقیق قابل مشاهده است.
«مردم واری» به رعایت تناسبات ساختمان براساس تناسبات انسانی گفته می شود. این نوع معماری در تار و پود زندگی و طراحی معماران ایرانی نهفته است. به عنوان مثال در خانه طباطبایی سعی شده است که مردم‌واری را در ابعاد درها و پیر نشین ها رعایت کنند و آنها را کوتاهتر بسازند. با اینکه درب اتاق نشیمن که بیشتر محل نشست و برخواست خود صاحبخانه بود، ساده و بی آلایش ساخته شده و تزئینات و نقاشی زیاد نداشته است، در مقابل درب اتاق شاه نشین که تالار پذیرایی از مهمان ها بوده، در سطوح مختلف نقاشی، گچبری و تزئینات قابل توجه بکار رفته است.
«پرهیز از بیهودگی» بدین گونه تعریف می‌شود که در معماری ایرانی معماران همیشه بر آن بودند که در ساختمان، چیزی بیهوده یا پرت ایجاد نکنند و بنا به تفکرات مذهبی و آئینی خویش از اسراف چه در ایجاد فضا و یا بکار بردن مصالح جلوگیری نمایند. این پرهیز از بیهودگی را می‌توان در خانه طباطبایی با ایجاد فضای پر و خالی که صورت گرفته دید که هم به زیبایی فضا کمک می کرده و هم از مصرف بی رویه حجم زیادی از مصالح جلوگیری می‌شده است.
«نیارش» از لحاظ معنای لغوی به دانش و فن پایداری ساختمان گفته می شود. معماران همیشه تلاش و همت خود را بکار می بستند تا پوش ها و دیوارهای مقاوم و مستحکم در برابر عوامل جوی ایجاد کنند. در خانه طباطبایی فضاهای مشابهی مثل حوض، سرداب، پستو و ... وجود دارد ولی در فن ساختمان سازی با هم متفاوت اند. یا در زمینه پخش بارهای وارد بر طاقهای تالارها از اتاق های گوشواره در کنار آن استفاده می کردند. در جاهایی که رطوبت زیاد بوده است مانند زیرزمین با دیواره های بادگیر ملاط ساروج را (مخلوط آهک و سیمان و ماسه) بکار می بردند. در صورتیکه که در جاهایی که ایستایی ضرورت نداشته مانند اتاق های نشیمن و یا پذیرایی، مصالح اصلی فقط از خشت و خاک بوده است.
«خودبسندگی» از دیگر اصول معماری ایرانی است که تعریف آن بدین صورت است: استفاده از مصالح مورد نیاز که بتوان از نزدیکترین مکان تهیه کرد، تا نیاز به حمل و نقل مصالح از جاهای دیگر وجود نداشته باشد و ساختمان ایجاد شده بیشتر شبیه ساختمان های بومی خود باشد. در ساخت خانه طباطبایی و گچبری های داخل آن سنگ‌های گچ معدنی را فراهم آورده، خرد می‌کردند و مورد استفاده قرار می دادند. همچنین خشت بکار رفته در ساخت تمامی تالارها و اتاق های مجاورش از محیط اطراف تهیه می شده است.
معماری ایرانی مدیون «درونگرایی» خویش است. بناهای مسکونی اغلب در اقلیم کویری بصورت درونگرا و با حیاط مرکزی ساخته می شدند. این درونگرایی ساخت بناها علاوه بر جنبه اقلیمی، جنبه اعتقادی و مذهبی مردم را نیز آشکار می کند. ایجاد محرمیت و عزت نفس و ارزش نهادن به حریم شخصی کاملاً در بناهای ایرانی بخصوص ساختمان مسکونی قابل مشاهده است. این درونگرایی و حفظ محرمیت را به وضوح در خانه طباطبایی ها می توان دید، از آنجا که حتی یک پنجره باز شو به بیرون وجود ندارد و در عین حال با ساخت یک حیاط مجلل با گچبری های زیبا، نور و دید کافی برای اتاق ها بطور کامل تامین می‌گردیده است.
البته تمامی بخش های داخلی خود خانه نیز تقسیم بندی و حریم های خاص خود را دارا می‌باشد که هر کدام بصورت مجزا کاربرد دارد. اگر بخواهیم قسمتهای مختلف چنین خانه‌هایی را دسته بندی کنیم می توان آنها را به سه دسته کلی تقسیم نمود: 1) اندرونی 2) بیرونی 3) بخش خدمه
هر کدام از بخش‌های فوق اجزای مشخص با کاربری های مختلف را شامل می شود. «بخش اندرونی» معمولاً محل زندگی و رفت و آمد صاحبخانه بوده و ضمن رعایت حریم خانواده ارتباط با بخش های دیگر بنا نیز ممکن بوده است. در این بخش افراد حق ورود به داخل آنرا ندارند و معمولاً تزئینات ساده‌تر و بی‌آلایش‌تر صورت گرفته است. «بخش بیرونی» مختص پذیرایی از بزرگان و مهمانان بوده و در عین حال بسیار مجلل، باشکوه و با تزئینات بسیار بوده است. در بخش خدمه نیز که ساده ترین بخش خانه محسوب می شده خدمتکاران و ندیمان، امورات خود را سپری می کردند. آنها از تدارکات آشپزی تا تحویل اسب و پذیرش ارباب رجوع  و ... را بر عهده داشته‌اند. بطور کلی مرکز اصلی تمام خدمات در این مکان قرار داشته است. اجزای هر کدام از بخش های اصلی در خانه طباطباییها بدین صورت است:
«بخش اندرونی» خانه طباطبایی ها شامل اتاق پنج دری ساده، سرداب بزرگ با مشخصات خاص از جمله داشتن بادگیر و سقف طاق ضربی، وجود دو حیاط و همچنین دو جداره بودن بدنه جرزها است. این بخش در ضلع شمالی بنا قرار دارد که دارای دو حیاط متصل به هم با رعایت حریم و استقلال است. همانطور که عنوان شد بخش اندرونی مربوط به صاحبخانه است. دو حیاط، با دو ورودی و دوهشتی مجزا در کنار هم قرار دارد، اندرونی که به هشتی اصلی مرتبط است به «اندرونی دخترها» شهرت دارد. دلیل این نامگذاری به واسطه این است که دخترها بعد از ازدواج مدت اندکی در کنار خانواده خواهند بود. البته این بخش اندرونی به «اندرونی زمستانی» نیز معروف می باشد. در بخش روبروی زمستان نشین، اتاق تابستان نشین قرار دارد(به علت آفتاب گیری). بر روی این بخشها تراس زیبایی طراحی شده است که برای استراحت تابستانی به هنگام شب می باشد. زیرزمین اندرونی دارای بادگیری است که با رطوبت داخل فضا ترکیب شده و فضای دلنشینی برای استراحت در تابستان ایجاد می کند. اتاق پنج دری که اتاق نشیمن نیز گفته می شود و متصل به اندرونی زمستانی است به نظر می‌رسد فضایی برای پذیرایی از مهمانان خصوصی‌تر بوده است و به بخش اندرونی مشرف است. در جلوی اتاق پنج دری می توان فضایی دید که به «مهتابی» معروف است و زیبایی آن در شب ها به هنگام استراحت دو چندان می شود. این بنا تا سال 1375 خورشیدی در اختیار صاحبخانه قرار داشته و بقیه قسمت ها بطور جداگانه تفکیک شده است. با خرید خانه توسط میراث فرهنگی سعی گردید که خانه به همان فرم اولیه برگردانده شود. بخش تابستانی نیز دارای بادگیر مخصوص به خود می‌باشد، که به «اندرونی پسرها» مشهور است.

 



«بخش بیرونی» خانه طباطبایی‌ها در قسمت جنوبی خانه قرار دارد. این ضلع بنا محل پذیرایی از مهمانان و بزرگان می باشد. همچنین مراسمهای مختلف مذهبی اعم از عزاداری و ... و همچنین مجالس عروسی و شادی نیز در این بخش برپا می شده است. با توجه به پرکاربرد بودن این بخش، نیاز به تزئینات فراوان و ایجاد یک فضای مجلل و ارزشمند بوده است.
بخش های اصلی قسمت بیرونی شامل این فضاها است: حیاط مرکزی خانه که با گچ بری های زیبا، شکوه خاصی به خانه بخشیده است (در واقع شخصیت اصلی خانه محسوب می شود.) اگر بخواهیم یک تمثیل زیبا از حیاط مرکزی بیان کنیم، باید بگوییم فضای بازی است که آسمان را با آن قاب گرفته‌اند. گچبری‌های گوناگونی در آن می توان دید که شامل طرح های گل و مرغ، طاووس و هما است. به این طرحها، طرح‌های «اسلیمی» گفته می شود. طرح های اسلیمی چون برگرفته از دل طبیعت زیباست به نوعی اشاره به بهشت برین و جاوید دارد. ساخت شکل پرنده ها موید مطلب فوق است. البته در لابه‌لای نقاشی ها می توان طرح‌های غربی را نیز مشاهده کرد، هر چند اندک هستند. طرح گچبری ها زیر نظر «صنیع الملک» (ابوالحسن غفاری) بوده است. وی که مدتی در خارج از کشور بسر برده تا حدودی سعی داشته در بخش‌هایی تجربیات نقاشی اروپا را در کار وارد کند.
حیاط مرکزی دو ورودی مجزا دارد، یکی مختص اتاق شاه نشین است که مهمانان بوسیله آن به راحتی وارد فضای شاه نشین می شوند و دیگری که در گوشه شرقی حیاط قرار دارد و امروزه به عنوان ورودی اصلی بخش اندرونی استفاده می شود.
فضاهای بسیار مهم دیگر که نیازمند توضیح بیشتر است شامل تالارهای تابستانی و زمستانی می شود. در بخش بیرونی، اتاق های به هم پیوسته ای وجود دارد که در اصل همان تالار زمستانی است و در بخش شرقی فضای بیرونی قرار دارد. خصوصیات این بخش شامل، آفتابگیر بودن آن، کوتاه بودن سقف (برای گرم شدن سریع فضاها) و همچنین وجود شومینه برای گرم کردن فضاها در این قسمت است.
در مقابل قسمت شرقی بخش بیرونی، قسمت غربی آن نیز مجموعه ای از اتاق های به هم پیوسته است و در اصل تالار تابستانی محسوب می گردد. علت استفاده از این اتاق ها در تابستان به خاطر این است که آفتاب گیری آنها در تابستان بسیار کمتر از بقیه قسمتها است. سقف این اتاق مرتفع بوده تا تهویه و سیرکولاسیون هوا به خوبی صورت گیرد، این عامل باعث می شود از گرمی هوا کاسته شود و هوای محیط مطبوع تر گردد. درب های روبروی هم این عمل تهویه را بخوبی انجام می دهند.
با بررسی مواردی نظیر بالا مشخص می شود که این خانه مجموعه‌ای از بخش های مختلف است که در فصول مختلف سال قابل استفاده بوده و گویی بصورت «چهار فصل» کار می کرده است. در واقع بهره گیری کامل از تمام امکانات موجود اقلیمی برای آسایش بیشتر افرادی که در آن زندگی می کردند، به این مساله تاکید می کند که در خانه های قدیمی، ارزش و بهای بسیاری برای ایجاد فضا با طراحی دقیق و اندیشمند قائل بوده اند.
در قسمت جنوبی بخش بیرونی اتاق «شاه نشین» قرار دارد. این تالار بزرگ جزو بخش های زیبا و بی نظیر خانه های قدیمی بخصوص خانه طباطبایی ها به حساب می آید که نظیر آن کمتر در خانه های تاریخی دیده می شوند. دو بخش در گوشه سمت راست و چپ تالار شاه نشین ساخته شده که قرینه یکدیگرند. این دو بخش «پاگرد» یا «غلامگردش» نامیده می شوند.

 



به نظر می رسد علت نامگذاری این تالار به شاه نشین، فضایی برای پذیرایی از مهمانان و بزرگان به ویژه در فصل تابستان بوده است. در مقابل این تالار یک ایوان سرپوشیده قرار دارد که در سقف آن با نقش های قالی همچون ترنج و لچک، گچبری و آینه کاری شده است. گفته اند در سطح این فضا قالی با این طرح فرش بوده است و به نوعی این فضا حکم دفتر کار مرحوم «سید جعفر طباطبایی» (مالک خانه) به شمار می‌آمده است. می توان این ایوانِ با فرش پهن شده را، به عنوان نمادی از شغل صاحبخانه دانست که در این فضا نمایان شده است.
بگسترد فرشی ز محراب بین               که گفتی مگر آسمان شد زمین
در اتاق شاه نشین یک صفه بزرگ دارد و محل نشستن صاحبخانه و بزرگِ خانه بوده و مهمانان که وارد اتاق شاه نشین می شدند متوجه صاحبخانه شده و با احترام کامل وارد مجلس می شدند. شاید این هم یکی دیگر از علل نام نهادن این فضا به شاه نشین بوده است.
شاه نشین چشم من، تکیه گاه خیال تست           جای شد این چشم من بی تو مباد جای تو
همانطور که عنوان شد در اطراف اتاق شاه نشین دو فضای قرینه بصورت دو طبقه ساخته شده است. به این فضا پاسیو (نورخانه) نیز گفته می شود. این دو فضا با نقاشی‌های بسیار نفیس و بدیع در مورد شکار، تفریحات، مناظر طبیعی و خانه های مختلف فرنگی از جمله «ونیز» ایتالیا به شکلی زیبا مزین شده است و یک حوض زیبا نیز در بخش میانی هر دو فضا قرار دارد. کاربری این فضا علاوه بر مکانی برای انتظار، برای ورود به شاه نشین بوده و جایی برای نشستن افراد خردتر نیز بوده است. بدین معنا که زمانی که بزرگان و مهمانان ویژه در صفه مخصوص می نشستند، ملازمان و خدمه های آنها در این بخش ها جای می‌گرفتند. طبقه دوم این بنا نیز مخصوص نشستن زنان بوده است. غلامگردش یا پاسیو محل اتصال شاه نشین با فضای بهداشتی (سرویس بهداشتی) نیز بوده است.
اتاق های «گوشواره» در قسمت روبروی تالار شاه نشین و به سمت تالار سرپوشیده آینه بصورت قرینه ساخته شده اند. علت نامگذاری این اتاق ها به نام «گوشواره» این است که ما بین تالار شاه نشین و دو اتاق گوشواره ارتباطی برقرار شده است، به گونه ای که اگر شاه نشین را به شکل یک صورت یا چهره در نظر بگیریم، دو اتاق گوشواره در اطراف آن (مثل دو تاگوش) قرار می گیرند.
البته معماران سنتی از لفظ «لغاز» به جای «گوشواره» نیز استفاده می کنند. این گوشواره ها جنبه سازه نیز داشته اند و برای استحکام بنا از همین قوس ها و گوشواره ها برای تعدیل بارهای سقف استفاده می کرده‌اند و مانع فروریختن سقف می شدند. این عملکرد در برابر زلزله کاملا نمود پیدا می کند.
نگین خانه های تاریخی را معمولاً به «تالار شاه نشین» می توان نسبت داد. قسمت های مختلف آن شامل درهای گره چینی رنگارنگ، پنجره های ارسی، پنجره های مشبک که از خرده شیشه های رنگی ریز و یک لایه نازک گچی می باشد. سقف هم همانطور که عنوان شد شامل یزدی بندی ها به همراه نقاشی و آئینه کاری است.
نظام آبرسانی در خانه های قدیمی بخصوص خانه طباطبایی ها به وسیله رشته های قنات بوده است. دو رشته آب قنات، یکی از روستای «نصرآباد» و دیگری از روستای «دولت آباد» به سمت خانه سرازیر بوده است، بدین گونه که آب به وسیله دوکانال زیرزمینی که در زیر تالار آینه و اتاق شاه نشین قرار دارد، وارد فضای خانه می شود و بعد از ریختن به حیاط مرکزی به تمام قسمت ها جاری می شود. از این آب برای شستشو استفاده می کردند و برای آشامیدن از حلقه های چاه که در گوشه سمت چپ حیاط مرکزی قرار دارد آب برداشت می کردند.
زیرزمین اصلی بخش بیرونی یکی از اصلی ترین فضاهایی محسوب می شود که در قسمت جنوبی و زیر ایوان مهتابی و اتاق مرکزی نشیمن قرار دارد. البته آنرا به نام های «حوضخانه» و «شبستان» نیز می خوانند. همانطور که قبلاً عنوان شد، سازه بادگیر و دریچه های هدایت هوا در این قسمت قرار دارد.

 



فضای داخل زیرزمین بصورت نیم طبقه‌ای در گوشه های راست و چپ آن بنا شده است. ورودی آنها کوتاه و مجزاست. دو اتاق خواب را نیز با پنجره های سفالی مشبک شکل و سقفی که تزئینات یزدی بندی دارد می توان یافت. یکی از فضاهای مهم داخل زیرزمین اتاقک زیر بادگیر است که در قسمت انتهایی آن واقع شده است. ارتفاع پله ها را حدود 30 سانتیمتر در نظر گرفته اند. که علاوه بر ایجاد محرمیت و حجاب در این فضا مانع از گرم شدن سریع زیرزمین می شود. همچنین پیرنشین هایی که بالاتر از سطح اصلی ساخته شده اند برای سالمندان بکار می روند. همچنین انبارهای مختلف برای نگهداری مواد گوناگون وجود داشته است. این انبارها شامل انبار مواد غذایی، سوخت، علوفه و ... بوده است.
حیاط مخصوص خدمه نیز دارای ورودی مجزا و متصل به هشتی بوده است تا حریم این فضا نیز رعایت گردد. تا قبل از بازسازی خانه به شکل امروزی، حیاط خدمه بصورت شخصی استفاده می شد. که پس از خریداری توسط میراث فرهنگی و مرمت آن و اتصال به بخش های اصلی دیگر به حیات اولیه آن برگشت.
اگر در بخش های مختلف این بنا بررسی کنیم، خواهیم دید که نوع ساخت خانه طباطبایی‌ها مانند دیگر خانه های کویری بصورت درون گرا و متقارن می باشد و برای حفظ بعضی از عوامل اقلیمی به درون زمین نیز نفوذ کرده‌اند که اصطلاحا بصورت «گودال باغچه» نیز عنوان می شود.
در شهر کاشان به خاطر اقلیم خشک سعی می کردند خانه ها را در داخل خاک بسازند زیرا زمین عایق حرارتی بسیار خوب در تابستان ها تلقی می شود. همچنین سطح آب های قنات ها در چنین جاهایی پائین می باشد. به همین منظور برای اینکه آب قنات وارد حیاط شود، نیازمند این بوده است که سطح حیاط پائین‌تر از آب قنات قرار گیرد. خاکی که حاصل از گود کردن زمین بوده را نیز سعی می کردند در ساخت بنا استفاده کنند تا چیزی هدر نرود. همچنین از لحاظ ایستایی، نفوذ در دل خاک تاثیر بسیاری در پایداری طاق ها داشته است. مزیت وجود «گودال باغچه» در خانه این بوده که حریمی بسیار مناسب فراهم می آمده و با توجه به اعتقادات مذهبی مالک این خانواده که از سادات بوده، این حجاب مانع دید مستقیم از خانه‌های مجاور می شده است.
گودی خانه در تابستان بر خنک شدن خانه کمک بسزایی می کند و البته صدا در آن می شکند. حسن دیگر گودال باغچه علاوه بر دید بصری بسیار زیبا که به اتاق های روبه حیاط گودال باغچه می دهد، پناهگاه بسیار مناسب در برابر بادهای تند کویری است که البته در شهرهای ماسه ای این قضیه مشهودتر است. یکی از نکات زیبای این خانه وجود تقارن در ساختمان آن و حتی تعداد در و پنجره ها می باشد. معمولاً برای تعداد درها از اعداد فرد استفاده می نمودند که براساس اعتقادات و اصل وجودی بوده است. تقارن بنا نیز علاوه بر زیبایی، به استحکام آن کمک می کرده است.
معماری ساخت خانه های کویری بدین گونه است که انواع اتاق های مورد نیاز، معمولاً به دور یک یا چند «میان‌سرا» خلق می شوند تا جهان بیرون را از درون جدا کنند. تنها با یک هشتی ارتباط میان بیرون و درون حفظ می شود. در قدیم خانه هایی که چنین معماریی در آن مرسوم بوده، به سبک درونگرا معروف بوده‌اند.
در سردر ورودی خانه دو سکو ساخته شده که به آن «پیرنشین» می گفتند. درها نیز دارای دو کوبه بوده‌اند که یکی ویژه مردان و دیگری ویژه زنان بوده است. محل ورود به خانه بصورت دو دالان بوده که یکی به بخش اندرونی وارد می شده و دیگری به بخش بیرونی، در عین حال هر دو دالان به هشتی راه داشته‌اند.
خانه های درونگرای کویری همانند این خانه هیچگونه پنجره و بازشویی به بیرون ندارد و تمام نورگیری اتاق ها به واسطه حیاط داخلی صورت می گرفته است و سعی می شده اتاق هایی که کاربرد بیشتری در خانه دارند را روبه حیاط بسازند. از دیگر مزایای خانه اینکه هر چند در حیاط ورودی گچبری های بسیار زیبا وجود دارد، اما از بیرون فقط دیوارهای خشتی قابل مشاهده است. این خود نشان می دهد که صاحب خانه از هر گونه خود نمایی و یا به رخ کشیدن اموال خویش نسبت به دیگران برحذر بوده است.
تناسبات فیزیکی از نکات دیگر حائز اهمیت در ساخت این خانه است. تعیین جهت جغرافیایی فضاها همچون تالار تابستانی و یا زمستانی یا ارتفاع پله ها، شیب ورودی سرداب و ... نیز در این خانه ها بسیار مهم بوده است.
از قسمت های بسیار مهم خانه «هشتی» است که رابط میان فضاهای اندرونی و بیرونی بوده است. دلیل نامگذاری این فضا را می توان گفت به این دلیل بوده که در بعضی از خانه ها این فضا بصورت هشت ضلعی بوده است البته این دلیل نمی تواند نسبت کامل داشته باشد چون در بعضی از خانه ها از جمله «خانه بروجردی ها» این فضا مختلف الاضلاع می باشد. شاید دلیل اصلی آنرا بتوان این طور بیان نمود که هشتی از ریشه فروهشتی و هلیدن گرفته شده است که به معنای گذاشتن و فروگذاشتن می باشد و در قدیم بسیار بکار می رفته است. از طرفی باربران معمولاً به هنگام بار بردن، بار خود را در این مکان می گذاشتند. دورتادور هشتی سکوهایی ساخته شده برای آنکه فرد منتظر بماند تا یکی از اهالی خانه بیاید و بعد اجازه ورود بگیرد. این فضا را علاوه برهشتی، «اتاق انتظار» نیز می توان نامید. از این رو مرحوم «دکتر پیرنیا» هشت را به معنای برجسته و بیرون آمده و در برابر گیر به معنای فرورفته بکار می برد، چون تنها جایی که مرتبط با فضای خارج از خانه بوده و به عبارتی فضای مکث، انتظار و تقسیم قلمداد می شده است این فضا بوده است.
شیشه های رنگی بکار رفته در پنجرهای اتاق نیز بی حکمت نیست. دلیل استفاده از این شیشه های رنگی را می توان گفت که همانند شیشه های رفلکس امروزی طوری طراحی می شدند که از درون خانه به بیرون دید داشتند، ولی از بیرون به درون چنین چیزی ممکن نیست که این نیز بر درونگرایی و حجاب خانه تاکید بیشتری می کند. همچنین گره سازی پنجره های با شیشه های رنگین باعث می شده که در مقابل آفتاب شدید و گاهی سوزان، پناهگاهی باشد تا چشم را نیازارد. حسن کار شیشه های رنگی، بازتاب اشعه نور خورشید است، در حالیکه شیشه های سفید امروزی چنین خاصیتی را ندارد. همچنین وجود رنگ‌های مختلف شیشه باعث می شود که حشرات به داخل اتاق ها وارد نشوند. به این دلیل که چشم حشرات بصورت مرکب است و هنگامیکه با رنگ ها مواجه می شوند، سردرگم شده و افراد داخل خانه از آزار آنها در امان می مانند. این تاثیر در شهرهای کویری بسیار مشهود است.
هر چند «خانه طباطباییها» در دوران غربزده فرهنگی اجتماعی قاجار ساخته شده است و حتی نقاشی‌های فرنگی که طرح مایه های ایتالیایی و فرانسوی دارد را می توان در آن مشاهده نمود ولی در عین حال جزو شاهکارهای معماری در این دوران در ساخت خانه‌های مسکونی به حساب می آید که از هر حیث بخصوص تزئینات بکار رفته در آن بسیار غنی می باشد.این اثر تاریخی توسط میراث فرهنگی شهرستان کاشان خریداری شده و طی سال های 1374 تا 1376 به مدت دو سال طبق شکل اولیه مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته است. امروزه این خانه، مکانی دیدنی برای پذیرایی گردشگران داخلی و خارجی است
.




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 24 دی 1392 04:44 بعد از ظهر

زیبــــــــــــــــــــــــــــا ترین و هنــــــــــــــــــــــــری ترین عکس ها از اصفـهــــــــــــــــــــــــــــــان زیبــــــــــــــــــــــا

یکشنبه 20 تیر 1389 09:45 قبل از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: معرفی کلی شهر اصفهان ، زیباترین پارکهای ایران دراصفهان ، بهترین زمان های بازدید از اصفهان ، آنچه مسافر های اصفهان باید بدانند ، پارک های اصفهان ، پل های واقع بر روی زاینده رود ، پل خواجو ، سی و سه پل ، پل جویی ، آثار تاریخی ، چهارباغ ، کاخ هشت بهشت ، گالری عکس ،



































































































































































































































































ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 16 تیر 1392 10:26 بعد از ظهر

شهر زیر زمینی نوش آباد

شنبه 9 اردیبهشت 1391 04:56 بعد از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: آثار تاریخی ،
شهر نوش‌آباد در 8 کیلومتری شمال کاشان و در کویر مرکزی ایران، در بخش مرکزی شهرستان «آران و بیدگل» استان اصفهان قرار دارد. اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، این شهر بین شهرهای «آران و بیدگل» و «سفیدشهر» واقع شده ‌است. از لحاظ وضعیت جغرافیای طبیعی، به صورت جلگه و دشت است و آب و هوایی گرم دارد. از آثار تاریخی مشهور نوش‌آباد می‌توان به «قلعه سی‌زان»، «امام‌زاده محمد»، «مسجد جامع»، «مسجدعلی» و «شهر زیرزمینی نوش‌آباد» اشاره کرد.

 



«شهر زیرزمینی نوش‌آباد» شهری باستانی است که در عمق ۱۱ تا ۱۳ متری زمین، و در زیر شهر نوش‌آباد با وسعتی در حد چندین هزار متر قرار دارد. هدف از ساخت این شهر دفاع در مقابل دشمنان بوده و تا حدود صد سال پیش هم مورد استفاده بوده است. این شهر زیر­­زمینی (اویی) به صورت کاملا دست کن ساخته شده و چندین هزار متر وسعت دارد. کمترین عمق شهر 4 متر و بیشترین عمق آن 18 متر زیرِ زمین است. در معماری آن،  فضاهای مختلفی مثل اطاق، راهرو، چاهها و کانالهای زیادی به روش کنده کاری با دست ایجاد شده است.
کشف این اثر گرانبها چند سال پیش و به صورت اتفاقی زمانی که یکی از ساکنین نوش آباد در حال کندن زمین بوده رخ داده است. بعدا در تحقیقات باستان شناسی معلوم شد که ساخت این شهر در دوران پیش از اسلام صورت گرفته و کاربردی دفاعی داشته است. شهر زیرزمینی نوش آباد از لحاظ معماری نه تنها در ایران، بلکه در تمام دنیا منحصر بفرد بوده و مورد توجه باستان شناسان و کاوشگران بوده است.
بنابر نقل قولی علت اینکه شهر را به نام «اویی» نیز می خوانند این است که زمانیکه مردم به اینجا پناه می‌بردند، یکدیگر را با «اوی صدام می کردند که طنین صدای آنها در پیچ و خمهای راهروها صدای «اویی» را تداعی می‌کرده است.

 



برای وارد شدن به شهر زیرزمینی راههای مختلفی وجود داشته است. در واقع راهها به گونه‌ای بوده که در صورت ایجاد خطر، امکان دسترسی سریع را برای اهالی شهر فراهم می‌کرده است. مثلا راههایی به شکل مخفی در منازل مردم، یا محلهای پرجمعیت یا داخل کانالِ پایاب­هایی که از زیر خانه­ها می گذشته، همچنین چاه­های داخل مساجد، باغها و بازارها و یا داخل قلعه خشتیِ مجاور شهر. یکی از راههایی که در خانه‌ها تعبیه شده بود، در تنور مطبخ بعضی خانه ها قرار داشت. در زیر این تنورها راهی به شکل چاه قرار داشت که به شهر زیرزمینی مرتبط می شد. دهانه چاه را با تابه گلی مسدود می کردند و روی آن را خاکستر می ریختند تا پیدا نباشد. در مواقع خطر افراد از داخل تنور وارد شهر زیر­زمینی می شدند و سپس دوباره انتهای تنور را می بستند، به شکلی که هیچ اثری از ورودی پیدا نمی شد.

 



در طول مسیر شهر زیرزمینی، اطاقهایی با اندازه های مختلف برای اسکان موقت ساخته شده است. در بدنه اطاقها تعدادی تاقچه مشاهده می­شود. معمولا اطاقها 180 سانتی­متر ارتفاع دارند. سازندگان این شهر برای امنیت بیشتر خود، در داخل شهر زیرزمینی هم راهکارهایی اندیشیده بودند تا در صورت ورود دشمن به زیرزمین، یا گمراه شود و یا به دام افتد. آنها اطاقها را به شکل تو در تو و با راهروهای زاویه دار که دید مستقیم را با فضای بعدی از بین می‌برد، ساخته بودند. مثلا برای معطل نگه داشتن دشمن و ترساندن آنها تله‌هایی بر سر راهشان آماده کرده بودند. به این شکل که در وسط اطاقها چاه­های بسیار عمیقی ایجاد کرده بودند که ابتدا با تخته سنگی خاص پوشیده شده و سپس روی تخته سنگ را با خاک می­پوشاندند. دشمن پس از ورود به اتاق، به دلیل تاریکی فضا با قرار گرفتن روی تخته سنگ، سرنگون می شد و به قعر چاه فرستاده می شد. از طرف دیگر راههای گریز را به صورت راهروهای پیچ در پیچ ساخته بودند تا به محض ورود، وارد فضاهای تودرتویی شده و به دور خود می چرخیدند و نمی توانستند راه خروج را پیدا کنند.
اهالی برای روشنایی این مکان از چراغ پیه سوز استفاده می کرده‌اند، به این شکل که حفره هایی در 20 سانتی متری زیر سقف و با فاصله 1 متر در دیوار تمام اطاقها برای قرار دادن چراغها فراهم شده است. خمره‌های کشف شده که هم از داخل و هم از بیرون لعاب داده شده‌اند و به صورت گل­های بر جسته و منقوش می­باشند برای نگهداری روغن همین چراغ ها و یا آذوقه استفاده می شده است.

 



در زیر سقف راهرو­ها و اتاق­ها آثار لبه تیز کلنگ­ها به خوبی دیده می­شود. سختی زمین منطقه، نشان می دهد که سر وسایلی که برای حفاری استفاده می­کرده‌اند، از جنس الماس بوده است. در بدنه دیوار اطاقها و در برخی از آنها چاهک­هایی مشاهده می­شود که به سختی می­توان وارد آن شد. ارتفاع این چاهکها 3 تا 5 متر می­باشد که راه ارتباط به طبقات بعدی است. در دهانه هر چاهک تعدادی سنگ و یک تخته سنگ به اندازه دریچه چاهک قابل رویت است که در مواقع احساس خطر یا ورود هوای آلوده یا دود به طبقات، با تخته سنگ دریچه را مسدود می کرده اند. همچنین اگر دشمن قصد ورود به طبقات را داشته، با سنگها به عنوان وسایل دفاعی از خود دفاع می کردند. راه­های ورودی به طبقات بعدی طوری ساخته شده که هر کس قصد ورود به فضاها را دارد، حتما باید از پایین به بالا حرکت کند. این کار باعث می شود قدرت دفاعی دشمن به حداقل برسد و بدین شکل اهالی پناهنده به این مکان تسلط کافی را برای مقابله با دشمن داشته اند.
هر فضا شامل چندین اطاق و راهرو و توالت می­باشد که راهروی ورودی به این فضاها ظرفیت حداقل 10نفر را دارد. برای نگهبانی فضاها نیز در وسط راهرو اصلی و در قسمت پیچ آن، سکویی ایجاد شده که نگهبان بر روی آن قرار گرفته و کنترل ورود و خروج افراد را انجام می دهد و همچنین خطر حضور دشمن را اعلام می‌کند. بدین شکل دیگر افراد داخل مجموعه با خاطری آسوده به استراحت می­پردازند، تا اینکه اعلام خطری از سوی نگهبان داده شود. در این حالت باز هم در انتهای مجموعه، راهی از طریق چاهکی مخفی برای فرار به طبقات بعدی پیش بینی شده است.
اگرچه فضاهای «شهر زیرزمینی نوش‌آباد»، تو در تو هستند، اما هیچ گونه مشکل تنفسی وجود نداشته است. این یکی از شگفتی‌های این شهر زیرزمینی بوده است. هوای داخل این مجموعه از طریق چاه­هایی که به صورت غیر مستقیم به سطح زمین مرتبط است تامین می­شده است. آب مصرفی ساکنین داخل شهر زیر زمینی نیز توسط راه­های مخفی که به پایاب­های مرتبط به رشته قنات­ها بوده، تامین می­شده است.
فضاهای «شهر زیرزمینی نوش‌آباد»، نه تنها در سطح زیرین «شهر نوش‌آباد» گسترده شده‌اند، بلکه تا حصار بیرون شهر و حتی تا شهر تاریخی و «تالار نیاسر» راه دارند. راههای مختلف دیگری به بیرون شهر نوش‌آباد از زیر زمین مشاهده شده که به چاههای داخل قلعه‌های اطراف شهر مرتبط می­باشد.
این شهر شگفت انگیز در سال 1385 به شماره 15816 در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

خانه ی بروجردی ها

یکشنبه 27 فروردین 1391 04:52 بعد از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: آثار تاریخی ، خانه های تاریخی اصفهان ،
یکی از عمارات باستانی کاشان خانه تاریخی بروجردیهاست که در خیابان علوی و محله سلطان امیر احمد قرار گرفته و از خانه های دیدنی کاشان واقع در بافت تاریخی شهر است که امروزه اداره میراث فرهنگی در آن مستقر است. این خانه به کوشش حاج سید حسن نطنزی در سال 1275 هجری قمری در زمان قاجار بنا شده است. شغل صاحبخانه تجارت و بازرگانی بوده و مال التجاره از بروجرد وارد می کرده و از این راه با تجار کاشان در ارتباط بوده و از این روست که به حسن بروجردی شهرت یافته و خانه ای که متعلق به او بوده به «خانه بروجردیها» مشهور است. یکی از استادان معماری کاشان و طراحان به نام ساختمان در آن زمان، معماری این خانه را به عهده داشت که استاد «علی مریم» نام داشت و طراحی و اجرای دو بنای تاریخی دیگر را از فعالیت های این معمار برشمرده اند که یکی خانه تاریخی طباطبایی و دیگر ی تیمچه امین الدوله است. ولی این موضوع را می توان یک اشتباه تاریخی به حساب آورد که بدون دلیل و مدرک موثق و قابل قبول فقط در بین مردم بر زبانها افتاده است که طراح خانه طباطبایی ها و تیمچه امین الدوله نیز «علی معماریان» (معروف به علی مریم) است.  چراکه با تحقیق و تفحص در می یابیم که تاریخ سنگ قبر این بزرگوار که در فیض کاشان در جوار پدر گرامیشان آرمیده اند با تاریخ ساخت بناها تطبیق ندارد. طبق اسناد موثق عملیات اجرای این بنا حدودا 18 سال به طول انجامیده یعنی تا سال 1310 هجری قمری و بیش از 150 بنا و هنرمند و گچ کار و آینه کار و دیگران هنرمندان در آن ایفای نقش کرده اند.

 



در بروشور تبلیغاتی این خانه آمده است : «در سال 1280 هجری توسط یکی از بازرگانان معروف کاشان ساخته شده لیکن بعضی از تزئینات بدنه داخلی هشتی ورودی آن در سال 1295 هجری انجام گرفته است.»
در کتاب « گنجنامه خانه های تاریخی کاشان » در این زمینه آمده است:
«بنا بر اظهارات موثق ساخت این مجموعه در حدود 18 سال یعنی تا سال 1310 هجری قمری به درازا کشیده و در آن بیش از 150 بنا و هنرمند و گچ کار و آینه کار و دیگر هنرمندان بکار گرفته شده اند. »
در کتاب «تزئینات معماری خانه بروجردیهای کاشان» این گونه نقل شده که:
« خانه بروجردی از دو بخش تزئینی معماری برخوردار است؛ یکی ساختار کلی که بر اساس ساختار گودال باغچه ای است و خود سبک بسیار زیبایی دارد دیگر ساختار تزئیناتی همچون کاربندی، مقرنس، طاسه سازی، یزدی بندی رخ بام و خورشیدی ها و پیش طاق و غیره است که به شکل بسیار شایسته در این بنا اجرا شده است. »

 



خانه بروجردیها از دوبخش بیرونی و اندرونی تشکیل شده است که امروزه قسمت بیرونی آن در معرض دید عموم قرار گرفته است وسقف اندرونی که در شمال و شمال شرق بناست سالهاست که تحت حاکمیت شخصی است پس از ورود با هشتی ورودی خانه مواجه می شویم که ورودی اصلی قسمت اندرونی خانه هم در این هشتی تعبیه شده است. بعد از گذشتن از راهرو طولانی و شیبدار به فضای بزرگ حیاط می‌رسیم که در دو سر آن دو مجموعه فضایی اصلی تعبیه شده است که ارتفاع بیشتری نسبت به دو وجه دیگر ساختمان دارند. ایوان شمالی خانه در کنار راهرو قرار دارد و در شمال ایوان یک پنج دری وجود دارد که برای پذیرایی از مهمانان مورد استفاده بوده که در دو طرف آن دو اتاق بهار خراب تعبیه شده که به دلیل نورگیری مطلوب و گرمای زیاد بیشتر مناسب استفاده در زمستان بوده است. برای تزئینات دیوار بیرونی اتاقهای این ایوان داخل اتاق پنج دری از گچبری هایی با طرح گل و مرغ خیلی دقیق و ظریف استفاده شده است. حوضی بزرگ در میان باغچه های زیبا در داخل حیاط طراوت فضا را صد چندان می کند. فضاهای خدماتی مانند مطبخ در شمال شرقی مجموعه واقع شده اند واتاقها و ایوان سرپوشیده ای در شرق بنا وجود دارد و پله هایی برا ی دستیابی به سردابها (زیر زمین) در جلو ایوانها تعبیه شده است که در قسمتهای مختلف بنا به چشم می خورد. بادگیرهای بلندی وظیفه تهویه هوا و قابل تحمل کردن محیط در هوای گرم و سوزان تابستان را به عهده دارند. تالار سرپوشیده ای در جنوب ساختمان موجود است که نمایانگر هنر ظریف و با ارزش استاد کارهای ایرانی است. زیرا برای تهویه هوای تالار از منافذ مشبکی بهره جسته اند سپس روی آنها را با گچبری زیبا و ظریفی پوشانده اند و ترکیبی جالب پدید آورده اند که نمایانگر هوش و ذکاوت استاد کار است. و طراحی واجرای آن در زمره شاهکارهای معماری سنتی ایران جای می گیرد. تالار بزرگ سرپوشیده که در اعیاد و مراسم سوگواری مورد استفاده قرار می گرفته از یک ایوان شاخص با سقفی رفیع در جلو و یک قسمت شاه نشین که از بخشهای دیگر بلندتر است و مزین به نقش شاهان است و تالارهایی در دو طبقه در اطراف آن به چشم می خورد تشکیل شده است سقف تالار بسیار دقیق و ظریف گچبری و قوس کاری و رنگ آمیزی شده است و از نقوش گل و مرغ یا صحنه های شکار حیوانات در گچبری ها و نقاشی های تالار جنبی استفاده شده یا با خط خوش تابلوهایی دیدنی و جذاب پدید آمده بویژه تصاویری از پادشاهان قاجار که در تابلوهای دیواری روی دیوارهای شاه نشین جلوه خاصی دارد. تنوع بسیاری در آثار و نقاشی های این بنا به چشم می خورد که با رنگ روغن و آبرنگ زیر نظر هنرمند بلند آوازه نقاشی ایران در زمان قاجار مرحوم «میرزا محمد خان غفاری کاشانی» مشهور به «کمال الملک»، اجرا گردیده است. این استاد بزرگ همچنین وظیفه طراحی و نظارت بر گچبریهای این خانه را نیز به عهده داشته است. ظرافت گچکاری در این بنا به حدی است که در بعضی نقاط به پارچه توری می ماند و باعث می شوند که بیننده پی به ذوق و دقت هنرمند و استادکاران ماهر ایرانی ببرد سه اطاق در جبهه شرقی بنا قرار گرفته ولی در جبهه مقابل از طاق نماهایی قرینه نمادی روبرو استفاده شده که دارای یک ایوان ستون دار با عمق کم است.

 



نکته جالبی در مورد دلیل ساخته شدن این مجموعه وجود دارد که دانستن آن خالی از لطف نیست:
مرحوم «حاج آقا حسن بروجردی» دختر مرحوم «حاج سید جعفر طباطبایی» را برای پسرش خواستگاری می کند. خانواده طباطبایی جواب مثبت را مشروط بر این می کنند که خانواده بروجردی، خانه‌ای در خور و شان عروس داشته باشند. از این رو حاج آقا بروجردی، از معماری که خانه طباطبایی‌ها را طراحی و اجرا کرده است، برای ساخت این خانه دعوت به همکاری می کند و بدین ترتیب این بنای شکوهمند احداث می‌شود.




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

خانه عامریها

چهارشنبه 10 اسفند 1390 03:34 بعد از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: تاریخچه ، آثار تاریخی ، خانه های تاریخی اصفهان ،
یکی از با ارزش ترین و وسیع ترین مجموعه های مسکونی تاریخی کاشان، خانه‌ی حاجی میرزا اسدالله است که امروزه به خانه‌ی «سهام السلطنه» یا «عامری ها» شهرت یافته و متعلق به دوران زندیه است. این خانه پس از زمین لرزه ی سال 1192 هجری قمری در کوچه ای مجزا، بر خیابان علوی در دوران آبادانی کاشان بنا شده است و در محله سلطان میر احمد واقع است.
مجموعه مسکونی عامری‌ها وسیع ترین خانه‌ی تاریخی جهان به شمار می رود که مشتمل بر 8000 مترمربع عرصه و 12000 مترمربع زیربناست. این مجموعه که دارای حیاط های اصلی وسیع اندرونی و بیرونی است، قدمتش به عهد زندیه می رسد. ولی بعدها در عهد قاجاریه (اواسط قرن 13 هجری) «سهام السلطنه عامری» اقدام به بازسازی آن نموده است و در حهت گسترش بنا حیاط هایی به آن اضافه کرده است. این خانه هفت حیاط دارد که چهار حیاط آن به صورت بیرونی، اندرونی، مهمان خانه، حیاط خدمه و سواران نظامی مورد استفاده قرار می گرفته است. و از سه حیاط دیگر برای سکونت نزدیکان نزدیکان سهام السلطنه در نظر گرفته شده بود.

 



خانه ی عامری ها حدودا 85 اتاق دارد و دارای حمام اختصاصی زنانه و مردانه است که در خانه های قدیمی موردی استثنایی به شمار می رفته است. بعد از سهام السلطنه فرزند وی ابراهیم خلیل خان عامری اختیاردار حیاط های اندرونی و بیرونی بود و در باقی قسمت های بنا دیگر افراد این خاندان سکونت داشته اند. در شمالی ترین قسمت بنا خانه «حشمت الله خان عامری» و در بخش جنوبی بنا خانه‌ی بزرگ عامری ها و بعد از آن خانه‌ی دیگری است که بر خیابان علوی واقع شده است.
خانه های دیگری نیز سابقا در قسمت های شمالی و غربی بنا وجود داشته که بعدها تفکیک شده است و دارای مالکیت شخصی آقای یوسفی است. در سال های 1374 تا 1375 با موافقت شهرداری کاشان، هیئت کاشان با همکاری اداره میراث فرهنگی کاشان پس از کسب اجازه از دادستانی وقت به دلیل عدم وجود مالکین خانه عامری ها موفق به کسب مجوز تعمیر بناهای مذکور گردید و بسرعت برنامه مرمت بنا شروع و حدود 80 درصد از عملیات مرمتی و بازسازی مجموعه انجام گرفت.

 



تصمیم خرید خانه یوسفی در سال 1376 گرفته شد و تعمیرات قسمت هایی از آن آغاز شد و به دلیل ایجاد وقفه در عملیات مرمت و بازسازی که به خاطر متوقف شدن عملیات هیئت امناء رخ داده بود کسب تملک خانه «حشمت الله خان عامری» در شمال مجموعه و خانه ی دیگری در غرب بنا با شکست مواجه شد.
در معماری این بنا از شیوه ی گودال باغچه‌ای بهره جسته‌اند که دلیل آن جریان یافتن آب قنات ها در تمامی حیاط ها و در حوض خانه های اطراف آن بوده است. در گرمای طاقت فرسای کویر بادگیرهای بلند هوای سرداب ها را قابل تحمل تر می کند تا اهل خانه با سکونت در سرداب ها ازهوای نسبتا خنک و دلچسب لذت می برند. خانه ی عامری ها امروزه بیشتر به نام «ابراهیم خلیل خان عامری» مشهور است و مجموعه ای گران بها و نایاب از هنرهای نقاشی، کاشی کاری، مقرنس کاری، قرینه سازی و گچبری و هنر معماری اسلامی را در دسترس هنرمندان و علاقه مندان هنر قرار می دهد.
خانه عامری ها دارای حیاطی بسیار وسیع است که یک اتاق پنچ دری و اتاق های آن در شمال و خانه ی بزرگ که نام یکی دیگر از بخش های بنا است در جبهه جنوبی قرار گرته که دارای ایوانی بلند در جنوب است وپس از آن اتاق پنچ دری و در اطرا ف آن اتاق ها و حیاط خلوت ها واقع شده اند که زیرزمین در پایین این بخش قرار گرفته است. در قرینه این ضلع یک سری اتاق در کنار هم قرار گرفته اند و در زاویه شرقی حوضخانه در بین ضلع و طرفین آن اتاق ها و سالن هایی تعبیه شده اند و حیاط قدیمی مجموعه در شمال شرقی واقع شده است که مورد استفاده ساکنین خانه و در مواقعی خاص اهالی نیز از آن استفاده می کرده اند.

 



در جنوب بنا یکی دیگر از خانه ها قرار گرفته که از سمت جنوب به خیابان علوی می رسد. بخش هایی از این ساختمان در زمان احداث خیابان علوی از بین رفته بود ولی با کج کردن مسیر خیابان و حفاری بخش های یاد شده را بصورت اولیه آن که جزئی از حوضخانه بود بازسازی شد. ایوان بلند و وسیعی در نمای شمالی این خانه به چشم می خورد که درپشت آن اتاق پنچ دری و در اطراف آن اتاق ها و سالن های دیگری تعبیه شده است. در جبهه غربی و شمال غربی باربند و جلوخان ورودی واقع است و در بخش غربی آن یکی دیگر از خانه های مجموعه که به شکل گودال باغچه است قرار گرفته است و بخش های مختلف بنا مزین به انواع گچ بری ها و نقاشی ها و آیینه کاری ها است. قسمت های مختلف این مجموعه از روابط داخلی صحیحی برخوردار هستند ولی هریک از خانه ها بطور مجزا ورودی مستقل با سردر و هشتی و راهرو دارد و بناها به صورت تک بنا یا مجموعه دارای ارزش فراوانی هستند که یادگار دوره ی پدرسالاری است.




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 فروردین 1391 04:52 بعد از ظهر

سی و سه پل _ پل الله وردی خان

جمعه 5 اسفند 1390 11:28 قبل از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: زیباترین پارکهای ایران دراصفهان ، پارک های اصفهان ، سی و سه پل ، پل شهرستان ، پل خواجو ، آثار تاریخی ،
سی وسه پل فعلی یا همان «پل الله وردی خان» قدیم، پلی است که در دوران شاه عباس اول و به دستور وی بر روی زاینده رود ساخته شد، تا حد وسط میان دو خیابان مهم آن دوران یعنی چهار باغ پایین و بالا باشد و ارتباط میان «اصفهان کهنه» و «محله جلفا» و «گبریان» را برقرار کند. نام های دیگر آن «پل جلفا»، «سی وسه چشمه» و «پل چهارباغ» نیز هست که امروزه دیگر به این نام ها خوانده نمی شود.
اندیشه ساخت این پل در سال 1008 هجری شکل گرفت و در بین سال های 1010 الی 1020 هجری سردار مشهور شاه عباس، «الله‌وردی خان» کمر به ساخت آن بست و توانست آن را با بهترین کیفیت اجرا کند. حتی در برخی منابع گفته شده که الله وردیخان به خاطر ارادتی که به شاه عباس داشته تمامی هزینه ساخت آن را نیز خود پرداخت کرده است. این بنا را می توان در زمره اولین کارهای عمرانی شاه عباس دانست.

 

در سال 1010 هجری این سردار مشهور شاه عباس مامور شد تا این پل را بنا کند، زیرا در آن زمان هیچ کس به اندازه وی مورد اعتماد و علاقه شاه نبود و شاه به خاطر علاقه خاصی که به وی داشت این امر را برعهده او نهاد. «الله‌وردیخان» که ارمنی الاصل بود از گرجستان به ایران آمده بود. وی در ابتدای ورود به ایران به حلقه غلامان و خدمتگزاران شاه طهماسب اول در آمد و مسلمان شد و از آنجایی که وی جوانی صادق و فداکار بود شاه او را به عنوان و سمت آقاسی یعنی ریاست و سرداری غلامان خاص شاه منتصب کرد. در سال 1004 هجری شاه عباس به وی لطف نمود و علی رغم حضور سرداران غزلباش او را ترقی داده و به «امیر الامرایی» یا حکومت ایالت فارس و «سپهسالاری ایران» رساند. در روند پیشرفت‌های الله‌وردیخان، یک سال بعد حکومت کهکیلویه را هم به وی اعطا کرد. وی سرداری دلیر، کاردان، با تدبیر، کریم و فرمانبردار بود و به خاطر این خصوصیات والا در زمان کوتاهی سراسر فارس را به تصرف خود در آورد و بر طوایف افشاری و بختیاری در کهکیلویه و سایر نقاط فارس پیروز شد و آن ها را سرکوب کرد و موفق شد تا سال 1010 حکومت را نیز در دست گیرد.
و اما معماری این پل، پل دارای 295 متر طول و 75/13 متر عرض می باشد. در ساختمان پل مواردی دیده می شود که دارای زیبایی های خاص است. مثلا وقتی در زیر پل و در امتداد طولی پل نگاه می کنیم، به نظر می رسد که دالان مستطیلی درازی وجود دارد. این به خاطر وجود پایه های پل است که زیر آن باز بوده و به یکدیگر ارتباط دارند و می توان داخل آنها حرکت کرد. به همین دلیل است که نویسنده کتاب «عالم آرا» نوشته است که «چهل چشمه است و یک چشمه به نظر می‌آید.» البته منظور از چهل چشمه به این دلیل است که پل در ابتدا چهل چشمه داشته، ولی بعد از مدتی 7 چشمه آن خشک می شود و به همین خاطر دیگر آن را «سی و سه پل» یا «سی و سه چشمه» خوانده اند. اندازه دهنه هر پل یا هر چشمه حدود پنج زرع و چهاریک است. وسط پل ها که دو دهنه را به هم وصل می کند سه ذرع، طول هر ستون پنج ذرع و چهاریک بوده و هر پل دو ستون دارد. قطر ستون های پل سه ذرع، ارتفاع پای ستون سه ذرع و نیم و ارتفاع پل ها سه ذرع و نیم می باشد. بالای پل از هر طرف دو رشته ایوان و نشیمن‌گاه وجود دارد که در هر دو، یک طرف به سوی رودخانه و طرف دیگر به سمت داخل پل است. در میان این دو ردیف، دالانچه ای قرار دارد که عابرین جهت عبور و مرور از آن استفاده می کنند.

 

 


در زیر پل و در امتداد راهرو وسطی آن نیز در بین سکوهایی که ستون ها روی آن قرار گرفته، در فاصله یک قدم به یک قدم، سکوهای کوچک سنگی ساخته شده است که وقتی آب ملایم است و سطح آن بالا نیست مردم می توانند روی آن ها راه رفته و از پل عبور کنند.
یکی از موارد استفاده پل در قدیم برگزاری «جشن آبریزان» در کنار آن بوده است، جشنی که مورد علاقه زیاد شاه بود و در بین مردم نیز طرفداران زیادی داشت. البته «آبریزگان» یا «آبریزان» یکی از جشن های باستانی ایرانیان پیش از اسلام بوده است که در زمان صفویان هم یکی از تفریحات «شاه عباس» به شمار می‌آمد. در روز سیزدهم تیرماه هر سال ایرانیان جشنی بزرگ می گرفتند و در این جشن آب و گلاب بر سر و روی هم می‌پاشیدند و شاه عباس هم خود در این جشن شرکت می کرد. وی اگر در اصفهان بود در کنار «سی و سه پل» و اگر در شمال کشور بود در کنار «دریای خزر» این جشن را بر پا می کرد. در کنار سی وسه پل شاه همواره با جمعی از بزرگان دولت و سرداران و مهمانان خارجی خود زیر یکی از طاق نماهای پل می نشست و به تماشای مراسم می پرداخت.
«پیترو دلاواله» جهانگرد ایتالیایی از مشاهدات خود درباره این جشن اینگونه نگاشته است که به اختصار می‌آوریم: «در اصفهان مراسم جشن آبریزان را در کنار زاینده رود و در انتهای خیابان چهارباغ برابر پل زیبای الله‌وردیخان به جای می‌آوردند. در آن روز شاه از اول صبح به کنار پل رفته و تمام روز را در غرفه‌های پل به تماشای مراسم می نشیند. در سال 1028 هجری در خلال جشن شاه، سفیران ممالک خارجی را به زیر پل خوانده و به خاطر کمبود وقت مردم را مرخص کرد تا بتواند به صحبت خود با سفیران ادامه داده و به تفریح بپردازد.»
از میان سفیران حاضر در چنین مراسمی، سفیر پادشاه اسپانیا به نام «دن گارسیا دوسیلوا فیگروا» بود که در سفرنامه خود درباره این جشن و پذیرایی شاه توصیفی دارد که به اختصار چنین است: «روزی شاه از سفرا خواهش کرد که طرف عصر روی پل الله‌وردیخان حاضر شوند. از چند قرن پیش همه ساله در ماه ژوئیه ایرانیان جشنی گرفته که در آن به جز خانم ها که از روی پل نظاره‌گر مراسم هستند، همه افراد در جشن شرکت می‌کنند. مردان همه لباس های کهنه و کوتاه خود را پوشیده و شلوارهای تنگ و کلاه به سر می‌گذارند. سپس همگی وارد آب زاینده رود شده و به همدیگر آب می پاشند و گاهی این بازی به حدی شدت می گیرد که افراد کاسه و وسایل خود را به سمت هم پرتاب می کنند و این کار گاهی باعث آسیب دیدن افراد و حتی در بعضی موارد باعث مرگ آنها می شود، ولی نهایتا در این روز همه به خوشگذرانی می‌پردازند و سعی می کنند تا حد امکان از همه چیز لذت ببرند ...»


جالب است بدانید معمار این اثر تاریخی، «استاد حسین بناء اصفهانی» بوده است. وی که پدر «استاد محمدرضا اصفهانی»، معمار مشهور «مسجد شیخ لطف الله» است، در طراحی این پل نکات جالبی را لحاظ کرده است. بطور مثال پل در قسمتی از رودخانه ساخته شده که بسیار عریض است، درحالی که معمولا شاهد این هستیم که پل ها را در کم عرض ترین قسمت رودخانه ها می سازند. یکی از دلایل عریض بودن این قسمت این است که ابتدا پل را در کنار مسیر رودخانه (در سمت شمالی) و عمود به آن ساخته‌اند و سپس با هدایت آب رودخانه بوسیله خاکبرداری به این سمت یعنی به سمت شمال، سمت دیگر را ساخته‌اند. از محاسن دیگر عریض کردن رودخانه در این قسمت این بوده که رودخانه دارای بستری کم‌عمق، آرام و وسیع در مرکز شهر (بین چهارباغ پایین و بالا) شده است و چشم انداز زیبایی را بوجود آورده است. پل الله وردیخان با شماره 110 به ثبت تاریخی رسیده است.




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 5 اسفند 1390 01:57 بعد از ظهر

سر در قیصریه

سه شنبه 18 بهمن 1390 01:39 بعد از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: آثار تاریخی ، سر در قیصریه ،
در مقابل «مسجد جامع عباسی» در شمال «میدان نقش جهان»، سردرى قوسی شكل با كاشیكارى مجلل و باشكوه و نقاشی های رنگ باخته صفوی هویدا است، كه ورودی «بازار قیصریه» محسوب می شود. سردر بازار قیصریه ورودی باشكوه و اصیل میدان نقش جهان است كه بهترین دید و منظر را به این میدان داراست و در زمان صفویان میدان كهن شهر را پس از گذر از بازار به میدان جدید شهر اتصال می‌داده است.
در كتاب تاریخچه ابنیه تاریخى اصفهان راجع به بازار قیصریه چنین نوشته شده است: «در عقب سردر بازار شاهى مشهور به قیصریه است كه در سال 1029 هجری و 1619 میلادی در برابر قیصریه رم ساختمان گردیده. این بازار بزرگترین و با شكوهترین بازارهاى اصفهان بوده است و در وسط بازار محوطه بزرگ مدور شكلى است كه گنبد زیبایی دارد و در طرف مغرب كاروانسراى با شكوه شاهى كه دو طبقه و داراى تقریباً 150 حجره است قرار دارد در مشرق بازار ضرابخانه بوده كه حالا تجارتخانه مى ‏باشد در این بازار مانند قدیم پارچه‏ هاى گوناگون و قلمكارهاى اصفهانى و غیره به فروش می رسد.»
یکی از جهانگردانی كه در مورد سردر قیصریه سخن گفته است «پیترو دلاواله» ایتالیایی است. وی این سردر را چنین توصیف کرده: «طرف بازار چشم انداز زیبایی وجود دارد كه قرینه این مسجد (مسجد جامع عباسی) است، به همراه دو تالار مرتفع كه روی غرفه ها ساخته شده اند.»
شاردن سیاح و جهانگرد مشهور فرانسوی نیز درباره سردر قیصریه اظهارنظر كرده است و در سفرنامه خود چنین نوشته است: «نظر به این كه همه نویسندگان مشرق زمین در تعیین طالع شهرها از طریق تنجیم بسیار دقیق عمل می كنند، آن ها احداث اصفهان را در اوج «برج قوس» تعیین كرده اند و از همین رو علامت این برج را بر سردر كاخ و بازار شاهی به تصویر كشیده اند. البته شرقی ها آن را مثل ما و به شكل نیمی انسان نیمی اسب نقاشی نمی كنن، بلكه به صورت نیمی انسان و نیمی ببر می نمایند، ببری كه دارای دمی است به شكل افعی بزرگ كه نیمه آدمی برج قوس، تیری به سوی دهان آن نشانه گرفته. »
در مورد وجه تسمیه «سردر قیصریه» چیزی که واضح است نام این سردر، بر گرفته از نام «بازار قیصریه» است كه بلافاصله بعد از سردر شروع می شود و تا چار سوی چیت سازها ادامه دارد. گفته شده «قیصریه» از واژه «قیصر» یا «سزار» مشتق شده است. قیصریه عموماً به راسته‌ای از بازار گفته می شود كه در آن كالاهای سبك وزن و گرانقیمت (لوكس) به فروش می‌رسند و عموماً قسمتی از بازار است كه توسط حكومت یا بازرگانان ثروتمند ساخته می شده و به دلیل توان مالی پیشه وران قیصریه‌ها، این قسمت از بازار به لحاظ ویژگی های معماری و تزئینات غنی تر و پركارتر از سایر قسمت ها بوده و هندسی تر ساخته می شده است. قیصریه ها به خاطر وجود همین تزئینات غنی و سازندگان معتبرشان، بازار شاهی یا قیصریه خوانده می شدند.

 

 


«سردر قیصریه میدان نقش جهان»، به امر شاه عباس بزرگ در سال1011 هجری قمری از روى سردر قیصریه آسیاى صغیر ساخته شده و چون در زمان قدیم غالب مردم به خصوص اشراف زادگان و طبقه بزرگان و به ویژه سلاطین و پادشاهان به وضع كواكب و ستارگان توجه داشتند، ساختمان ها را نیز در ساعات میمون و مبارك بنا می كردند و آن طور كه از نسخ تاریخی استنباط می شود، هنگام شروع به ساخت سردر قیصریه، طالع در برج قوس بوده است و از این رو در بالاى سردر، برج قوس را به تصویر كشیده اند. برج قوس از ستاره هائى تشكیل می شود كه پیكره كمان به دستی را نشان می دهد. البته بر سردر قیصریه، همانطور که از شاردن روایت شد، نیم تنه كمانگیر، انسان و نیم تنه دیگر آن به صورت حیوان درنده ‏اى به شكل ببر است كه این كمانگیرِ نیم ببر و نیم انسان با تیر و كمانی در دست خود در حال نشانه گیری به سمت دم درنده خویِ خویش است. در تفاسیر چنین بیان شده است كه این تصویر نمادی از جهاد انسان با هوای نفس خویشتن است. این تصویر امروزه به صورت نمادی برای شهر نیكو صورت و سیرت «اصفهان» در آمده است. در وسط سردر قیصریه نیز نقش خورشیدی مشاهده می شود.
تاریخ قطعى ساختمان سردر قیصریه معلوم نیست و همیشه در پرده ای از ابهام باقی مانده است و این به این علت است كه در هیچ جای این بنا تاریخ ساخت آن ذكر نشده است و شاید هم از بین رفته است. اما آنچه مسلم است در سال 1014 «شاه عباس» بازار قیصریه و تمام بازارهاى اطراف میدان نقش جهان و كاروانسرا و حمام نزدیك میدان را كه خود وی ساخته‏ بود، وقف بر حضرت محمد (ص) نموده و صورت وقف نامه آن در كتاب «قصص الخاقانى» ضبط شده است و در همین زمان است که سردر قیصریه هم ساخته شده است. ولى این نكته با آنچه آندره گدار در كتاب آثار ایران گفته است كه تاریخ اتمام ساختمان سردر قیصریه سال 1026 هجری قمری است مطابقت ندارد، مگر اینكه گفته شود تزئینات و نقاشی هاى آن در سال 1026 هجری قمری انجام یافته است. البته در كتاب «تاریخچه ابنیه تاریخی اصفهان» نیز همانطور که پیشتر گفته شد تاریخ دیگری ذكر شده و بر این ابهام افزوده است. در این كتاب سال ساخت، سال 1029 هجری عنوان شده است.

 

 


در جلد سوم زندگی شاه عباس اول تالیف «نصرالله فلسفی» چنین آورده شده است كه: «شاه عباس ظاهرا پس از بازگرفتن آذربایجان از دولت عثمانی مصمم شد كه املاك و مستغلات و قسمتی از اموال خود را وقف پیامبر اسلام و دوازده امام كند، نخست در سال 1014 هجری قمری بازار قیصریه و تمام بازارهای اطراف میدان نقش جهان را با كاروان سرا و حمامی در نزدیكی میدان كه همگی در زمان او ساخته شده بود وقف رسول اكرم كرد.»
در گذشته، طرفین سردر قیصریه نقاره خانه‌‏اى وجود داشته كه تا سال 1307 هجری در ایوان هاى آن هنگام ‏غروب و طلوع آفتاب طبق رسم گذشتگان با طبل و دهل و بوق و كرنا، نقاره می نواختند و خبر از طلوع و غروب خورشید و ساعات شرعی می دادند. اما امروز از نواختن نقاره و بنای نقاره خانه به جز توصیف سفر نامه ها و گذشتگان، چیزی باقی نمانده است.
علاوه بر نقاره‌خانه‌ی از بین رفته، در داخل سردر نقاشی هاى بسیار زیبا وجود داشته كه در اثر مرور زمان خراب شده و از بین رفته و تنها سایه ای از آن باقی است. مثلا در مدخل سردر نقاشی بسیار زیبا اما رنگ باخته‌ای وجود دارد كه تصویر یكى از جنگ هاى شاه عباس بزرگ با ازبك ها می باشد. شاردن جهانگرد فرانسوی در مورد این نقاشی ها می گوید: «صحنه ای از نبرد شاه عباس را با ازبك ها نمایش می دهد و در بالا و پائین این تابلو تصاویر فرنگی هایی نقاشی شده كه زن و مرد پیمانه به دست در حالت مستی پشت میز نشسته اند.»
در بالا و پائین سمت راست سردر تصاویرى از مردان و زنان اروپائى در حال خوشگذرانی به تصویر كشیده شده است و طرف چپ، تصویر شكارگاه و منظره شكار دسته جمعى شاه عباس و نیز تصویر جوانى شاه نقش شده است. در قسمت فوقانی سردر و بالای درب ورودی بازار قیصریه دریچه‏ اى است كه در قدیم جاى ساعتى بزرگ بوده و در اوقات روز زنگ می زده است.
در جلو سردر قیصریه اصفهان در گذشته حوض آب بزرگى وجود داشته و چهار بازار شاهى نیز از جلوخان شروع می شده است. تا چندی پیش، گلدان گل و حوض كوچكى از طرف شهردارى ساخته شده و در جلوی سردر به جای حوض قدیمی نصب شده بود. اما اخیرا حوض آبی بزرگ به شكل اولیه آن بازسازی شده و در جای حوض قدیمی قرار گرفته و حال و هوای اصیل جلوخان قیصریه را تا حدی به آن بازگردانده است.
در بالاى سردر قیصریه بر روى كاشى هایی كه در زمان قاجار بین كاشی و نقاشی های عهد صفوی اضافه شده است، به خط نستعلیق با رنگ سفید بر زمینه لاجورد كاشی خشت عنوان شده که در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار و حكمرانى ظل السلطان، به سرپرستی «میرزا نصرالله خان مستوفى» به سال 1218، در سردر تعمیراتی به عمل آمده است.

 

 


هنگامى كه عابران و رهگذران از میدان نقش جهان به سمت سردر با شكوه قیصریه حركت می كنند و داخل بازار قیصریه وارد می شوند، مجموعه ای از بناهاى پر عظمت و باشكوه زمان شاه عباس بزرگ را در مقابل دیدگان خود می بینند كه در زمان قدیم گران بهاترین پارچه ‏هاى زربافت را در آنجا می فروخته ‏اند. نمایندگان تجار خارجى نیز در این بازار حجره هائى داشته اند. بازار قیصریه كه به بازار شاهى نیز شهرت دارد از سردر قیصریه شروع و به بازار چیت سازها و از آنجا به بازار دارالشفا منتهى می شود و امروز محل فروش بهترین قلمكارها و كارهاى دستى اصفهان است. در این بازار محلى بنام «ضرابخانه شاهى» وجود داشته كه اكنون مبدل به بانك گردیده است. سراى معروف شاه یا ملك التجار نیز در این بازار واقع است.
سردر قیصریه، جلوخان عظیمی است برای بازار بزرگ اصفهان و شامل محوطه نسبتا بزرگی است كه در سمت چپ خود «بازار صراف ها» و هم چنین «بازار قنادها» را دارد و در سمت راست خود نیز دو راسته «بازار كفاش ها» را دارد. بر جرزهاى طرفین مدخل بازار قنادها در سمت راست سردر قیصریه و بازار كفاش ‏ها در سمت چپ سردر، دو شكل مربع به خط بنائى لاجوردى رنگ معرق بر زمینه آجرى دو بیت شعر زیر نگاشته شده است:
غرض نقشى است كز ما باز ماند           كه هستى را نمى ‏بینم بقائى
مگر صاحب دلى روزى برحمت           كند در كار مسكینان دعائى
طرفین سردر قیصریه سكوهاى وسیعى از سنگ یشم نصب شده است كه در قدیم جواهر فروشان و زرگران بساط خود را روى آنها گسترده و متاع هاى خود را به فروش می رسانیدند. امروزه نیز دسته‌ای از خرده‌فروشان بر این سكوها بساط می گسترند و به داد و ستد كالای خویش می پردازند.
مجموعه سردر قیصریه و نقاره‌خانه آن به شماره 103 در تاریخ پانزدهم دی ماه 1310 هجری به ثبت تاریخى رسیده است.




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 13 بهمن 1390 03:55 بعد از ظهر

کلیسای وانک -2

یکشنبه 18 دی 1390 01:37 بعد از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: کلیسای جامع وانک؛پربیننده ترین کلیسای ایران ، آثار تاریخی ،
مگر می شود به اصفهان رفت و به «محله جلفا» سری نزد. اینکه محله جلفا و آثار تاریخی ماندگار آن چه زمانی و به چه دلیل ساخته شدند، بر می گردد به مهاجرت برخی از ارامنه به اصفهان که در زمان صفویه اتفاق افتاد. در سال 1012ق (1603م) شاه عباس اول تعدادی از ساکنان «ارمنستان» را به ایران کوچ داد و بخش عمده ای از آنان را در اصفهان و فریدن اسکان داد. وی از املاک خاصه خود، حاشیه جنوب غرب زاینده رود را برای ساختن «محله جلفا» اختصاص داد، که البته گروهی از ارامنه هم در محلاتی چون شمس آباد (خیابان شیخ بهایی امروز)؛ اطراف قلعه طبرک و تخت قراچه (حوالی خیابان بهشتی امروز) ساکن شدند. در زمان شاه عباس دوم ارمنیان پراکنده در شهر نیز به جلفا کوچانده شدند و محله های دیگر جلفا چون تبریزی ها و ایروانی ها را ساختند. به همین دلیل تعدادی کلیسا و منازل قدیمی از دوران صفویه در این محل باقی مانده است و البته در کنار آن هنوز خیلی از ارامنه در این مناطق سکونت دارند. در میان کلیساها برخی مشهورتر از بقیه هستند، همچون کلیساهای وانک، بیت اللحم و کلیسای مریم. از 24 کلیسای ساخته شده توسط ارامنه، 13 کلیسا به جا‌مانده که در محلات گوناگون جلفا پراکنده و هر کدام نسبت به جمعیت آن زمان محله، کوچک یا بزرگ می‌باشند.
از زیباترین و شاید مشهورترین آن ها، کلیسای وانک است که به نام های «سن سور» و «آمنا پرکیچ» یعنی نجات دهنده همگان نیز شهرت دارد. وانک در زبان ارمنی معنی کلیسای اعظم می دهد. این کلیسا مرکز تربیت کشیش و خلیفه بوده و به اصطلاح «حوزه علمیه نصاری» محسوب می شود. همچنین کانون ارتباط ارمنیان اصفهان با جهان ارامنه است و حتی نیز ذکر شده که محل حکومت قوم ارمنی بر ارامنه ساکن شبه قاره هند، جاوه و دیگر نقاط جهان، کلیسای وانک اصفهان بوده است. روایت است که در سال های اول ورود ارامنه به اصفهان، «شاه عباس کبیر» از ریش سفیدان آنان سؤال کرد که از وی چه می خواهند؟ و ارامنه در جواب گفتند: که در «جلفای ارمنستان» کلیسایی باشکوه و بزرگ داشته‌اند و حال که جلای وطن کرده اند، همیشه به یاد آن هستند. پس شاه عباس کبیر دستور داد که کلیسایی شبیه آن کلیسا بسازند و بدین ترتیب کلیسایی کوچک در محل کلیسای وانک امروزی ساخته شد (علت کوچکی کلیسا نبود سرمایه کافی در آن زمان بود).

 

 


با گذشت حدود پنجاه سال از ساخت آن کلیسای کوچک، کلیسای ساخته شده رو به تخریب رفت، لذا در سال 1065 ق (1655 م) به دستور شاه عباس دوم و تشویق خلیفه وقت (داوید اول)، با صرف هزینه ای گزاف و صرف مدت 9 سال، کلیسای جدید در همان محل ساخته شد؛ کتیبه سردر کلیسا در جانب غربی با خط ارمنی طلایی بر زمینه کاشی خشت لاجوردی، گویای این اتفاق است. کتیبه های بی شماری بر روی کاشی بالای سردر غربی، دو طرف جرزهای درِ شمالی، زیر طاق محراب، پنجره های جنوبی و ... وجود دارند که به خط ارمنی طلایی بر زمینه لاجوردی بوده و از افراد کمک کننده در ساخت کلیسا با اعضای خانواده‌شان نام برده و برای آنان طلب خوشبختی کرده است.
38 سال پس از ساختن کلیسای جدید یعنی در سال 1113 ق (1701 م)، برج ناقوس آن در زمان سلطنت شاه سلطان حسین صفوی به خرج «آقا هوانجان جمالیان» بنا شد که یادبود آنان بر کاشی به خط ارمنی نوشته شده است. برج ناقوس چندان مرتفع نیست و بر چهار ستون سنگی گرد یکپارچه استوار است. کلیسای حاضر دارای دو دروازه بود یکی در ضلع غربی با در آهنی که رفت و آمد عموم از آن صورت می گرفت و دو راه به سمت شمال و جنوب کلیسا داشت، راه شمالی به باغچه تاکستان می رسید که آسیابی در آن قرار داشته و به نام «حیاط آسیاب» خوانده می‌شد. دیگری راه جنوبی که به سالن کلیسا منتهی می شد و در بالای درِ آن دو سنگ صلیبی وجود داشت که روی آن ها کتیبه هایی نقش شده بود؛ درِ ضلع جنوبی برای آوردن آذوقه و رفت و آمد راهبان و کشیشان مورد استفاده بود. در کنار در شمالی نیز بالاخانه ای وجود دارد که اقامتگاه جانشین خلیفه بوده و بر دور تا دور آن نیز کتیبه ای نقش شده است و در سمت جنوب غرب کلیسا نیز اتاق اسقف نشین واقع است. سمت شمالی مقابل در کلیسا نیز ساختمان خلیفه قرار دارد که بر سردر آن نقاشی ملاقات حضرت «گریگور منور» با یکی از قدیسین است و در دالان کنار دیوار کلیسا سه قبر پیشوایان مذهبی قرار دارد و ازاره های کلیسا با کاشی های خشت هفت رنگ آراسته شده است. محراب اصلی (جهت آن همیشه به سمت مشرق) کلیسای وانک در مقایسه با کلیساهای دیگر کوچک تر است و تصویر محراب، قیام حضرت مسیح (ع) است که تاریخ 1069 ق (1660 م) را دارد و متأثر از نقاشی رنگ و روغن ایتالیایی است. محراب دارای طاق قوسی و زیرزمینی است که در آن دو پیشوای بزرگ مذهبی  یعنی «خلیفه خاچاتور» بنیانگذار چاپخانه کلیسا و دیگری «خلیفه داوید» تجدید کننده بنای کلیسا دفن شده اند. اطراف محراب با کاشی تزئین شده و تمام دیوارهای کلیسا از داخل با تصاویر مذهبی و تزئینات گل بوته و طلاکاری آذین شده است.

 

 


دورتادور گنبد هشت پنجره و در فاصله میان آنها تصویر آفرینش آدم و حوا و رانده شدن آنان از بهشت و مابقی ماجرا نقش بسته است. در محل عوام کلیسا نیز تصاویری از روز رستاخیز ترسیم شده است و در محل سرودخوان کلیسا تصاویر مربوط به حضرت مسیح علیه السلام از بشارت تولد وی به حضرت مریم تا معراج وی نقاشی شده است. در جایی دیگر نیز تصاویر بخشی از زندگی پیامبرانی چون نوح، ابراهیم، یوسف، لوط، موسی، داوود و ... ترسیم شده است که در کل در این قسمت بالغ بر 60 تصویر کوچک وجود دارد. بر اساس کتیبه های موجود در کلیسا (چهار کتیبه در جبهه جنوبی)، بانی نقاشی‌های کلیسا «خواجه آودیک» بوده و استادانی چون «استاد میناس» (استاد رضا عباسی نقاش مشهور صفوی)، «خلیفه هوانس» و «کشیش استپانوس» در این کار یاریگر وی بوده اند. نقاشی‌های کلیسای وانک از تلفیقی از مینیاتور ایرانی، هنر ارمنی و سبک هنری بیزانس بهره گرفته و ترکیب این سه سبک هنری زیبایی بی نظیری به این مکان بخشیده است.
سنگاب موجود در کلیسا نیز بر طبق کتیبه اطرافش یادگار خواجه آودیک است. در وسط حیاط غربی کلیسای وانک بنایی قرار دارد که آن را «مادور» یا نمازخانه می نامند و موسوم به «هریشتاگابت» یعنی فرشتگان بزرگ میکائیل و جبرئیل می باشد و در سال 1114 ق (1702 م) ساخته شده است. تعمیرات دیگری در کلیسا در سال های بعد صورت گرفت؛ برای نمونه در سال1263 ق (1854 م) کف آن سنگفرش شد و در 1265 ق (1856 م) آجرهای کهنه آن تعویض شدند و در سال بعد تصاویر داخل کلیسا نیز غباررویی شدند.
ساختمان موزه و کتابخانه در قرن اخیر ساخته شده است. در کتابخانه آن بالغ بر 250 جلد کتاب خطی قدیمی وجود دارد که از قدیمی ترین آن ها انجیل نوشته شده بر پوست به تاریخ 1036 م است. این کتابخانه بیش از 25 هزار جلد کتاب از انتشارات مختلف دارد. موزه کلیسا نیز ساختمانی با چند سالن است که در سال 1322 ق (1905 م) بنا شد و دارای تابلوهای نقاشی است که از سوی کشورهای اروپایی به کلیسای وانک تقدیم شده است. از جمله اشیاء قدیمی موزه، نخستین کتاب چاپ شده در دوره صفویه و چند قطعه از تزیینات نفیس گچبری و طلاکاری کاخ های هفت دست و آینه خانه از بناهای دورة شاه عباس دوم است که فقط در این موزه می توان آنها را مشاهده کرد.همچنین مجموعه فرامینی که سلاطین ایران بعد از شاه عباس درباره ارامنه جلفا صادر کرده اند در یکی از سالن های موزه نگهداری می شود. البته جا دارد از چاپخانه کلیسا هم نامی برد، این چاپخانه در سال 1035 ق (1636 م) به وسیله «خاچاتور» و همکارانش ساخته شد و برای اولین بار در خاورمیانه در سال 1037 ق (1638 م) کتاب «زبور داوود» را چاپ کرد.
از دیگر تأسیسات کلیسای وانک بنای یادبود شهدای ارامنه سال 1915 م است که به مناسبت شصتمین سالگرد ارامنه‌ای که در جنگ بین المللی اول (1918 م - 1914 م) توسط دولت عثمانی کشته شده بودند، در جلو چاپخانه کلیسا و سمت شمال درب ورودی ساخته شد.
ذکر این نکته نیز لازم است که نسخه ای از پیمان حضرت محمد (ص) با مسیحیان و ارمنیان در سال چهارم هجری وجود دارد که در این کلیسا نگهداری می شود.




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

پل جویی

شنبه 17 دی 1390 12:01 بعد از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: پل های واقع بر روی زاینده رود ، پل خواجو ، پل جویی ، آثار تاریخی ،
با توجه به این که ساکنان شهر اصفهان همواره نیاز به برقراری ارتباط با یکدیگر در دو سوی رودخانه زاینده رود داشتند، لازم بود پلهایی بر روی این رودخانه ساخته شود. پل شهرستان، مارنان، سی و سه پل و خواجو، قدیمی ترین پلهای روی زاینده رود در شهر اصفهان هستند.
در انتهای خیابان کمال اسماعیل اصفهان، مکانی که اکنون در دوسوی رودخانه پارکهایی احداث گردیده، پل باریک و کم عرضی به نام «پل جویی» قرار گرفته است. این پل، بین پل خواجو در شرق و سی وسه پل در غرب واقع شده است. این بنا زمانی در غرب کاخهای «هفت دست» و «آیینه خانه» قرار گرفته بود. این دو کاخ حدود صد سال قبل همراه با کاخ «سعادت آباد»، «کاخ نمکدان» و «کلاه فرنگی» به دست مسعود میرزا ظل السلطان حاکم اصفهان در زمان ناصرالدین شاه ویران شدند.
در کتاب «فواید الصفویه» که از دوره صفوی به جا مانده، از این پل با عنوان «پل سعادت آباد» یاد شده و در آن، نویسنده کتاب در مورد ایجاد شهر جدیدی در کنار باغ خوشبختی آباد در هفدهمین سالگرد سلطنت شاه عباس دوم مطالبی نوشته است.

 

 


دلیل نامگذاری این پل به «پل جویی» از آن جهت است که جوی آبی به درازای پل یعنی 147 متر و پهنای کمتر از یک متر از روی ناحیه سنگ تراش وسط پل عبور می کرد. در واقع این جوی، آب را به باغهای شمالی می رسانید. متاسفانه این جوی آب امروزه پر شده است.
با جمع شدن آب در بخش غربی پل، آب رودخانه به صورت دریاچه‌ای در می‌آید. به این دلیل به این پل، «پل دریاچه» نیز می‌گفتند. البته گاه به غلط در زبان عامیانه مردم اصفهان، آن را «پل چوبی» نیز می نامند در حالی که در ساختمان این پل اصلا از چوب استفاده نشده است و این نام در واقع تلفظ غلط و یا شاید ساده تر کلمه عامیانه «جوبی» است.

 

 


شاه عباس دوم که از سال 1052 تا 1077 هجری قمری در اصفهان سلطنت می کرد، همانند شاه عباس اول به ساختن بناهای مذهبی، پلها و کاخها علاقه فراوان داشت. در زمان پادشاهی شاه عباس دوم، اصفهان از سمت جنوب و غرب گسترش بیشتری یافت. به گفته شاردن، سیاح و جواهر فروش فرانسوی که در زمان شاه عباس دوم به اصفهان سفر کرد، شاه عباس دوم در انتهای خیابان چهارباغ، بناهایی ساخت که در مقابل هزارجریب بزرگ، به مجموعه آن هزار جریب کوچک می گفتند. هزارجریب کوچک از منطقه و باغ سعادت آباد تشکیل می شد که قبل از آن، محل زندگی گبرها بود. به دستور شاه عباس دوم، گبرها در منطقه جلفا اقامت نمودند. محل باغ سعادت آباد، حاشیه جنوبی زاینده رود بین سی و سه پل و پل خواجو بود. روبروی این منطقه، «باغ دریاچه» در شمال زاینده رود قرار گرفته بود. می توان گفت زاینده رود از بین باغ دریاچه و منطقه سعادت آباد می گذشت. دلیل اصلی ساخت پل جویی نیز برای اتصال دو طرف رودخانه بود که ساخت آن در سال 1068 هجری قمری انجام شد، ولی متاسفانه نام سازنده پل مشخص نیست. البته این بنا در سال 1319 هجری شمسی توسط «حاج سید عبدالرحیم محمودیه» بازرگان اصفهانی تعمیر شده و در تاریخ 1305 به ثبت تاریخی رسیده است.

 

 


از لحاظ معماری، این پل 21 دهانه با طاقهای جناغی و دو اتاقک کوچک در بخش میانی و آب برهای مثلثی دارد. در بخش میانی این پل در گذشته، برجی شش ضلعی قرار گرفته بود که از هر طرف آن، چشمه ای روان می گردید. این پل با وجود طول زیاد و پهنای اندک بسیار محکم و از شر بلایای روزگار به دور مانده است. پل سنگ تراش بوده، در پایه های آن از ملات ساروج استفاده شده و در تمامی بدنه و طاقها، آجر با ملات گچ به کار رفته است.
پل جویی در اصل برای عبور و مرور مردم ساخته نشده و تنها راه ارتباطی باغهای شمال و جنوب زاینده رود با یکدیگر محسوب می‌شده، ولی معمولا برای عبور خانواده شاه عباس و ملاقات آنان با بزرگان، خارجیان و سفیران استفاده می شده و «باغ سعادت آباد» در شمال را به «بنای هفت دست» در جنوب مرتبط می‌ساخته است.




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 18 دی 1390 01:36 بعد از ظهر

پل مارنان

شنبه 17 دی 1390 11:57 قبل از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: پل های واقع بر روی زاینده رود ، پل خواجو ، آثار تاریخی ،
«رودخانه زاینده‌رود» از غرب به شرق شهر كهن اصفهان جارى است و این كهن شهر ایران زمین را همواره به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم كرده است. عبور این رودخانه همیشه زنده علاوه بر طراوت بخشیدن به شهر زیبای اصفهان، آن را به دو قسمت جدا كرده است كه چاره این جدایی در ساخت پل های متعدد شده است. از زمانی كه شهر اصفهان به عنوان محل سكونت برگزیده شده و ساكنان نخستینش در آن سكونت یافته اند، نیاز به ارتباط با قسمتهاى دیگر شهر در طرف مقابل رود، آنان را ناگزیر به ساختن پل كرده است، بدیهى است هر ارتباطی بین دو قسمت اصفهان ضروری تر بوده، پل ارتباطى آن زودتر ساخته شده است.
از زمان‌های بسیار دور «پل مارنان» واسطه اتصال دو ساحل شمالی و جنوبی رودخانه در غربی ‌ترین قسمت شهر بوده است و روستاهای سرسبز «ماربین» از طریق پل مارنان به روستاهای مقابل آن در ساحل جنوبی رودخانه متصل می ‌شده‌اند.
چند نظر در مورد وجه تسمیه پل مارنان وجود دارد كه همگی نزدیك به واقع هستند و به همین دلیل به ذکر تمامی این نظرات می پردازیم. نخستین نظر بر این اعتقاد است كه نام این پل از «مهربین» اوستایی گرفته شده است. قرن ها قبل از ظهور زرتشت، معبد «مهرپرستان» بر فراز كوه سنگی قرار داشت. نام این كوه در دوره ساسانیان «مهربین» بود و در طول قرون اسلامی به «ماربین» معروف شد.

 


نظر دیگر نام مارنان را مرتبط با پیچ و خم زاینده‌رود در سمت مغرب اصفهان می داند،‌ در غرب شهر رودخانه زاینده‌رود به شكل مارپیچى وارد شهر مى ‏گردد كه به همین جهت قریه مجاور رود در این قسمت را «مارنان» یا «ماریانان» گفته ‏اند، یعنی به شكل مار. و چون در همین محل این پل را ساخته اند، نام آن از نام قریه مارنان و پیچ و خمِ به شكل مارِ زاینده رود گرفته شده است. این پل، محله جلفا را به قریه مارنان اتصال مى ‏دهد.
نظر دیگری كه در مورد وجه تسمیه پل وجود دارد اشاره به نام دیگر پل یعنی «سرفراز» دارد. این پل را «سرفراز» هم نامیده‏اند. روایت است که در زمان «شاه سلیمان صفوى» یكى از ثروتمندان ارامنه این پل را ساخت و به لقب «سرفراز» نایل گردید و مدتى هم به همان نام سرفراز مشهور بود. البته طبق شواهد تاریخی این پل متعلق به زمان پیش از صفویان است ولی در هر حال متمول ارمنیِ زمان شاه سلیمان صفوی، آن را تعمیر و مرمت كرده است. اگرچه این پل قبل از زمان صفویه وجود داشته است، منتهى به سبب ازدیاد عبور و مرور که به دلیل جمعیت زیادتر آن زمان بوده، پل فرسوده گشته و احتیاج به تعمیر و تجدید بناء داشته است و این مرمت توسط این ثروتمند ارمنی انجام شده است.
در مورد پل های شهر اصفهان چنین می توان گفت كه این پل ها بر اساس ضرورت ارتباط دو پهنه شمالی و جنوبی شهر اصفهان شكل گرفته‌اند و هر چه این ارتباط در نقطه ای از شهر ضروری تر بوده است پل ارتباطی آن زودتر شكل گرفته است. آنچه مسلم است پل هاى «مارنان»، «شهرستان»، «الله‌وردیخان» و «خواجو» از پل‌هایى هستند كه در مرحله اولِ احتیاج ساخته شده‌‏اند، منتهى در اثر ترافیك بالا و رفت و آمد زیاد، فرسوده و ناكارآمد گشته اند و تجدید بناء و مرمت شده‌اند. از همین نكته معلوم می شود که نظریه احداث اولیه «پل شهرستان» در زمان سلسله ساسانیان، درست مى‏باشد.
پل مارنان اصفهان كه در خیابان مطهری، مابین پلهای امروزی «فلزی» و «وحید» واقع است، اكنون داراى هفده دهانه است، در حالیکه در گذشته بیش از هفده دهانه داشته است و حالا بسته شده است.

 




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

پل شهرستان

شنبه 17 دی 1390 11:49 قبل از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: آثار تاریخی ، پل های واقع بر روی زاینده رود ، پل شهرستان ،
از دوران بسیار کهن، هنگامی که بشر توانست آب را مهار کند و مسیر آن را مشخص سازد، از تنه درختان برای عبور و مرور از عرض رودخانه استفاده کرد. این گونه بود که کار پل سازی رواج پیدا کرد. پل ها از بناهایی هستند که در ادوار گذشته در مسیر جاده های کاروانی، راه ها و روی رودها ایجاد شده اند. ایران در دوره باستان و دوره اسلامی سهم قابل توجهی در توسعه پل سازی داشته است.
یکی از قدیمی­ترین پل­های رودخانه زاینده رود، «پل شهرستان» اصفهان است. این پل جزو بناهای تاریخی و مشهور اصفهان است، که در 3 کیلومتری شرق اصفهان قرار دارد. بعضی از مورخان و باستان شناسان بنیاد آن را به زمان هخامنشی و ساسانی نسبت داده اند، ولی ساختمان­های روی پل از نمونه معماری اسلامی ـ دیلمی و سلجوقی  متأثر شده است. از نظر معماری و قدمت زمان ساخت، در مجموعه پل­های قدیمی فقط پل های دزفول و شوشتر با آن برابری می کنند. در زمان­های قدیم این پل به نام «گی» و بعد از اسلام به «جی» و «سارویه» شهرت داشت و نظر به نزدیکی به قریه «شهرستان» به این نام نیز شهرت یافت. گاه این پل را «جسر حسین» نیز می نامیدند که به علت وجود مقبره آجری کوچکی به نام «شاهزاده حسین» در نزدیکی آن است. و نسب او را چنین می گویند: حسین بن زید بن حسن بن علی.

 

 


پل شهرستان در دوره «دیالمه» و «سلاجقه» تنها پل مهم زاینده رود در داخل اصفهان و پل ارتباط جنوب و شمال شهر بود و دروازه جنوبی شهر را شامل می شد.
طول این پل 105 متر و عرض آن 5 متر و دارای 12 دهنه بزرگ هلالی شکل (دهانه های فوقانی و تحتانی) می‌باشد. پایه های پل بر روی سنگ های طبیعی کف رودخانه استوار گردیده است و مصالح پایه ها و بدنه از سنگ و ساروج بوده و در تاق­ها آجر به کار رفته است. شاه نشین شمالی پل به نظر می­رسد که محلی برای دریافت عوارض از کاروانانی بوده که از روی پل برای رفتن به شهر شیراز عبور می­کردند و حتی می توانسته جایگاهی برای اسکان بزرگان در هنگام جشن آب پاشان بوده باشد. امتیاز خاص پل شهرستان در ساختار آن است که سرستون‌های به طرف رودخانه، دارای سوراخ هایی است که هنگام طغیان آب به این ستون ها فشار وارد نشود و از این سوراخ ها آب خارج شود.
از آثار برجای مانده نزدیک پل می توان به «مسجد جامع جی» از دوران سلاجقه و مقبره «خلیفه عباسی الراشد باالله» (متوفی 532 ق) و قلعه قدیمی اصفهان به نام «کهندژ سارویه» و «حصار جی» را در مجاورت پل نام برد.
این پل که در حاشیه شهر اصفهان قرار گرفته، امروزه نمایشگاه بین المللی شهر اصفهان را در کنار خود می بیند و شاید از حاشیه ای بودن آن کمی کاسته و بیشتر از پیش توسط علاقه مندان دیده می­شود.

 




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 17 دی 1390 11:53 قبل از ظهر

مسجد حکیم

شنبه 17 دی 1390 11:44 قبل از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: آثار تاریخی ، مسجد حکیم ، مسجد جامع اصفهان ، همه چیز از مسجد شیخ لطف الله مسجد امام ،
مساجد بسیار زیبایی در دوران حکومت صفویه در اصفهان ساخته و یا تکمیل شدند که بدون اغراق هر کدام برای خود موزه ای از هنر کاشی کاری و گچ بری را به معرض نمایش می گذارند، مسجد حکیم از جمله این مساجد است که نگارستانی از هنر استادان معمار و کاشی کار را در خود جمع کرده است.
این مسجد در انتهای بازار رنگرزان و به سال 1067 ق در دوران سلطنت شاه عباس دوم صفوی در محله قدیمی شهر اصفهان معروف به «باب الدشت» بنا شده و ساخت آن تا سال 1073 ق طول کشیده است. بانی مسجد، «حکیم محمد داوود» معروف به «تقرب خان» از پزشکان عهد شاه صفی و شاه عباس دوم صفوی است که چون مورد بی مهری دربار صفوی قرار گرفت، راهی هندوستان شد و در آن جا موقعیت ممتازی یافت (با کمک به «اورنگ زیب» پادشاه وقت هندوستان در جنگ با برادرانش به عزت رسید) و اموال بسیاری گرد آورد که بخشی از اموالش را به اصفهان فرستاد و مسجد مذکور توسط همسرش «زینب بیگم» ساخته شد.

 

 


مسجد حکیم به سبب کاشی کاری های بی بدیل و زیبا و نیز کتیبه های نفیس نوشته شده به خطوط ثلث و نستعلیق و معقلی از مساجد مهم و معتبر اصفهان است. این مسجد در مکان مسجد قدیمی تری از دوران دیلمیان (قرن چهارم هجری) به نام «مسجد جوجی»، «مسجد جورجیر»، «مسجد جامع رنگرزان» یا «مسجد صاحب ابن عباد» ساخته شده است. صاحب ابن عباد بانی مدرسه جورجیر وزیر دولت شیعی آل بویه (وزیر سلطان مؤید الدوله و فخرالدوله دیلمی) بود و مسجد ساختِ وی به گفته مافروخی دارای تأسیساتی همچون شبستان ها، خانقاه، کتابخانه و مدرسه بوده است؛ ولی هم اکنون از این مسجد فقط سردری باقی مانده که در جبهه شمال غربی مسجد حکیم قرار دارد. البته شاردن سیاح عصر صفویه در سفر نامه اش اشاره می کند که در این زمان مسجد جورجیر کاملاً از بین رفته بوده و مسجد حکیم بر روی زمینی خالی از ساختمان بنا شده است، بنابر این روایت گروهی اظهار می دارند که مسجدی کوچک در غرب سردر مسجد جورجیر در دوره حکومت شاه عباس کبیر و به سال 1018 ق ساخته شده بوده که به واسطه نزدیکی به آن مسجد (جورجیر)، به نام های «جوجی» یا «جوجه» خوانده می شده، اما در زمان ساخت مسجد جدید یعنی «مسجد حکیم» ویران شده بوده و مسجد حکیم در محل این مسجد کوچک و نه به جای مسجد «صاحب بن عباد» ساخته شده است.
مسجد حکیم دارای 4 خروجی در طرفین است که هر کدام از سردرها به خودی خود در نوع کاشی کاری بی نظیر بوده و در نهایت زیبایی می باشند. در بالای سردر شمالی و شرقی نام شاه عباس دوم و تاریخ ساخت بنا بر کاشی الوان نوشته شده است. در سردر شمالی با قطاربندی کاشی و اتاق کوچکی بر روی آن، کتیبه ای به خط ثلث، نام بانی و کتابت محمد رضا امامی به سال 1073 ق را بر خود دارد و با تزئیناتی از مقرنس های ساده با کاشی معقلی، اشکال هندسی، شاپرک ها، شمسه ها، ستاره های چهار پر و اسامی چهارده معصوم و کلمه «محمد» به صورت دورانی در بالای ورودی، زیبایی خاصی به این سردر بخشیده است. سردر شرقی در مقابل مقبره «آیت الله حاج محمد ابراهیم کلباسی» قرار دارد و مزین به قطاربندی از آجر و بندکشی زیبا همراه با شمسه هایی به رنگ های متنوع و همچنین گره کشی چهار رنگ زرد، سفید، فیروزه ای و آبی لاجوردی است و سوسن هایی که اسامی «الله»، «محمد» و ... به خط زیبای بنایی بر آن نقش شده اند و اشعاری بر بالای قوس در، که تاریخ 1067 ق را بر خود دارند. میان مصراع پنجم و ششم اشعار به خط سفید بر زمینه سبز رنگ از تعمیر کتیبه در سال 1323 ش و جای دیگر سال 1363 ش سخن رفته است. در آخر اشعار هم در یک نیم لوح به خط نستعلیق لاجوردی بر زمینه سبز رنگ نوشته شده: «عمل میرزا محمد کاشی پز 1085 ق». نام سازنده و معمار مسجد «محمد علی بن استاد علی بیک بنای اصفهانی» نیز بر این سردر نقش شده است. سردر غربی که در انتهای بن بست قرار گرفته، ساده تر از دیگر سردرهای مسجد حکیم بوده و آجر چینی به شکل رگ چینی و مقرنس های گچ بری و هشت شاپرکی باریک دارد و طرفین آن دو سکوی دست تراش قرار دارند. در سردر شمال غربی دیواری ساخت دوره سلجوقی و در سمت جنوب غربی قطاربندی گچ بری و چند قبر قدیمی دیده می شوند.

 

 


مسجد حکیم نیز از مساجد چهار ایوانه است. ایوان ها هر کدام در نوع تزئینات و کاشی کاری مختلف خود یگانه بوده و راهروهای هر یک از این ایوان ها نیز تزئیناتی خاص خود از خط بنایی و کاشی کاری را دارا می باشند که زیبایی هر یک از ایوان های این مسجد در وصف نمی گنجد. تزئینات کلی ایوان ها را می توان در انواع رسمی بندی، گره معقلی ساده با کاشی فیروزه ای، گره هشت و زهره معقلی، سوسن ها، ترنج ها، شمسه ها و نیم شمسه ها و ربع شمسه ها، کاشی هفت رنگ به نقش گل نو معقلی و غیره نام برد و کف آن ها نیز با آجرهای ختایی (آجر چهار گوش 25 در 25) و گاه به صورت شطرنجی از کاشی فیروزه ای و سفید فرش شده اند و آنان را از کف تا به سقف تماشایی کرده است. ایوان جنوبی از زیباترین ایوان های مسجد حکیم است و مجموعی از ترئینات نامبرده را در جای جای آن می توان مشاهده کرد. کتیبه های ایوان های مسجد حکیم از سال 1067 ق تا 1073 ق و به خط محمد رضا امامی و شامل آیاتی از سوره های مبارکه «دهر»، «اخلاص»، «تکویر» و ... و همچنین عباراتی چون «سبحان الله»، «الحمدالله» و اسماء الهی و ... بوده و در ایوان غربی در طرفین تاریخ ولادت و وفات معصومین علیه السلام به خط نستعلیق زیبا نقش شده اند. تعویض و ترمیم کاشی های ایوان ها نیز در سال های 1327 ش و 1378 ش صورت گرفته است.
شبستان مسقف مسجد حکیم از نمونه شبستان های بزرگ و جالب مساجد اصفهان بوده و به شکل مربع و با سه ورودی در جانبین شرق، جنوب و غرب است. این شبستان شامل کاشیکاری هایی زیبا از کاشی هفت رنگ با نقش گل و بوته، کاشی های فیروزه ای با نقش طبل، نقوش اسلیمی با کاشی معقلی و ... می باشد که کتیبه ای نیز به خط ثلث سفید بر زمینه لاجوردی رنگ به تاریخ 1069 ق نوشته «محمد رضا امامی» دارد. تزئینات داخل گنبد مسجد از نوع معقلی ساده (ترکیب آجر و کاشی) و کتیبه اطراف آن به خط ثلث سفید بر زمینه کاشی خشت لاجوردی رنگ به خط محمد رضا امامی حاوی سوره مبارکه «جمعه» و مورخ 1069 ق است.
در مسجد حکیم سه محراب وجود دارد. محراب اصلی با مقرنس بندی زیبا و آیاتی از سوره مبارکه «اسراء» کتیبه ای به سال 1071 ق را داراست و در زیر گنبد قرار گرفته است. این محراب زیباترین محراب مسجد حکیم به حساب می آید. محراب دوم که در شبستان شرقی مسجد است، صلوات بر چهارده معصوم علیه السلام بر آن نقش شده است و به سال 1069 ق می باشد و نهایتا محراب سوم در شبستان غربی قرار گرفته و آیاتی از سوره مبارکه «مائده» به سال 1254 ق و به خط «محمد باقر شریف شیرازی» را دارد. منبر بزرگی در کنار محراب شبستان زیر گنبد، قرار دارد که بسیار قدیمی بوده (در حدود 200 سال قدمت) و نقش هایی با رنگ روغنی قرمز و سفید بر بدنه مشکی آن نقش شده اند و منبر کناری آن که کوچک تر می باشد، نیز خود شاهکاری دیگر است.
سنگابی در شمال غرب مسجد حکیم وجود دارد که بر کتیبه آن با خط نستعلیق برجسته اشعاری نقش شده اند که از وقف آن در سال 1075 ق یعنی در دوره سلطنت شاه صفی خبر می دهد و سنگاب دیگری کنار آن با عنوان «وقف امام حسین علیه السلام آقا رحیم ولد نظام، سال 1114 ق» می باشد و مقابل سردر جورجیر یعنی در شمال غرب مسجد حکیم نیز سقاخانه ای است که بر تخته سنگ عمودی آن به خط نستعلیق برجسته اشعاری حجاری شده و بیانگر این است که فردی به نام «حاجی نصرت» از خواجگان مهم شاه عباس دوم آن را وقف کرده است. در قسمت مغرب مسجد حکیم نیز پنجره بزرگی از کاشی معرق وجود دارد و در وسط مسجد نیز حوض سنگی مستطیلی قرار دارد. البته در سال 1308 دو سکوی بزرگ در صحن ساخته شده و حوض آن تغییر یافته است.
این اثر به شماره 223 به ثبت رسیده و در سالهای اخیر مرمت گردیده است. از جمله مرمت هایی که انجام شده تعمیراتی است که در سال 1363 توسط حاج ابوالقاسم تبریزی صورت گرفته و یا ایجاد حلقه بتنی دور گنبد که خود نشان از مرمت آن در سالهای گذشته نزدیک دارد.




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 17 دی 1390 11:48 قبل از ظهر

تالار تیموری

شنبه 17 دی 1390 11:37 قبل از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: تالار اشرف و تالار تیموری ، آثار تاریخی ،
تالار تیموری در جنوب خیابان استانداری و در مجموعه دولت خانه صفویه قرار دارد. سال ساخت بنا جایی ذکر نشده است، ولی با توجه به نام بنا و سبک ساختمان و تزئینات گچ بری آن ساختمان متعلق به دوره تیموریان است. گویند بنای مذکور از آثار زمان «تیمور لنگ» است که پس از قشون کشی وی به ایران و قتل و غارتی که نمود، از لحاظ علاقه­ای که به هنر داشت، دستور ساختن این بنای رفیع را در مجاورت میدان نقش جهان داد و به دستور وی و سرپرستی شاهرخ بن تیمور این بنا ساخته شد، اما با توجه به حوادث رخ داده بعدی، به نظر می رسد که بانی ساخت تالار تیموری، یکی از نوادگان تیمور به نام «رستم بن عمر شیخ بن تیمور» باشد. 

 


بنای تالار تیموری دارای دو اتاق بزرگ وسیع است که جلو آن را ایوان وسیع و مرتفعی فرا گرفته و در اطراف آن چندین اتاق تو در تو و متصل به یکدیگر وجود دارد. این اتاق ها و ایوان های اطراف که امروزه جلو ایوان جنوبی آن بسته شده، دارای سقف­های مقرنس آجری است که با سنگ های لاجورد و طلائی رنگ تزئین شده و در قسمت های بالا نیز گچ بری هایی دیده می­شود که آثاری از آن هنوز باقیست و پنجره هایی با گچ بری های بسیار ریز و زیبایی نیز دارد.
در جلو این تالار به طرف مشرق حوض های آبی وجود داشته که در دوره صفویه به نام «چهار حوض» مشهور بوده و از عمارت به عنوان دفترخانه همایونی استفاده می شده است. تا حدود هشتاد سال پیش نیز این بنا به «عمارت چهار حوض» معروف بود. نویسنده کتاب «رستم الحکماء» معتقد است که پس از سقوط اصفهان توسط محمود افغان، بسیاری از شاهزادگان و امرای دولت صفوی در این عمارت کشته و دفن شده اند، که البته با توجه به این که عمارت مذکور در زمان صفویه کاربری دیوانی و دفترخانه همایونی را داشته است، بعید به نظر نمی رسد که چنین اتفاقی در آن حادث شده باشد.

 


در هنگام حکومت ظل السلطان (فرزند ناصرالدین شاه) که حاکم اصفهان بود، از عمارت برای محل سربازان و لشکر استفاده می شد و عمارت مذکور مدتی نیز با کاربری کتابخانه و قرائت خانه شهرداری و حتی محل انجمن شهر مورد استفاده بوده است. در زمان سلطنت رضا شاه پهلوی از قسمت شمالی عمارت به عنوان اصطبل استفاده می شده است که بقایای آن هنوز باقیست و در زمان پهلوی دوم تعمیراتی توسط دو سرلشگر با همکاری مالی عده ای از مدیران کارخانه ها، تجار و هنرمندان اعمال شد و از آن به عنوان «باشگاه افسران» استفاده می شد. بر بدنه دیوار ایوان شرقی عمارت، بر لوحی مرمری به مهر ماه سال 1327 ش از این تعمیرات سخن رفته است. در فضای جنوبی عمارت سنگاب بسیار زیبایی (از سنگاب های بسیار نفیس اصفهان) که با خط نستعلیق برجسته و زیبا، اشعاری به تاریخ 1056 ق بر بدنه آن نقش شده، وجود داشته است، ولی هم اکنون سنگاب مذکور در محوطه چهلستون قرار دارد. به گفته دکتر رفیعی مهرآبادی در کتاب آثار ملّی اصفهان به نظر می رسد تابلوهای نقاشی شده در تالار تیموری از روی مینیاتورهای کاخ چهلستون تقلید شده باشند.
عمارت مذکور از سال 1367 ش به موزه تاریخ طبیعی تبدیل شده و تا به امروز نیز اینچنین است.
البته جا دارد به این نکته اشاره شود که در طی حفاری های به عمل آمده در جبهه شمالی عمارت مذکور، به اشیائی چون سفال، کاشی، اشیاء مفرغی و لایه های تزئینی با گچ بری و نقاشی برخورد کرده اند که برخی از ظروف سفالی پیدا شده مانند کاسههای ظریف با نقوش سیاه رنگ بر لعاب آبی فیروزه ای و ظروف آبی ـ سفید دیگری که به تقلید از سفال چین نقش آبی و سیاه دارند، معرف «سبک تیموری» است و همچنین کاشی فیروزه ای به خطوط طلایی به صورت گل و برگ ظریف در عمق 240 تا 255 سانتی متری پیدا شده که با دیگر نمونه کاشیهای به کار رفته در دیگر بناهای تیموری در اصفهان شباهت بسیار دارد. با توجه به این که عمارت بارها تعمیر و مرمت شده، بعید نیست که کاشی کاری هم داشته است و در طی زمان از بین رفته باشد. اشیاء مفرغی و کاشی های دیگر متعلق به دوران صفویه است و عنوان «دفترخانه همایونی» برای عمارت را در این زمان تأیید می کند.




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

منارجنبان

شنبه 17 دی 1390 11:30 قبل از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: آثار تاریخی ، منارجنبان ،
شهر اصفهان، به مناره ها و گنبدهای فیروزه‌ای آن شهره است. چه بسیار مناره هایی که در طی دوره های مختلف تاریخی در گوشه و کنار این شهر قد بر افراشته اند و بار دیگر عظمت هنر در این شهر را به صورتی دیگر به رخ کشیده‌اند.
از جمله مناره‌های بسیار معروف اصفهان که در واقع دومناره در کناره هم است، «منارجنبان» می باشد که در روستای «کارلادان» در 6 کیلومتری غرب اصفهان، در راه نجف آباد قرار دارد. البته امروزه این بنا جزو اصفهان بوده و در نزدیکی محله‌ی نصرآباد قرار دارد. این بنا از یادگارهای دوران ایلخانان (اواخر سلطنت اولجایتو) است. شهرت آن در بین عامه مردم به علت حرکت مناره‌هایش می باشد، در حالیکه لرزش مناره‌ها در بسیاری دیگر از بناهای اصفهان نیز اتفاق می افتد، مثل مناره‌های مسجد امام واقع در میدان نقش جهان که بر اثر وزش شدید باد به حرکت درمی آیند، اما حرکت آنها چندان محسوس نمی باشد.

 

 


این مکان در اصل به صورت یک بقعه است که در بالای آن ایوانی ساخته شده که حدود نه ذرع (10 متر) ارتفاع دارد و دو ستون جنبی آن به صورت مناره با ارتفاعی در حدود پنج ذرع (17 متر) از سطح ایوان بالاتر کشیده شده است. فاصله دو مناره در سطح پشت بام حدود نه متر و محیط هر مناره چهار متر و نیم است. مقبره متعلق به «عمو عبدالله» از زاهدان معروف قرن هشتم هجری است که در تاریخ هفدهم ذی‌الحجه سال 716 هجری درگذشته است.
ساختمان دارای تزیینات کاشی کاری به سبک مغولی می باشد. مناره ها به احتمال زیاد در اواخر عصر صفویه به آن افزوده شده که با حرکت دادن یک مناره، مناره دیگر و تمامی ساختمان مرتعش می شود، به طوری که اگر ظرف آبی را در ایوان قرار دهیم، پس از حرکت مناره ها می توان در سطح آب داخل ظرف نیز حرکتی را مشاهده کرد. به غیر از حرکت شدید مناره ها این بنا فاقد هر گونه ارزش هنری و یا معماری می باشد.
البته حرکت مناره ها از دیدگاه استادان فن عجیب نیست و در بیشتر مناره ها چنین است، اما چون این دو مناره سبک تر و باریک تر هستند، حرکت آن ها محسوس تر است. در ضمن کلاف های چوبی که در قسمت های بالا و پایین هر یک از دو مناره به کار رفته عامل مؤثری در تسهیل حرکت مناره ها است. البته دلیل علمی آن وجود پدیده فیزیکی تشدید یا پدیده دوبلر است که به زبان ساده به معنای آن است که چون سبک معماری هر دو مناره یکی است تکان خوردن یکی، بر روی دیگری اثر می گذارد.
حرکت در مناره های مسجد اشترجان که در سال 715 هجری بنا شده و مناره های مسجد امام نیز مکرر ملاحظه شده است. که در هنگام وزش بادهای تند اسفند ماه اصفهان، سایه مناره ها به خوبی حرکت مناره ها را نشان می دهد.

 


بر آرامگاه عمو عبدالله سنگ بزرگ یکپارچه مرمری قرار دارد که در اطراف آن به خط ثلث برجسته سوره یس حجاری شده و بر ضلع جنوبی سنگ به خط ثلث برجسته چنین نوشته شده است: «کفی بالموت واعظاً» در زیر لوحه ذکر شده، در سه لوحه کوچک تر به خط ثلث برجسته عبارات دیگری نقش شده است. بریک قطعه سنگ مرمری که به حالت عمودی در بالای سنگ مقبره و در داخل دیوار نصب شده است، با کتیبه ای به خط ثلث برجسته صفات عمو عبدالله و سال وفات او ذکر شده است:
«هذا قبر الشیخ الزاهد البارع المتورع السعید المتقی عم عبدالله بن محمد بن محمود سقلا رحمه اله علیه و نور فی السابع عشرة من شهر ذیحجه سنه ست عشرة و سبعمائه.»
ایوان عهد مغول بنای منارجنبان با داشتن خطوط ظریف و نقوش ستاره ای چهار پر، با کاشی های لاجوردی در فواصل اشکال دیگر که به شکل کثیر الاضلاع و به رنگ فیروزه ای است، زینتی دیگر بر این بناست.



ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

باغ فین کاشان

سه شنبه 17 فروردین 1389 11:13 قبل از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: آثار تاریخی ، باغ فین کاشان ،
در جنوب کاشان و در مجاورت چشمه ی سلیمانیه، باغ فین با مساحتی بالغ بر 23700 متر مربع قرار دارد این مجموعه شامل سردر و برج و بار شتر گلو (حوضخانه) صفوی و قاجاری حمام کوچک و حمام سنتی، بنای کریم خانی، اتاق شاه نشین و موزه می باشد.
احداث باغ را برای نخستین بار به پادشاهان آل بویه نسبت داده اند. عمارات کهنه ی باغ، در عهد ایلخانان مغول مرمت و بازسازی مجدد گردیده است. آثار موجود در این باغ متعلق به دوره های اسلامی بویژه دوره سلطنت حکومت صفویه می باشد.
اما قدمت و سرگذشت باغ همدوره با جاری شدن چشمه سلیمانیه در این منطقه می باشد قبل از ورود به باغ، سردر 2 طبقه‌ای دیده می شود که به وسیله پنجره های مشبک وبا عالیترین چوب تزئین شده است هنگام ورود با یک هشتی روبرو می شویم که ازدو طرف به محوطه اصلی باغ راه دارد. در محوطه اصلی علاوه بر درختان، گلها و آب نماهای موجود، یک ساختمان 2 طبقه که به عمارت کلاه فرنگی معروف است بر روی شتر گلوی شاه عباس قرار دارد.
این باغ در زمان پادشاهان مختلف صفوی میزبان وقایع گوناگونی بوده است. در سال 909 ه.ق با ورود شاه اسماعیل به کاشان، بزرگترین جشنهای سلطنت وی در سر چشمه فین و با حضور جمعیت بزرگی از سران و مردم کاشان برپا می گردد که توصیف کامل این مراسم در کتاب تاریخ عالم آرای عباسی به صورت مفصل آمده است.
یکی از حمام های موجود در ظلع شرقی باغ به دستور وی ساخته می شود که مخصوص سلاطین و شاهزادگان بوده است. مراسم تاجگذاری وی نیز در این باغ برگزار می گردد.
این باغ محل اسکان و پذیرائی در زمان شاه عباس کبیر نیز بوده، چرا که علاقه ی وافری به این باغ و شهر کاشان داشته و در چندین سفر به کاشان در این محل اقامت گزیده است.
وی بعد از رفع فتنه ترکمانها، دستور داد که جهت عمران و آبادی کاشان وسایل توسعه و پیشرفت صنایع محلی و بهبود شرایط عمومی اقدامات لازم پیگیری شود و برای این کار خضرای نهاوندی را وزیر کشور و مامور اجرای این اموار نمود.

 

 


از طرف دیگر این باغ محل تاجگذاری شاه عباس دوم بوده است، که از بزرگترین رویدادهای رخ داده در این باغ محسوب می شود.
در زمان شاه صفی احداث باغ شاه جدید و بسیاری از بناهای حومه ی جنوبی شهر کاشان که به صفی آباد معروف هستند، اتفاق افتاد. همچنین عمارتی دو طبقه که برای ساخت آن از چوب و آهن استفاده کردند و بر روی شتر گلوی شاه عباسی بنا شده که عمارت کلاه فرنگی نیز نامیده می شود، به این شاه نسبت داده شده است.
در دوران حکومت قاجار نیز باغشاه فین دستخوش تغییراتی قرار گرفته است. به دستور فتحعلی شاه قاجار، حاج حسین خان صدر اعظم اصفهانی سرپرست حوزه حکمرانی کاشان، همزمان با ساختمان مدرسه سلطانی، خرابیهای وارده به باغ را مرمت نمود.
مرمت باغ تا سال 1226 ه.ق به طول انجامید و در پایان با نقش و نگارهای زیبا و لفریب تزئین شد. یکی از حمام های بزرگ ظلع شرقی در سال 1216 و به دستور وی ساخته شده که علاوه بر حوضخانه چهار طاقی با حوض جوشی که آب سرریز شده از آن به وسیله ی سه ردیف کاشی از وسط خیابانهای باغ می گذرد. این فضا شامل صفه ای وسیع و سر پوشیده با چهار ایوان و شاه نشین که سابقاً کف همه ی آنها از تخته سنگ های بزرگ مرمر فرش بوده است. سقف و طاق عمارت مزبور با انواع نقش و نگارهای گوناگون هندسی تزئین شده که برخی از گوشه های آن هنوز پابرجاست. در حیاط خلوت با اتاقهای متعدد و سایر لوازم سکونت زندگی در دو طرف شمال و جنوب شتر گلو بنا شده است.
در سال 1242 ه. ق علی محمد خان نظام الدوله صدری اصفهانی پس از ازدواج با خورشید کلاه خانم شمس الدوله دختر محبوب خاقان به حکومت کاشان منصوب می شود و اندرونی و حرمسرای در ظلع شمالی باغ در محوطه وسیعی احداث می کند که بعدها به خلوت نظام الدوله معروف می شود.

 

 


یکی از مهمترین و البته تلخ ترین وقایع تاریخ ایران و دوران قاجار در سال 1268 و زمان سلطنت ناصرالدین شاه، در این باغ اتفاق افتاد. به دستور ناصرالدین شاه، «میرزا تقی خان امیر کبیر» در حمام بزرگ این باغ به قتل می رسد که شرح واقعه بدین شکل است:
«در روز 8 ماه صفر 1268 هش به مردم فین خبر می رسد که میرزا تقی خان فراهانی صدر اعظم توانای دیروز، به گناه مبارزه با فساد و دزدی و جلوگیری از رشوه خواری همانند گناهکاری پست با خانواده اش به کاشان تبعید گردید و در حیاط خلوت نظام الدوله زندانی شده است و هر گونه آمد و شد و گفتگو با اطرافیان جز با رئیس نگهبانانش ممنوع می باشد. عاقبت بعد از 40 روز، در روز 18 ربیع الاول امیر را با وعده ی بازگشت به سمت وزیری که از سوی شاه صورت پذیرفته به حمام جنب باغشاه کشانیده و پس از ابلاغ فرمان شاه مبنی بر قتل امیر طریقه ی اعدام را به نظر وی رسانیدند. پس از ابلاغ، رگهای هر دو دست وی را گشوده و شریانهایش را پاره کردند و وی را به شهادت رسانیدند.»
این حادثه تلخ خاطره ای دل انگیز باغ را به فضایی غم انگیز مبدل نموده و در برابر دیدگان بازدید کنندگان به فضایی تاثیر گذار مبدل گشته است. اما پس از شهادت گونه‌ی وی مردم کاشان بر آشفته و پیکر وی را با عزت و احترام تشیع و به دستور همسر وی در جوار مرقد سید الشهدا به خاک سپردند.
حمامهای موجود در باغ
حمامهای قدیمی این بنا علاوه بر کاربری از جهت معماری دارای هنرهای تزئینی بسیار زیبا از قبیل گچبری با مقرنس کاری، کاشیکاری، آجر کاری و نقاشی می باشند.
 هر دو حمام باغ دارای دو بخش اصلی می باشند: سربینه و گرم­خانه.
حمام بزرگ که دارای فضای چال حوض می باشد، دارای 2 سربینه با قاعده ی مستطیل می باشد. سربینه ی اول که به ورودی نزدیک است. سکویی در انتها ی بخاری دیواری حمام قرار دارد. وجود نورگیرهایی از کاشی مشبک که رو به باغ باز می شود فضایی دل انگیز فراهم آورده که با رسمی بند و طلاکاری حک شده بر روی سقف این زیبایی کامل تر می شود که امروزه فقط بخشی از این زیبایی پابرجا مانده است.
سربینه ی دوم حمام دارای حوضی در وسط می باشد و مسیر عبور و مروری در ضلع شرقی دارد که کف آن پایین تر از سطح سربینه است و درگاه های اطراف به آن باز می شود.
از فضای موجود اینطور به نظر می­رسد که هنگام خروج از حمام باید ابتدا از سربینه­ی دوم و سپس اول عبور می کردند چرا که پس از اتمام حمام و خروج از گرم خانه ابتدا پاها را در حوض سربینه ی دوم شستشو می‌دادند و سپس در هوای ملایم آن جا بدن را خشک می نمودند و سپس آماده ی رفتن به سربینه ی اول برای پوشیدن لباس می شدند.

برای ورود به گرم خانه بوسیله ی میان دری که در هر حمام به صورت جداگانه بوده عبور می کردند. میان در اول به سان دالانی پرپیچ و خم و میان در دومی فضایی است با قاعده ی مربع که هر دو با تغییر جهت و زاویه حرکت مانع ارتباط مستقیم سربینه و گرم خانه می شوند. گرم خانه، قاعده یفضا به شکل مستطیل است. ستون های میانه فضا را به 3 بخش تقسیم کرده که سر طاق رسمی بندی پی در پی آن ها را پوشانیده است.
همانطور که گفته شد هر دو «میان در» به قسمت میانی گرم خانه راه دارند و در گاه خزینه مقابل همین قسمت است. دو حوض چهار­گوش در طرفین حمام قرار دارد که بر جای حوض کوچکتر، در گذشته سکویی از مرمر شفاف قرار داشته است. این سکو محل جلوس شاه یا درباریان بوده و امیرکبیر نیز در این محل به قتل رسیده است. این سنگ تا سال­های 34 و 35 ه.ش بر جای خود باقی بوده اما پس از این سال­ها همراه با مابقی سنگ­ها و مصالح گران بها ربوده می­شود.
دو خلوت وجود دارد که در طرفین خزینه قرار گرفته و راه اختصاصی به خزینه محسوب می­شود. در انتهای محور طولی گرم خانه، فضای چال حوض قرار گرفته است. این فضا که قاعده­ای مستطیل شکل دارد دارای حوضی وسیع در وسط می­باشد که در ضلع مقابل ورودی فضای چال حوض، غرفه­ای با قاعده­ی نیم هشت عقب نشسته که محل استراحت بوده است.
حمام کوچک که دارای شومینه ای با قاعده­ای مستطیل شکل است، سکوهایی در پیرامون خود دارد. دو غرفه با قاعده­ی نیم شش در طرفین سکوها واقع گردیده که این فضا حوضی 8 گوش در میانه و گنبدی بر روی آن دارد. میان در این حمام تیر دالانی پرپیچ و خم وجود دارد. گرم خانه­ی این حمام قاعده­ای مربع شکل به همراه سقفی مدور دارد. در ضلع مقابل ورودی گرم خانه، فضایی با قاعده­ی نیم هشت عقب نشینی کرده است. حوض مستطیل شکلی در میانه­ی این فضا قرار دارد مربوط به غرفه­ی اختصاصی شستشو بوده است. راه ورود به خلوت گرم خانه نیز از گوشه­ی همین فضا می باشد. خزینه­ی حمام در کنار خلوت واقع است و راه ورود به آن از میان یکی از اضلاع گرم­خانه شروع می­شود.
امروزه ازاره­ها و تزئینات زیبای این حمام کاملا از بین رفته و تنها بخش کوچکی از ازاره­ی کاشی آن در خلوت گرم­خانه باقی مانده است.
چشمه ی سلیمانیه که ارتباط مستقیمی با باغ فین دارد منصوب به حضرت سلیمان بوده و در قسمت غرب و پشتی باغ قرار دارد. عامل تشکیل حیاط باغ فین آب این چشمه است که از صخره­های زیرزمینی کوه­های خُم و دُره تامین می­شود. در طول مسیر این چشمه بیش از چهار سنگ آسیاب وجود داشته که امروزه تعداد محدودی از آن­ها باقی مانده است.
در کنار چشمه نیز بنایی واقع گردیده که قسمت شمالی آن مربوط به زمان شاه سلیمان صفوی می­باشد. قسمت غربی آن نیز در سال 1329 ش توسط بازرگانان کاشانی با الهام از معماری دوره­ی ساسانی ساخته شده است.
این باغ زلزله­های متعددی را پشت سر گذاشته است، یکی زلزله­ی سال 982 در اواخر سلطنت شاه طهماسب اول و دیگری زلزله­ی سال 1192 ه.ش؛ ولی با این احوالات دوباره بازسازی و مرمت گردیده است. در سال 1344 ش این حمام بر اساس طرح اولیه­ی خود مرمت شده است. در سال 1350 نیز مرمت بعدی باغ صورت می­پذیرد که طی تخلیه و پاکسازی مجاری آب حمام بزرگ چند قطعه از مسکوکات دوره­ی صفویه نیز کشف می­شود که حاکی از قدمت این حمام از این دوره بوده است.
در سال­های اخیر به اهتمام آقای مصطفوی مدیرکل پیشین باستان­شناسی و با همکاری انجمن آثار ملی ایران بنا مرمت گردیده و علاوه بر تالار بزرگ شاه­نشین وسط، تمامی قسمت­ها به فرم قدیمی خود بازسازی شده­اند.
این بنا در تاریخ 15/9/1314 به شماره­ی 238 به ثبت تاریخی و ملی رسیده است




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 17 دی 1390 11:17 قبل از ظهر

کاخ هشت بهشت -2

شنبه 17 دی 1390 11:11 قبل از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: آثار تاریخی ، کاخ هشت بهشت ،
«عمارت هشت‌بهشت» كه اكنون در خیابان باغ گلدسته اصفهان در میان پارك شهید رجایی واقع شده است، از كاخ های نفیس دوران صفویه می باشد. از کلیه کاخهای با صفا و کلاه فرهنگی هایی که در کنار چهارباغ در زمان صفویان احداث شده بود، فقط «کاخ هشت‌بهشت» باقی مانده است. این عمارت باشکوه که روزگاری زیباترین کاخ عالم هم نامیده می شد، با بنای دو طبقه‌اش و با طاقهای زیبا و تزیینات فراوان و هماهنگ، همه دست به دست هم داده تا یکی از نمونه های درخشان معماری عصر صفویه را به نمایش بگذارند.
کلیه سیاحان و جهانگردانی که از اصفهان بازدید کرده و موفق شده‌اند به درون کاخ هشت‌بهشت راه یابند آن را از بهترین بناهای دنیا نامیده اند. یکی از آنها کاخ هشت‌بهشت را با عبارت «فرح انگیزتر از مجلل‌ترین کاخهای ممالک اروپایی» توصیف کرده است.

 

نام «هشت‌بهشت» به معنای «هشتی» و یا «ورودی بهشت» است. این قصـر از همان ابتدای احداث «عمارت هشت‌بهشت»، «هشت به هشت» و «هشت در بهشت» نامیده می شد.
آندره گدار باستان‌شناس و ایران‌شناس فرانسوی می‌گوید: «کاخ هشت‌بهشت با تالاری که از هر سو باز است و با چهار عمارت کلاه‌فرنگی در چهار گوشه خود هنوز هم ترکیب اصلی و مختصری از لطف و ملاحت روزگاران گذشته را حفظ كرده است.»
شاردن سیاح فرانسوی نیز عمارت هشت‌بهشت را این گونه توصیف كرده است: «من قول داده‌ام كه در طی توصیف باغهای اطراف خیابان زیبای اصفهان شرح یكی از تالارهای یكی از باغها را موسوم به «باغ بلبل» بدهم. این تالار را عمارت بهشت می نامند، زیرا عمارت به معنی خانه تفریح و خوشی است و بهشت طبقه دهم آسمان را گویند كه از این جهت می توان آن را «تالار فردوس» نامید طول تالار شصت پا و غیر منظم ساخته شده است، هفت زاویه یا ضلع دارد كه آخری از همه پهن تر و میانی بشكل گنبدی است كه سی یا سی و پنج متر ارتفاع آنست كه روی جرزها و طاق های قوسی شكل كه عده آنها برابر عده زوایا و اضلاع است قرار دارد، تمام كف ها موزاییك بسیار عالی است، دیوارها و جرزها دو طبقه بوده و دالانها و غلام‌گردشهایی در اطراف آنهاست. در این دالان ها صدها مكان است كه دلكش‌ترین و فرح‌انگیزترین نقاط دنیا محسوب می شود، این روشنایی متناسب با تفریحاتی است كه این امكنه ویژه آنها ساخته شده است. هیچ یك از این نقاط از حیث شكل و ساختمان و تزیینات و آرایش به دیگری شبیه نیست، در هر جایی چیز تازه و گوناگونی است، چنان كه در بعضی، بخاری‌های متنوع و در برخی حوض‌ها و فواره‌هاست كه از لوله‌هایی كه در داخل دیوارها قرار دارد آب می گیرند. این تالار عجیب در حقیقت لابیرنتی است زیرا انسان در قسمت فوقانی آن هر جا گم می شود و پله ها چنان مخفی است كه به آسانی پیدا نمی شوند. قسمت پایین تا ده پا از سطح زمین از سنگ یشم و نرده ها از چوب زرنگار و قاب ها و چهارچوب ها از نقره و جام ها از بلور و آلت ها از شیشه های رنگارنگ ظریف ساخته شده است. اما راجع به تزیینات نمی توان این اندازه شكوه وعظمت و دلربایی و فریبندگی را كه در هم آمیخته است تصور كرد. میان نقاشی های این بنا تصاویر برهنه و فرح انگیز بسیار زیبا وجود دارد و در همه جا آیینه های بلورین در دیوارها بكار رفته است، در این تالار اطاقهای آیینه كاری كاملی است كه اثاثه هر اطاق از باشكوهترین و شهوت‌انگیزترین نوع خود در دنیاست...»

 

 


توصیف این عمارت از زبان «پاسكال كست» نیز وضع این عمارت اعجاب انگیز را در دوران قاجار برای ما روشن می كند. البته به علت تغییراتی كه در دوران قاجار در این عمارت اعمال می شود این سیاح گمان بر این برده كه این كاخ در دوران قاجار احداث گردیده است، ولی قطعا این طور نبوده است. وی كه در زمان سلطنت محمد شاه قاجار از هشت‌بهشت دیدن كرده و تصویرهای زیبایی از قسمت های مختلف آن تهیه كرده، در آلبوم مصور خود دربارة این قصر نوشته است كه: «عمارتی كه هشت‌بهشت یا هشت در بهشت نام دارد، بوسیله فتحعلی شاه فعلی در محوطه كاخهای دوره صفویه ساخته شده است و به منزله قصر تابستانی محسوب می شده كه هشت نفر از محبوبه های شاه در آن سكونت داشته‌اند و هر یك از آنها اقامتگاه جداگانه‌ای در اختیار داشته‌اند. به این ترتیب كه چهار نفر از آنها در طبقه همكف و چهار نفر دیگر در طبقه اول بنا می‌زیسته‌اند. این عمارت 30 متر طول و 35/26 متر عرض دارد و از سطح مجاور باغ آن 2 متر بلندتر است و بوسیله دو پلكان ده پله‌ای كه متصل به نماهای شرقی و غربی قصر هستند داخل آن می‌شوند. پس از آن ایوانی با دو ستون چوبی بلند وجود دارد كه با مدخل‌هایی به سرسرای مركزی ارتباط پیدا می‌كند. طاق این سرسرا به یك نورگیر گنبدی شكل كه هشت پنجره چوبی دارد ختم می‌شود. در وسط سرسرا حوضی هشت ضلعی موجود است كه قطر آن 30/3 متر است و فواره دارد. درهای اطراف این سرسرا به اطاق های هشت ضلعی راه می یابد كه برای پذیرایی از زن‌ها اختصاص دارد. ایوان اصلی به سوی شمال قصر بوده و هشت ضلعی است كه دارای دوستون بلند از چوب سرو است و در وسط آن حوضی به طول 80/2 و عرض 30/2 ساخته شده كه فواره دارد. سقف این ایوان دارای تزیینات زیاد است و دیوارهای داخلی قصر هم با نقاشی و طلاكاری و اشكال پرندگان مختلف و گلهای رنگارنگ و شیشه‌كاری‌ها و آیینه‌كاری‌ها تزیین شده، در این سرسرا دو تابلو نقاشی بزرگ دیده می شود كه فتح علی شاه را بر روی تخت نشان می دهد ودر اطراف او چند نفر از فرزندانش قرار گرفته اند. تمام این عمارت بروی زیربنایی قرار گرفته كه پایه بنا محسوب می شود و از مرمرهای زیبای تبریز ساخته شده، هیچ چیزی زیباتر از این اثری كه نمای مجموعه این عمارت در انسان می گذارد وجود ندارد. اطراف عمارت در قسمت خارجی آن با سنگهای سخت پوشیده شده و در وسط این قسمت سنگفرش آبروی كوچكی تعبیه شده كه اضافه آب‌های حوض های داخل و خارج عمارت در آن جریان پیدا می كند. از این مجرای آب، آب ها بداخل دو آب نمای بزرگ به عرض 8 متر و طول 50 متر كه در مقابل ایوانهای غربی و شرقی عمارت قرار دارند فرومی‌ریزد، محوطه كاخ با چنارهای بلند محصور شده و باغچه های گل آن را آرایش می دهند، این گلها بیشتر از نوع گل رز و یاسمن است، خیابان شمالی كاخ به قصر چهل ستون مربوط می شود و خیابان غربی با سردر بزرگی به خیابان چهار باغ اتصال می یابد. سایر خیابان های كاخ به باغ های میوه منتهی می شوند.»

 

 


«گوست» سیاحى که در زمان فتحعلى شاه قاجار به ایران آمده و اصفهان را دیده توصیفاتی از معماری این بنا دارد: «این عمارت در وسط باغ به اندازه دو متر از سطح زمین بلندتر و 30 متر طول 35/26 متر عرض دارد اطاق هاى این عمارت تمامى منقش و گچبرى و درهایش خاتم سازى و زیبا می باشد. تالار وسط گنبدى شکل است که از یک نوع پنجره ساختمان گردیده و در گنبد آن هشت پنجره بطور مساوى به اطراف قرار دارد که از چوب ساخته‌اند و در وسط این تالار حوضى هشت ضلعى به قطر 30/3 متر از مرمر عالى ساخته شده و به حوض مروارید معروف است و طورى حجارى شده که وقتى آب از سوراخ هایش خارج می شود چون دانه مروارید می‌باشد پلکان‌هاى این عمارت طورى بنا شده که از هر طرف به عمارت فوقانى و تحتانى عبور و مرور می شود، داراى غلام گردش‏ها و بالاخانه‏ هاى زیادى است. درختان کهن و چنارهاى مرتبى دارد و قسمتى از آب جوى شاه از برابر عمارت بالائى داخل این باغ می شود... در و دیوارها، ازاره ‏ها، هلالی ها، گنبدها و بالاخره تمام این عمارت سرتاپا از طلا تزیین یافته و اشکال و تصاویر گوناگون پرندگان و گل ها و غیره بر زیبائى قصر افزوده است. داراى تابلوهاى منقش و زیبا است که جلب توجه می‌نماید.»
از سلطنت «شاه عباس اول» تا پایان سلطنت «شاه طهماسب دوم» مدت یك قرن و نیم، اصفهان پایتخت شاه عباس و جانشینان او بود. در این دوره طولانی نكته‌ای كه جلب توجه می كند، علاقه عموم پادشاهان این سلسله، اعم از قوی یا ضعیف و لایق یا بی كفایت، به امر عمران و آبادی و ایجاد بناهای جدید و افزودن آن بر ساختمانهای پیشین است و در این كار نوعی رقابت و كوشش بیشتر در بوجود آوردن آثاری دلپذیرتر و دل انگیزتر مشاهده می شود. پس از «شاه عباس دوم» که در اداره امور مملكتی، عمران و آبادی و تلاش در ایجاد بناهای باشكوه، ادامه دهنده راه «شاه عباس كبیر» به شمار می رفت، سلطنت به فرزندش صفامیرزا رسید كه پس از جلوس به تخت سلطنت «شاه سلیمان» نامیده شد. وی از 1077 هجری تا 1106 هجری بر تخت سلطنت نشست و بیشتر عمرخود را در حرمسرا با زنان وخواجه سرایان بسر برد. وی که بدون تربیت و تحصیل بار آمده بود، از پادشاهان بسیار ضعیف النفس و عیاش سلسله صفوی به شمار می‌رود و پیوسته مصاحبت با زنان و خواجه سرایان و مشاوره با آنها را، بر اداره امور مملكت از راه مشورت با رجال بصیر ترجیح می داد و اگر هم نظم و ترتیبی در اداره امور كشور در زمان او مشاهده شده از آن جهت بود كه وزارت او را مردانی خوش نام و با تدبیر و كیاست مانند «شیخ علیخان زنگنه» به عهده داشتند. در تمام این دوره سلطنتِ تقریباً بیست و نه ساله او، واقعه خارجی مهمی برای ایران روی نداد و دوره پادشاهی او به فراغت و امن وآسایش گذشت و به همین جهت روابط تجارتی ایران با كشورهای خارجی در عهد او رو به ازدیاد گذاشت. به فرمان او شخصیت‌های دربار وی در شهرهای مختلف ایران و از آن جمله اصفهان، پایتخت صفوی، ابنیه و آثاری ساختند كه مهمترین آنها «كاخ هشت‌بهشت» است.
باغ وسیعی که «عمارت هشت‌بهشت» در آن واقع شده، جزیی از باغ بزرگ «نقش جهان» بوده است که «شاه اسماعیل اول» آن را احداث کرده بود و در زمان جانشینان او به خصوص «شاه عباس اول» به قطعات كوچكتری تقسیم شد. «عمارت هشت‌بهشت» که روزگاری از زیباترین کاخ های صفوی بود، در سال 1080 هجری که مقارن با سومین سال سلطنت «شاه سلیمان صفوی» بود، در نزدیکی باغ بلبل ساخته شد.
البته با نگاه به كتاب اسناد مصور اروپاییان از ایران تألیف «دكتر غلامعلی همایون» و با توجه به اظهار نظر «ژوزف گرلو» كه در سال 1665 یا 1666 میلادی از هشت‌بهشت دیدن كرده و طرحی تهیه نموده است، می‌توان این نظر را قابل قبول دانست كه ساختمان كاخ هشت‌بهشت اصفهان در اواخر سلطنت شاه عباس دوم شروع شده و در سلطنت شاه سلیمان به اتمام رسیده است.

 

 


در اواخر دوران قاجار این عمارت به مالکیت خصوصی اشخاص درآمد و از زیورهای نفیس و گرانبهای دوره صفویه عاری گردید، به طوری که امروز از آن همه شکوه و فریبندگی داخل کاخ و آب نماها و جوی‌های آب روان و درختان چنار تناور و گل‌های یاس سفید و سرخ که در حاشیه خیابان‌های آن روییده بودند اثری بر جای نمانده‌ است. اما با همه دخل و تصرفات زیبایی صفوی این بنا برجای مانده‌ است. چنان که آندره گدار باستان‌شناس و ایران‌شناس فرانسوی می‌گوید: «متأسفانه امروز از نرده های چوب زرنگار و قابها و جام های بلور و آلت های شیشه‌ای رنگارنگ ظریف اثری بر جای نمانده است، چرا که در دوره‌های بعد از صفویه و بخصوص در عصر قاجاریان تغییرات بسیاری در آن داده شد. این تغییرات به حدی است که برخی از سیاحان آن را از دوران قاجار به حساب آورده‌اند.»
برای نمونه «میرسید علی جناب» به ایجاد «مدرسه همایونی» اشاره می‌کند كه به دستور ظل السطان، حكمران قاجار اصفهان، در سال 1300 در محل کاخ هشت‌بهشت تأسیس شده و ریاست آن به «علی خان ناظم العلوم» سپرده شده بود، اگرچه این مدرسه دو سال بیشتر دوام نیاورد.
در دوره ناصرالدین شاه باغ و عمارت هشت‌بهشت از طرف شاه قاجار به بانو عظمی «افتخار الدوله» واگذار شده بود، مشروط بر اینكه وضع و هیات آنرا تغییر نداده و حریم آنرا تا خیابان چهار باغ در كمال نظافت و آراستگی نگاهداری كند. پس از فوت بانوی مزبور باغ و قصر هشت‌بهشت در تصرف وراث او باقی ماند که در این مدت تغییرات كلی در وضع باغ و قصر هشت‌بهشت به وسیله متصرفین بنا داده شده و تزیینات نقاشی و طلا كاری و آیینه كاری آن در زیر قشری از گچ با تزیینات گچی مستور شده بود. از تاریخ 15 شهریورماه 1343 كه باقی مانده باغ هشت‌بهشت و برجای مانده‌های قصر آن، رسماً به وزارت فرهنگ وهنر واگذار شد، تعمیرات اساسی آن بوسیله اداره باستانشناسی شروع گردید واز آن تاریخ این تعمیرات ادامه پیدا كرد تا هیاتی از متخصصین ایرانی و ایتالیایی و استاد كاران مجرب ایرانی مشغول خارج كردن تزیینات عصر صفوی از زیر قشر گچ دوران قاجار شدند و عمارت هشت‌بهشت احیاء شد.
آنچه بر ما معلوم است این است که عمارت رویایی هشت‌بهشت تا اوایل قرن چهاردهم به وضع اصیل زمان صفویه بوده و نقصى در آن راه نیافته و تغییراتى که در آن رخ داده در قرن چهاردهم هجرى انجام شده است.
این عمارت دو متر بالاتر از سطح زمین نشسته و دارای دو طبقه است. پله ها طوری طراحی شده‌اند که از هرطرف می توان به عمارت فوقانی و تحتانی رفت و آمد کرد. ارتباط دو طبقه از طریق دو دستگاه راه پله انجام می گیرد.

 

 


این عمارت، هشت ضلعی است و چهارنمای اصلی دارد که با همه شباهت ها هیچ یک مانند دیگری نیست. به نظر می‌رسد نمای شمالی، نمای اصلی است حال اینکه وجود استخر در ضلع شرقی نیز می تواند تعیین کننده نمای اصلی باشد. در وسط ساختمان فضای اصلی و مرکزی قرار دارد که در پلان بصورت هشت ضلعی است. بخش مرکزی کاخ به صورت چهار صفه ساخته شده و ایوان اصلی آن رو به شمال است. سقفی که بر فراز این بنای چهار صفه استوار است، پوشیده از مقرنس‌های گچی چشم نواز و خوش طرح است. اتاق های طبقه اول در چهار گوشه عمارت تزییناتی از گچبری و نقاشی دارند. در طبقه دوم عمارت نیز مجموعه‌ای از رواق‌ها، اتاق ها، طاق ها و پنجره‌ها بر زیبایی آن می‌‌افزایند. این طبقه به راهروها و اتاق‌های متعددی تقسیم شده که هر یک تزیینات خاصی دارند. در برخی حوض آب و در برخی دیگر بخاری‌های دیواری تعبیه شده‌اند. دیوارها را نیز آینه‌های فراوان پوشانده است. تمام كف‌های کاخ با موزاییک‌های بسیار عالی پوشانده شده و دالانها و غلام‌گردش‌های بسیار زیبا و هماهنگ، آنها را احاطه کرده‌اند.
آنچه در این عمارت حایز اهمیت است، ارتباطی است که میان فضاها و قسمت‌های مختلف آن پدید آمده است. این ارتباط باعث شده تا عمارت در عین تنوع و گوناگونی و تعدد فضا از وحدت و یکپارچگی قابل توجهی برخوردار شود. از جمله دیگر خصوصیات منحصر بفرد این عمارت، حوض مروارید و آبشار ایوان جنوبی است که آب آن از حوض فوقانی تأمین می‌شده است و امروزه از آن به جز در متون تاریخی و سفرنامه‌ها، شرحی وجود ندارد.
تزیینات عمارت در دوران صفویه به حدی باشکوه و هنرمندانه بوده که سیاحان بسیاری زبان به تحسین آن گشوده‌اند. از تزیینات جالب توجه این قصر، کاشیکاری‌هایی از انواع حیواناتِ پرنده و درنده و خزنده است که نماهای خارجی عمارت هشت‌بهشت را آراسته‌اند.
کلیه سطوح ایوان‌ها، هشتی مرکزی، اتاقها و راهروها با سبکهای متنوع تزیین شده‌اند. اتاقهای طبقه اول در چهار گوشه عمارت، تزییناتی از گچبری و نقاشی دارند. در طبقه دوم مجموعه‌ای از رواقها و اتاقها با در و پنجره‌های خاتم‌کاری شده، نمایان است.
ساختمان دو طبقه کاخ داراى شاه نشین و غلام‌گردش‌هاى زیبایی است كه با نقوش گوناگون طلایى و تزیینات جالب و همچنین پشت بغل‌هاى کاشى بى‌نظیر با نقوشِ وحوش و طیور و آیینه کارى بسیار ممتاز تزیین یافته‌اند. در نهایت باید گفت که علت شهرت «عمارت هشت‌بهشت» به خاطر به کاربردن سنگ‌هاى مرمر عالى و داشتن طاق‌هاى مقرنس‌کارى و نقاشى بوده است. تزیینات کاخ هشت گوشه هشت‌بهشت که نشانه سبک معماری اواخر دوره صفوی است، بعدها به فراوانی مورد تقلید قرار گرفت.
یكی دیگر از سیاحان مشهور اروپایی كه در دوران صفویه از اصفهان دیدن كرده است، «انگلبرت كمپفر» سیاح آلمانی است كه در هیات تجاری از طرف شارل یازدهم پادشاه سوئد در سال 1683 میلادی برابر با 1093 هجری به ایران اعزام شده بود. كمپفر از سال 1096 هجری مدت دو سال در پایتخت ایران توقف نموده و در این مدت فرصت یافته بود كه شهر اصفهان و بطور كلی مسائل مربوط به ایران را مطالعه نماید. وی كه در دربار شاه سلیمان بوده است، شرحی درباره محوطه اطراف عمارت هشت بهشت داشته است: «... دربارة این كاخ می‌گویم آن هم برای اینكه فقط به ذكر اهم مطالب دربارة آن اكتفا كرده باشیم كه در وسط یك میدان عریض باز كه با تخت سنگ های چهار گوش فرش شده قرار دارد. در فواصل معین یك ردیف نیمكت مرمری و همچنین یك جوی آب در دور آن تعبیه شده است، از همة اطراف حاشیة باغ پیاده روهایی كه دور آنها را نرده های زیبایی گذارده‌اند و در هر دو طرف آنها چنار كاشته اند به طرف كاخ كشیده شده است، در داخل، سلسله خیابان هایی كه از طرف شمال به جنوب كشیده شده است، با باغچه‌هایی دلربا قطع می‌شود، در حالی كه ردیف های شرقی ـ غربی، آبی را كه در چهارباغ در زیرزمین گرفته می‌شود به باغ هدایت می‌كند، این آب به كار پر كردن استخر می‌خورد كه یازده قدم عرض دارد و از سنگهای چهارگوش ساخته شده است و مرغابی‌ها و قوها بر سطح این استخر شناورند... »
«مادام دیولافوآ» سیاح فرانسوی كه در سال 1881 میلادی (1298 هجری قمری) به ایران مسافرت كرده و مدتی در اصفهان به سر برده است در سفرنامة خود در بارة عمارت و باغ هشت‌بهشت و مدرسه ای كه در این قصر دایر بوده است چنین می نویسد: «موقع رفتن از چهلستون به كاخ هشت‌بهشت باید كنار حوضی عبور كرد كه در میان دو باغ واقع است، این باغ ها سلیقه وذوق ایرانی را به خوبی نشان می دهد، نه به پاركهای انگلیسی كه از باغچه های چمنزار و تپه های گل و درختان نشاط آور آراسته شده شباهتی دارند و نه به باغ های فرانسه قرن هفدهم كه كاملاً بی نظم و تأثر آور بودند. این باغ ها دارای درختان چنار بسیار بلندی هستند كه شاخه های آنها را تا رأس تراشیده اند و زمین هم به منزله مزرعه وسیعی است كه در آن گلهای فشرده و درهم به طور بی نظمی كاشته اند و ابداً نظم و ترتیب و مرغوبی جنس و رنگ در آنها مراعات نشده است، اگرچه ازنزدیك منظرة عجیب و بدنمایی دارند ولی باید اعتراف كنم كه از دور مخصوصاً در آفتاب بسیار خوش نما و جالب توجه هستند و هر گلی بیشتر از پروانه های قشنگ كه آنرا با بالهای ظریف خود نوازش میدهند جلوه گری می كنند. در آن طرف حوض، كاخ هشت ضلعی هشت‌بهشت واقع شده كه مركب از یك سالن بزرگ مركزی و چهار رواق و چهار دستگاه عمارت است و به وسیله پله ها و گالری هایی كه در روی رواقها ساخته شده با هم ارتباط دارند، در روی دیواری كه در نزدیكی رواق است دو تابلوی بزرگ دیده می شود كه در یكی از آنها صورت فتح علی شاه با پسرانش ترسیم شده ودر تابلو دیگر او را در حالی كه مشغول شكار حیوانات وحشی است نشان می دهد شاه در روی اسب خم شده و نیزه‌ای در دهان حیوان درنده و مهیبی فرو برده است كه معلوم نیست شیر است یا پلنگ، گویا نقاش بیشتر در این فكر بوده كه هیكل سلحشورشاه را خوب نمایش دهد و از ترسیم شكل دقیق حیوان صرف نظر كرده است، عمارت هشت‌بهشت هم مانند چهل ستون خالی از سكنه است وفرش و مبلی در آن دیده نمی شود و از هشت نفر حوری یعنی زنان سوگلی فتح علی شاه هم كه سابقاً زینت افزای هشت‌بهشت بوده اند ابداً نام و نشان واثری نمانده است كه بتوان به توصیف آنها پرداخت، همین قدر معلوم است كه هشت ملكه زیبا شصت سال قبل در این كندوی سلطنتی به سر می برده اند، آیا آنها زیبا و ظریف بوده اند، گندم گون بوده اند یا بلوطی رنگ، بشاش بوده اند یا عبوس، البته معلوم نیست ونمی‌توان به كشف این اسرار مرموز موفق گردید فقط می توان فرض كرد كه پدر فرزندانی كه شماره آنها از رقم ششصد تجاوز می كند (مقصود فتحعلی شاه است) ناچار در میان خیل زنان خود نمونه‌های مختلفی از زیبایی و وجاهت داشته است. چون سرتیپ دكتر به من اطلاع داد كه این جا مدرسه است من از او تشكر كردم زیرا كه بدون اطلاع هرگز خیال نمی كردم كه در مدرسه‌ای هستم، نیمكت و میز و تخته سیاه و تریبون معلم و كتابخانه در اینجا از جمله چیزهای بی فایده محسوب شده است. ایرانیان بزرگ و كوچك، خوشنویس یا بدنویس، شاگرد یا معلم، همه كاغذ را به كف دست قرار داده و یا روی زانو گذارده ومی نویسند، هرگاه فرشی روی زمین افتاده باشد و چوب فلكی هم دركناری دیده شود می توان فهمید كه اینجا دیوان خانه یا مكتب است.»
امروزه محل این عمارت در خیابان چهارباغ عباسى در مقابل خیابان کنونى شیخ بهائى است. این بنای تاریخی به شماره 227 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است که سازمان میراث فرهنگی كشور متولی آن می‌باشد و همه روزه پذیرای علاقه‌مندان به فرهنگ و هنر ایران زمین است.




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

کاخ چهلستون -2

پنجشنبه 15 دی 1390 12:12 بعد از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: باغ چهلستون ، آثار تاریخی ،
در ضلع جنوبی «میدان نقش جهان» باغی وسیع در خیابان سپه به نام «کاخ چهلستون اصفهان» وجود دارد که پس از سال­ها، هنوز پذیرای علاقمندان به این اثر تاریخی نصف جهان است. به گفته برخی مورخان، «شاه عباس اول» جشن نوروز بیست و سومین سال سلطنت خود را در این کاخ برگزار نموده است. این کاخ محل پذیرایی رسمی «شاه عباس دوم» از میهمانان خود بود. شاه عباس دوم که از سال 1052 تا 1077 هجری قمری در اصفهان سلطنت می­نموده، شهر اصفهان را از جنوب و غرب گسترش داد. وی همانند شاه عباس اول، علاقه فراوانی به ساختن بناهای مختلف مذهبی، کاخ­ها، پل­ها و مدارس داشت. به نوشته کتاب «روضه الصفا»، شاه عباس دوم «عمارت چهلستون»، «پل خواجو»، «باغ طاووس خانه»، «باغ شبکه»، «باغ قوشخانه» و «باغ سعادت آباد» را ساخت و «چهارباغ بالا» و «باغ هزارجریب» را مرمت نمود. همچنین «تالار کاخ عالی قاپو» و کاشیکاری «صحن امام رضا (ع)» در مشهد نیز از کارهای او به شمار می آید.

 

 


باغ چهلستون در شرق خیابان چهارباغ عباسی و جنوب خیابان سپاه و غرب میدان نقش جهان واقع شده است. باغ چهل ستون در گذشته، 67000 متر مربع وسعت داشت. در جنوب شرقی باغ، عمارت استانداری از عهد قاجار باقی مانده و برج هشت ضلعی سه طبقه بلندی نیز از دوره صفوی دیده می شود.
باغ چهلستون سه در ورودی داشته که در قدیمی آن، رو به شرق قرار گرفته است. در هنگام ورود به باغ از سردر اصلی آن، پس از طی مسافتی نه چندان زیاد، به استخر بزرگ جلوی عمارت و آنگاه به خود بنا خواهیم رسید. محور اصلی باغ، جهت حرکت را به کمک درختانی در دو سو به سمت کاخ اصلی نشان می دهد. باغ چهلستون دارای شیب بسیار كمی بوده كه به جاری شدن آب در جوی ها كمك نموده و به گونه‌ای بنا گردیده كه امكان دسترسی به آن از سایر باغ‌ها فراهم بوده است. آب باغ در گذشته از شاخه ای از مادی «فدن» تامین می شده که پس از طی مسافتی از انتهای باغ وارد میدان نقش جهان می‌شد. در حال حاضر، آب باغ از چاهی عمیق تامین می شود. پوشش گیاهی باغ چهلستون در حال حاضر عبارت است از درختان کاج ایرانی، نارون، افرای سیاه، چنار و عرعر. در باغچه های اطراف کاخ، گل­هایی فصلی كاشته شده كه در جنوب باغ در گلخانه پرورش داده می شود. مساحت کاخ 2120 متر مربع می باشد. محل بنای عمارت یک متر از سطح باغ بلندتر است. قطعات کاشیکاری «مسجد آغاسی»، «مسجد خواجه علم» و «مسجد درب جوباره» روی دیوار جنوبی باغ نگهداری می شوند. از سردر کاشیکاری بنای تاریخی «درب کوشک» مورخ سال 902 از عهد «رستم آق قویونلو» نیز در ضلع غربی باغ محافظت می شود. سردر کاشی کاری «مسجد قطبیه» که در زمان شاه طهماسب اول ساخته شده برای حفاظت به بنای چهل ستون واقع بر روی دیوار جنوبی باغ انتقال یافته است. آثاری به جا مانده از «قصر آئینه خانه» که در واقع دو قطعه به شکل سر چهار شیر هستند در دو باغچه ورودی باغ نگهداری می شوند.

 

 


شاردن، تاجر و جهانگرد فرانسوی که در زمان شاه عباس دوم به اصفهان سفر کرد، ضمن توصیف کاخ چهلستون، از راهروهای اختصاصی این کاخ یاد می کند که تنها شاه می توانست از آن­ها عبور کند. به گفته وی، تخت شاه روی سکویی به طول 12 و عرض 8 پا قرار داشت و چهار بخاری در سمت راست و چپ تالار واقع شده بود. برای جلوگیری از تابش نور خورشید، پرده های گلدوزی شده با آستری زرد در سراسر تالار آویخته شده بود. تخت شاه مانند بستری کوچک بود که چهار بالش مروارید دوزی شده و مزین به جواهرات روی آن قرار داده بودند. تیر افقی بلندی که با سنگهای قیمتی تزئین شده بود، به جای پشتی به کار می رفت. 9 یا 10 خواجه کم سن و سال در اطراف شاه، نیم دایره ای ترتیب داده و چهار پنج خواجه بزرگتر نیز پشت سر شاه قرار می گرفتند که سلاح های گران قیمت در دست داشتند. رجال و درباریان نیز به تناسب مقام خود در پیشگاه شاه می ایستادند. در آن زمان، بزرگترین مکان برای مجالس، کاخ چهلستون بود و میهمانان از سمت خیابانی با درختان بلند وارد باغ می شدند.
«انگلبرت کمپفر» جهانگرد آلمانی که در زمان شاه سلیمان صفوی سفری به ایران داشت، اظهار می کند که پس از گذشتن از انبارها و اتاقهایی که محل نگهداری ترازوها، مشروبات و اغذیه بوده، به باغ و کاخی رسیده که از آن­ها به عنوان باغ و کاخ چهلستون یاد می کند.
«اوژن فلاندن» نقاش فرانسوی که همراه با «پاسکال کوست» معمار و باستان شناس فرانسوی در دوره محمد شاه قاجار به ایران سفر کرده، در بخشی از نوشته های خود در مورد این عمارت می گوید: «خیلی خوشحالم که این عمارت را با وجود جنگها و اغتشاشات، بدون عیب و خرابی یافتم.» از این جمله وی مشخص می گردد که تا دویست سال پس از ساخت این بنا، ساختمان چهلستون سالم بوده است.
«پاسکال کوست» نیز از سنگ یشمی تخت پادشاه بر پشت شیرها و سنگهای قیمتی که به دست افغانها غارت شده بود سخن می گوید. وی از محل در اصلی باغ در سمت شرق نیز ذکری به میان آورده است. براساس گفته‌ی او، در جنوب شرقی باغ، عمارتی دیگر به نام «نارنجستان» قرار داشت که در ورودی آن، نقاشی­هایی از «فتحعلی شاه» و شاهزادگان دیگر قاجار کشیده شده بود. در مرکز دیوار جنوبی باغ نیز «حرمسرای پادشاهی» قرار گرفته بود که با دری مخفی به عمارت نارنجستان مرتبط می شد. در زمان وی، تنها کارگرانی در این باغ مشغول کار بودند که به فرمان «ظل السلطان» حاکم اصفهان، به چادر دوزی اشتغال داشتند.
«سایکس» در جلد دوم تاریخ ایران، از عمارت چهلستون در باغ­های پشت عالی قاپو سخن رانده و به اتاق­های کوچک دو طرف ساختمان برای کار وزرا و نیز محل تخت سلطنتی در عقب ایوان اشاره می نماید. «میرزا علیخان نائینی»، روزنامه نگار عهد ناصرالدین شاه در سال 1300 هجری قمری، چهل ستون را کاخی بی مانند توصیف نموده و آیینه کاری­ها، طلا، لاجورد و تصویرهای آن را ستوده است.
و اما در مورد نام زیبا و خاص این کاخ روایات مختلفی هست. از آنجایی که از زمان گذشته در ایران مرسوم بود که تعدّد را با عدد 40 مشخص می‌نمودند، محتمل ترین وجه تسمیه چهلستون ستونهای زیاد این کاخ می‌باشد که نزدیک به 20 عدد هستند. البته انعکاس تصویر این 20 ستون در آب استخر روبروی کاخ نیز از طرفی دیگر، مفهوم چهلستون را در بردارد.

 


تا سال 1327 هجری شمسی، هنوز تاریخ ساخته شدن بنای چهلستون مشخص نبود. در این سال در تالار این کاخ، دو کتیبه از زیر گچ خارج شد که در کتیبه کوتاهتر به ساخته شدن کاخ در پنجمین سال به تخت نشستن «شاه عباس دوم» در سال 1057 هجری و در کتیبه طولانی تر به تعمیرات دوره «شاه سلطان حسین» اشاره شده است. با توجه به بررسی­های به عمل آمده، می توان گفت که بنای باغ چهلستون از دوره «شاه عباس اول صفوی» آغاز گردید که در وسط باغ، ساختمانی با اتاقهایی کوچک در اطراف آن ساخته شد. تالار 18 ستون، تالار آیینه، دو اتاق بزرگ شمالی و جنوبی، ایوانهای دوطرف، حوض مقابل تالار، آئینه کاری­ها و نقاشی­های تالار اصلی به جز «تابلوی جنگ چالدران و کرنال» که بعدا روی دیوارها نصب گردیده، از ساخته های دوره شاه عباس دوم می باشد. «محمد طاهر وحید قزوینی» در کتاب «عباس نامه» خود نیز تاریخ اتمام عمارت چهلستون را 1057 هجری قمری دانسته است. «صائب تبریزی» ملک الشعرای شاه عباس دوم، در شعری 67 بیتی در مورد این عمارت و ستایش شاه، ماده تاریخ بنا را درهمین سال ذکر نموده است. از کتاب «قصص الخاقانی» نیز چنین بر می آید که قبل از ساخته شدن بنای چهلستون، باغی در این ناحیه به نام «باغ جهان نما» وجود داشته و در شمال چهار باغ نیز قصری به همین نام ساخته شده بود ولی پس از احداث عمارت چهل ستون، باغ اطراف نیز باغ چهلستون نامیده شده است. بنا به نوشته این کتاب در سال 1056، عمارت دیوانخانه چهلستون در باغ جهان نما به پایان رسید و در روز افتتاح این بنا، «قوش بیکی ایلچی عبدالعزیزخان» والی بخارا حضور شاه رسید و عریضه خود را به شاه داد، سفرای روسیه هدایای خود را تقدیم نمودند و «جان نثار خان» سفیر هندوستان برای گرفتن مرخصی جهت سفر به هندوستان خدمت شاه رسید. عجیب آن است که با این که در حال حاضر مشخص گردیده بخشهایی از کاخ چهلستون متعلق به دوره پادشاهی شاه عباس اول است، در هیچ کجای سفرنامه «پیترو دلاواله» جهانگرد ایتالیایی که در زمان شاه عباس مدتها در اصفهان به سر می برد، اشاره ای به کاخ چهلستون نشده است. به نظر «آندره گدار» باستان شناس فرانسوی، این کاخ در دوره دوم ساخت و ساز شاه عباس بنا گردیده و لوحه های کوچکی که به شکل گیلویی در زیر صحنه های نقاشی ها جاسازی شده، مربوط به زمان شاه عباس اول است. «تاورنیه» نیز در سال 1075 برای ششمین بار وارد اصفهان شده و از ملاقات شاه عباس دوم با سفیر ازبک­ها در کاخ چهلستون یاد می کند. به گفته «میرسید علی جناب»، اصل عمارت شکل صلیب داشته و حوض عمارت در زمان ورود شاه اسماعیل به اصفهان وجود داشته است. طبق نظر نویسنده کتاب «تاریخ عالم آرای عباسی»، با توجه به این که پلکان­های سنگی قرینه که به سوی بالاخانه ها می روند به سمت مشرق باز می شوند، ممکن است طول عمر این بخش از بنا به قرن­ها قبل از صفویه و حتی دوره «ملکشاه سلجوقی» برسد.
می گویند در دوازدهمین سال سلطنت شاه سلطان حسین در شب بیست و یکم ماه رمضان سال 1118 هجری قمری، عمارت چهلستون به سبب افتادن مشعل بر روی یکی از پرده های کاخ، دستخوش آتش سوزی شد و شاه سلطان حسین اجازه خاموش کردن آتش را نداد و گفت: «این بلاییست که باید رفع شود!» در تعمیرات طبقه دوم در سال­های اخیر، تیرهای سوخته و نیم سوخته ای از حریق زمان شاه سلطان حسین دیده شده است. در اواخر دوره قاجار، عمارات عالی قاپو و چهلستون به زباله دانی تبدیل شده بود. با توجه به این که نقاشی­های دیواری کاخ چهل ستون نیز مانند عالی قاپو کمرنگ کشیده شده، متاسفانه در تعمیرات نقاشیهای زیر تابلوها در تالار اصلی که در دوران پس از صفوی انجام گرفته، مرمتی ناشیانه و با استفاده از رنگ روغنی صورت گرفته و باعث شده نقاشیها از دیوار جدا شوند. در واقع، از ابتدای قرن چهاردهم هجری قمری، بسیاری از آثار دوره صفویه در اصفهان به عمد تخریب شده و کاخ چهل ستون نیز از این امر مستثنی نماند و تزئینات این بنا و درهای خاتم و نقاشیهای آن کم کم رو به زوال رفت. در مورد آیینه چهل ستون که در بالای دیوار مشرف به حوض قرار داشته همین بس که به نوشته «شیخ جابری انصاری»، هر تعداد افرادی که در فاصله 180 متری کاخ قرار داشتند در این آیینه نشان داده می شدند. به گفته انصاری در ابتدای قرن چهاردهم، دربهای خاتم، آیینه ها و نقاشیها به «مسعودیه تهران» برده شد. به گفته وی در این کاخ، فرشی دوروباف موجود بود که از روی سهل انگاری، از سال 1298 تا 1305 هجری قمری تکه تکه شد. در دوره سلطنت «رضا شاه پهلوی»، این کاخ به کمک موسسه باستان شناسی ایتالیا ترمیم شد و به کمک عکسهای قدیمی موجود، در و پنجره هایی به شیوه قدیمی در این عمارت نصب گردید و نقش و نگارهایی که در زمان قاجار زیر گچ پنهان شده بود، احیا شد و این کاخ به موزه ای تبدیل گشت که در آن، قرآنهای بسیار نفیس به خط کوفی من جمله قرآن با مهر منسوب به «حضرت امام حسن مجتبی (ع)»، خرقه «شیخ صفی الدین اردبیلی»، پنجره گچبری «درب امام» مربوط به سال 857 هجری قمری، ظروف سفالی از سده های اولیه تا قرن یازدهم، فرشهای نفیس و ظروف چینی سفارش شاه عباس اول به معرض نمایش عموم درآمد. موزه چهلستون در هشتم مهر سال 1327 افتتاح گردید. همچنین، باغ نیز دستخوش تغییراتی شد. خیابان سپه در شمال باغ ساخته شد، ورودی باغ از ضلع شرقی به ضلع شمالی تغییر نمود و باغ با نرده هایی چوبی از خیابان مجزا گردید. دیوارهای قبلی باغ نیز از میان رفت.

 

 


عمارت چهلستون مانند کلیه بناهای قدیمی ایران، به شکل بنایی چهارضلعی در وسط باغ ساخته شده که با دو خط موازی به سه مستطیل تقسیم می گردد و مستطیل میانی آن نیز سه قسمت است که در دو بخش طرفی، اتاقهای بزرگ و کوچک ساخته شده و در مستطیل آخر سقفی ایجاد می گردد و طنابی نامیده می‌شود. در سه طرف بنا، سه ایوان ساخته‌اند که با مستطیل وسط، حالت چلیپایی ایجاد می گردد. درب اصلی عمارت، همانند عالی قاپو رو به شرق قرار گرفته است. در وسط عمارت، تالار اصلی قرار دارد و دو اتاق در کنار و در مقابل بنای اصلی، ایوانی بزرگتر از تالار قرار گرفته است. پلکانی نیز در دو سوی شمالی و جنوبی آن دو اتاق بزرگ ساخته شده است. بالاخانه محل خلوت و خواب بوده است.
روبروی کاخ چهلستون، استخری به طول 110 و عرض 16 متر منظره زیبایی پدید آورده است. در چهار گوشه استخر چهار پایه ستون به شکل مجسمه شیر و دختر قرار گرفته اند که در گذشته به عمارت سرپوشیده تعلق داشته و پس از تخریب آن کاخ در دوره قاجار، در اطراف استخر نصب گردیده‌اند.
حوض وسط ایوان، از مرمر ساخته شده که در چهار گوشه آن چهار ستون ایوان قرار گرفته و بر قاعده هر ستون، سر دو شیر با دهانی مشترک روی چهار سنگ بزرگ قرار دارد که آب از دهان شیرها به داخل حوض می ریخت و سپس به جوی کم عمقی از سنگ مرمر به آخر ایوان می رسید.بعد از آن از آبشاری سرازیر می شد و سپس با گردشی در اطراف بنا به داخل دریاچه وسط باغ می ریخت. فواره های زیادی در این مسیر موجود بوده است. در زمان «ظل السلطان»، حوض مرمر و جویهای سنگی آن را پر و مجاری را مسدود کردند. مورخان و صاحب نظران، تاریخ حجاری شیرها را به زمان هخامنشیان، ساسانیان، اشکانیان، دیالمه و صفویه نسبت داده اند.
در دو ایوان که در کنار تالار اصلی قرار گرفته، تصاویری از اروپاییان و سفیران عهد شاه عباس دوم نقاشی شده است. این نقاشیها حاصل کار دو نقاش هلندی به نام «آنژل» و «لوکار» است که از طرف شرکتی هلندی در اختیار شاه عباس دوم که علاقه خاصی به «نگارگری» داشت قرار گرفته بودند. هنوز شناسایی افرادی که در این نقاشیها به تصویر کشیده شده‌اند میسر نشده است.
ایوان بزرگ، 38 متر طول، 17 متر عرض و 14 متر ارتفاع دارد. 18 ستون از چوب کاج و چنار روی آن قرار گرفته و شکل ایوان، کثیرالاضلاع است. در ایوان دوم که کمی بلندتر است، دو ستون چوبی با بلندی 12 متر قرار دارد که با ستونهای ایوان بزرگ به 20 ستون می رسد. بالای این ایوان، کتیبه «شاه عباس دوم» قرار دارد که بر اساس آن، بنا در سال 1057 هجری قمری ساخته شده است. در دیوار دو ایوان شمالی و جنوبی، نقشهایی از دختران گرجی و ارامنه کشیده شده که در زمان قاجار زیر گچ پنهان شد. ایوان سوم، کوچکتر و بلندتر بوده و به «شاه نشین» شهرت دارد. مساحت آن، 7 متر در 5/5 متر و سقف آن از آئینه‌های ریز ساخته شده است. در دو سوی شاه نشین کاخ و ایوان ورودی سالن اصلی، داخل آرایه های آیینه کاری مقرنس سقف، دو لوح در بخش شمال و جنوب با خط نسخ مشکی بر زمینه گل و بوته به خط «ملا محمد سعید جیلانی» در سال 1119 نوشته شده است. تصویری از دوره جوانی «ناصرالدین شاه قاجار» در سال 1276 هجری قمری، ترسیم شده توسط «محمد حسن افشار» در زیر لنگه تاق شاه نشین دیده می شد که اکنون برداشته شده است.
هر کدام از بیست ستون روی ایوان، تنه یک درخت چنار بوده که تخته رنگ شده ای بر روی آنها قرار گرفته و در گذشته، آئینه های رنگی نیز بر روی این ستونها قرار داشته است. ستونها در حال حاضر آرایشی ندارند. در بخشهای پایینی تالار، اتاقهای اطراف ایوان، اتاقهای کوچک اطراف تالار و اتاقهای طبقه دوم نیز نقاشیهای زیبایی وجود داشته که برخی دچار آسیبهای غیر قابل جبران شده‌اند.

 

 


دیوارهای این عمارت نیز با آیینه های قدی و شیشه های رنگی و نقاشیهایی دلفریب زینت داده شده بوده‌اند. همه درها و پنجره ها از خاتم ساخته شده و منبت کاری بود. درها در برخی موارد نقش و نگارهایی نیز داشت. درب قسمت طنابی، از سنگ مرمر ساخته شده و گچبری استادانه ای روی آن قرار گرفته است. سقف روی ایوان چهلستون و سقف آیینه کاری تالار این بنا نیز از شگفتیهای معماری ایرانی اسلامی در عهد صفوی به حساب می آید. سقف بالای ستونها خاتم کاری شده است. چوب بین دو طبقه از جنس کاج بوده و استحکام آن بس قابل توجه است. قطر این چوبها یک متر و طول آنها ده متر است.
شاه نشین به تالار بزرگی متصل می گردد که 22 متر طول، 11 متر عرض و 12 متر بلندی دارد. درواقع، بخش اصلی عمارت، «تالار بزرگ» است. در اطراف این تالار، جای چندین قرقره باقیست و می گویند در قدیم، در ساعات قبل از ظهر پرده هایی به این قرقره ها آویزان می شده است. سه گنبد نقشدار زراندود در این تالار وجود دارد. لچکهای رنگارنگ آن نیز نظر بیننده را به خود جلب می کند. چهار بخاری در این تالار موجود است که در سال 1327 هجری شمسی، توسط «استاد حاجی اسماعیل گچبر» و «میرزا علی» به سبک قدیمی بازسازی گردید. زمانی که از در اصلی عمارت وارد تالار می شویم، با شش نقاشی پرشکوه روی دیوارهای تالار روبرو خواهیم شد. در اولین نقاشی از روبرو، جشن شاه عباس در زمان پذیرایی وی از «ولی محمد خان» شاه ترکستان دیده می شود. در این تابلو، بهترین تصویر از شاه عباس اول در کنار فرمانروای ترکستان و همراهان آنها وجود دارد. سرداران بزرگ شاه عباس نیز در این تصویر حضور دارند و نوازندگان نیز به نواختن و گرم کردن مجلس مشغولند. در کنار این نقاشی، صحنه جنگ «شاه اسماعیل اول» با عثمانیان در «چالدران» دیده می شود که پس از عهد صفویه در چهلستون نصب شده است. در کنار این نقاشی، پذیرایی «شاه طهماسب اول» از همایون پادشاه هندوستان دیده می شود. در مقابل این سه نقاشی، سه تابلوی دیگر قرار گرفته که در صحنه اول، یکی از جنگهای شاه عباس اول با ازبکان نشان داده شده است که به نظر «دکتر هنرفر»، «جنگ طاهر آباد» در مرو می باشد. صحنه دوم، جنگ «نادرشاه» با «محمدشاه هندو« در نبرد «کرنال» است. این تابلو نیز پس از عصر صفوی به بنا اضافه شده و آخرین تابلو، میهمانی «شاه عباس دوم» به افتخار «ندرمحمد خان» شاه ترکستان است. زیر تابلوی نبرد نادرشاه با ناصرالدین محمدشاه گورکانی، نام نقاش، «آقا صادق» درج شده است.
در جنوب تالار آینه، اتاق بزرگی قرار دارد که چند تابلوی مینیاتور در آن وجود دارد و در قسمتی از آن، پنجره ای با شیشه های رنگی بی شمار و گچ بری شده قرار گرفته که برای نگاهداری بهتر از بنای «درب امام» در این بخش قرار داده شده است. این پنجره ابتدا از گچ ساخته شده و سپس منافذ آن با شیشه های رنگی آراسته گردیده است. در مقابل این پنجره در سمت شمال، اتاق دیگری قرار دارد که تابلوهای زیبایی دارد و طلاکاری سقف آن از زیر گچ خارج شده است. نقاشیهای اتاق جنوبی طرف شاه نشین در سال 1331 از زیر گچ خارج گردید و بزم مفصلی را نشان می دهد که شاید نشان دهنده عروسی «رضا قلی میرزا» یا قصه «وامق و عذرا» باشد و در طاقچه بلند سمت راست، مجلس «یوسف و زلیخا» و در روبرو، مجلس «خسرو وشیرین» نشان داده شده است. در اتاق شمالی که در سال 1334 از زیرگچ خارج شد، شاه عباس اول در کنار نهر آب همراه با شاهزادگان صفوی دیده می شود. احتمالا این تابلو به دست «رضا عباسی» کشیده شده است. تصویر شاه عباس اول با تاج مخصوص، توسط باستان شناسان ایتالیایی ترمیم شد. در جرزهای طرفین ورودی دو اتاق نیز سه تصویر زیبا از رضا عباسی دیده می شود. «میرزا عبدالله نقاش»، تصاویر دو اتاق دو سوی ایوان را ترمیم نموده است.

 

 


دو کتیبه کاخ در بالای ایوان قرار گرفته اند. در کتیبه زمان شاه عباس دوم، زمان ساخت بنا روی دوازده لوحه شش ضلعی به شکل شش بیت شعر با خط نستعلیق سفید روی زمینه صورتی نوشته شده است. مصراع آخر این شعر که عبارت «مبارک ترین بناهای دنیا» می باشد، به حروف ابجد همان سال 1057 است. در کتیبه بزرگتر که در سال 1327 از زیر گچ خارج شد، شاعری با نام «نجیب» به خط نستعلیق سفید بر زمینه آبی، سی بیت شعر سروده که «محمد صالح اصفهانی» آن را نگاشته است. هر مصراع شعر در لوحی کوچک شش ضلعی قرار گرفته است. کتیبه زمان شاه سلطان حسین به صورت گچبری روی زمینه آبی رنگ نگاشته شده است.
به تازگی، استخر دیگری در سمت شمال غربی عمارت چهل ستون از زیر خاک خارج شده که به شناخت سیستم آب رسانی این باغ کمک نموده است. با بیرون آمدن این استخر این احتمال مطرح شد که آبرسانی محوطه توسط هر دو استخر انجام می شده است. به احتمال زیاد، استخر شمال غربی ورودی آب بوده و استخری که از گذشته روبروی در عمارت واقع بوده استخر خروجی به حساب می آمده است. به نظر می‌رسد در کاخ چهل ستون از سیستم قرینه آبیاری برای کنترل چرخش آب استفاده می شده است.
این عمارت باشکوه به شماره 108 در فهرست آثار تاریخی ثبت شده است.




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

مسجد جامع اصفهان -2

پنجشنبه 15 دی 1390 12:09 بعد از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: مسجد جامع اصفهان ، آثار تاریخی ،
مهمترین بنای تاریخی ایران از دوره سلجوقیان تاکنون که مجموعه ای از سبکهای مختلف معماری بعد از اسلام را داراست، «مسجد جامع عتیق» می باشد. از آنجایی که این بنای باعظمت و پرشکوه در دوره های مختلف تاریخی از سبکهای مختلف معماری یادگاریهایی با خود دارد، مرجع بسیار خوبی برای مطالعه تحولات معماری 14 قرن اخیر ایران به شمار می رود.
این بنای باشکوه در خیابان قیام واقع در 100 متری خیابان علامه مجلسی، سمت چپ قرار گرفته است. بنای اولیه مسجد به نوشته ی «مفضل ابن سعد بن الحسین المافروخی» در کتاب «محاسن اصفهان» (در سال 421 ه.ق مطابق با 1030 م) مربوط به قرن دوم هجری قمری می باشد.

 

 


مسجد اولیه بنای بزرگی بوده که توسط اعراب قبیله ی طیران (تیرون) در قرن دوم هجری بنا گردیده است.
مسجد در «دوره ی عباسی» ساختمانی کاملا آجری داشته است که در سال 226 ه.ق در عهد خلافت معتصم عباسی بازسازی شد و سپس ابوعلی (فرزند رستم) آن را در زمان خلافت «المقتدر» وسعت بخشید.
در دوره ی آل بویه، بنای مسجد توسط ابوالقاسم اسماعیل بن عباد (385-326 ه.ق) وزیر دو تن از پادشاهان آل‌بویه بازسازی گردیده و از طرف صحن مسجد گسترش یافته است. اما قدیمی ترین تاریخی که تاکنون از داخل خود مسجد کشف شده، مربوط به گنبدخانه ی شمالی مسجد یعنی «گنبد تاج الملک» یا گنبد خاکی کتیبه‌ای به تاریخ 481 هجری (1088-1089 م) است که این تاریخ در پایان کتیبه ی مدوری که برگردن کوچکترین گنبد از دو گنبد سلجوقی مسجد جمعه می باشد، حک شده است.
بر روی گنبدخانه جنوبی (گنبد نظام الملک) که بر روی شبستان محراب اصلی قرار گرفته تاریخی وجود ندارد، اما نام فرمانروایی که در عهد او این گنبد ساخته شده کاملا مشهود است. نام معزالدنیا والدین، «ابوالفتح ملکشاه بن محمد بن داوود سلجوقی» که از 465 تا 485 سلطنت کرد و نیز نام وزیر او  «حسن بن علی بن اسحق نظام الملک طوسی» در آن دیده می شود.
در حین ورود به مسجد با کتیبه ای روبرو می شویم که تاریخ آن مربوط به دوران «فتحعلی قاجار» می باشد و سال 1218 ه.ق را بر ما نمایان می سازد که این تاریخ مربوط به تزئینات کاشی کاری قسمت ورودی مسجد می باشد.
در سمت چپ دالان ورودی مسجد چهلستون های عظیمی به چشم می خورد که طاق ها و ستون های آجری آن جالب و متنوع است. اگرچه اغلب تعداد ستون ها در آن ها به چهل نمی رسد، ولی هریک از این شبستان ها به فضاهایی چهل ستونی معروف می باشند و مربوط به پادشاهان «آل مظفر» از قرن هشتم هجری می باشد. وسعت این فضا مساحتی بالغ بر 1040 متر مربع می باشد که ستون های آن اکثرا مقطعی دایره شکل دارند و با تزئیناتی آجری و برجسته به چشم می آیند. عمده ی ستون ها مقطعی مربع شکل دارند که در داخل آن ها اغلب ستون های اصلی با مقطع دایره ای موجود است.

 

 


پنجره های مشبک شش ضلعی موجود در این فضا از جنس آجرند و در واقع حد واسط بین حیاط و این فضا می باشند. نورگیرهای نصب شده در این مکان به صورت قائم بوده که نور به صورت غیرمستقیم وارد فضا می‌شود. گچبری هایی که بر بالای پنجره های مشبک دیده می شوند حاکی از هنر دوره ی صفوی می باشند. از این پنجره ها به عنوان محل نصب روشنایی های شبانه استفاده می کردند.
در سمت راست دالان ورودی مسجد صفه های کوچکی به چشم می خورد که ستون های مدور با تزئینات گچبری دارد و مشتمل بر آثار «دوره دیلمی» از قرن چهارم هجری می باشد. با ورود به حیاط اصلی مسجد با چهار ضلع شرقی، غربی، شمالی و جنوبی روبرو می شویم که مختصرا به شرح هر کدام از اضلاع می پردازیم:
1) ایوان جنوبی (صفه صاحب)
این ضلع از مسجد که در سمت چپ دالان ورودی قرار دارد در واقع محل ساختمان های اساسی و اصلی مسجد که مربوط به دوره ی سلاجقه و قرن پنجم ه.ق می باشد. ایوان جنوبی مسجد، «صفه صاحب»، کتیبه هایی به تاریخ 880 و 938 و 1070 دارد. ابعاد این ایوان 12 در12 متر با پوشش گهواره ای است و سقف آن که از مقرنس های درشت ترکیب شده در اواخر قرن 9 ه.ق توسط حسن بیک آق قویونلو مرمت و نوسازی شده، همچنین دو مناره ی 35 متری طرفین این ایوان به همراه ازاره ها و کف با سنگ های مرمر ظریف هم ظاهرا در زمان وی بنا شده‌اند. کاشی کاری های معرق و برجسته ی این ایوان به خاطر مقارن بودن تجدید ساخت قسمتی از آن با دوره‌ی صفویه از زیبایی در خور توجهی برخوردار است.
پنجره های مرمرین این ایوان جزء قسمت های نفیس آن به شمار می رود. در بین مقرنس های ایوان کتیبه های متعددی ثبت شده که قدیمی ترین آن ها باز هم متعلق به زمان «اوزون حسین« و اصلاحات زمان وی می باشد. کتیبه «حمد الله و صلوة علی ...» در یک قطعه مثلث شکل، بر سقف ایوان و در میان مقرنس های طاق به خط ثلث سفید معرق بر زمینه ی لاجوردی نوشته شده است و تاریخ 880 ه.ق بر روی آن حک شده است که بر طبق نظر گروهی از باستان شناسان اصلاحات ایجاد شده در زمان «اوزون حسن» در تغییر وضعیت معماری سلجوقی خیلی بیشتر از پادشاهان عصر صفوی بوده است.

 

 


کتیبه ی کاشی کاری زیر مقرنس ها به خط ثلث سفید معرق بر زمینه ی لاجورد مورخ 938 ه.ق می باشد. این کتیبه مربوط به دوره ی شاه طهماسب است که در قسمت آخر آن دو سطر به خط نستعلیق سفید بر زمینه ی کاشی لاجوردی بیتی از حافظ و عبارت «بعمل الفتیه یوسف بن تاج الدین بنا اصفهانی» نوشته شده است. در طی قرن‌های متمادی بخش های زیادی از ایوان آسییب دیده که خوشبختانه در دوره های اخیر مورد مرمت و حفاظت قرار گرفته است. در آخرین دوره ی تعمیرات کاشی کاری ایوان قسمتی از نمای سلجوقی که مشابه نمای ایوان شرقی بوده آشکار شده که شامل طاق نماهایی است که به ستون های کوچک 8 گوش محدود می شوند. در بخش هایی از طاق نما ها آثاری از گل پخته مشاهده شده که می توان آن را به دوره ی «ایلخانان» نسبت داد. ایوان از سه طرف، از طریق درگاه هایی به «گنبدخانه نظام الملک» و در شبستان مجاور آن منتهی می شود.
گنبدخانه نظام الملک یا گنبد خاکی
این بنا با طرح مربع و ابعادی بالغ بر 5/14 متر و با مساحت 210 مترمربع می باشد که متشکل از دیوار جنوبی و پایه ها (هر پایه متشکل از 4 نیم ستون به هم چسبیده است) و بخش انتقالی و پوشش گنبدی است که حدود سال 473 ه.ق توسط «خواجه نظام الملک» وزیر معروف «ملکشاه سلجوقی» بنا گردید و با اینکه الحاقاتی در زمان های مختلف برای ایوان و تزئینات آن در نظر گرفته شده باز هم اصالت خود را به طور کامل حفظ کرده است.
گنبدخانه از بناهای دیگر مجزاست و حداقل از سه طرف آزاد است گنبد حدود 34 متر ارتفاع دارد و از نوع بیضی وار یا تخم مرغی بوده که بر فضای گنبدخانه ای مربعی استوار شده و در ارتفاع 17 متری آن با استفاده از عناصری تبدیلی موسوم به سرتیغ 2 تایی به مقطعی 8 ضلعی و سپس توسط عناصری قوس گونه به مقطعی 16 ضلعی تبدیل و نهایتا مقطع دایره ای گنبد بر روی آن استوار شده است. انتقال سطح مربع به دایره در این گنبد بوسیله ترنبه‌ها و سپس طاق های کوچک زیبایی صورت گرفته که در بالای طاق های کوچک کتیبه ی کمربندی بنا قرار گرفته که حکایت از فرمان ملکشاه سلجوقی برای ساخت این مکان زیر نظر خواجه نظام الملک دارد.
بنا به گفته های قبلی برخی ساخت گنبد را به سال 473 ه.ق نسبت می دهند اما قدر مسلم آنست که این گنبد در فاصله زمانی 465 تا 485 ه.ق ساخته شده است. پوشش گنبد به قطر دهانه ی 15 متر به شیوه ی باریکه طاق و به صورت یک پوسته برپا شده است.
2) ایوان غربی (صفه استاد)
این ضلع از مسجد روبروی دالان ورودی واقع گردیده که جزء مهمترین و جالبترین اضلاع مسجد به شمار می‌آید که اساس آن سلجوقی بوده و در اوایل قرن 6 هجری ساخته شده است و مقرنس کاری های درشت و زیبای سقف آن بسیار چشمگیر است که در اوایل قرن 12 ه.ق همزمان با سلطنت شاه سلطان حسین صفوی زیبایی آن با کاشی و خطوط بنایی صدچندان شده است.
دو شبستان بزرگ و کوچک نیز از قرن 9 هجری به جای مانده که در جنوب این ایوان قرار دارد. در قسمت شمالی این ایوان نیز دو شبستان دیگر یکی زمستانی و دیگری تابستانی وجود دارد. داخل گنبد تزئیناتی از نوع مهرهای گچی دیده می شود که مابین آجرکاری ها کار شده است و در ضلع جنوبی گنبد خانه محرابی کاشیکاری که مربوط به دوره آل مظفر است، قرار دارد که احتمالا به جای محرابی از دوره ی سلجوقی ساخته شده است.

 

 


محراب الجاتیو
این محراب در قسمت شمالی شبستان ایوان غربی قرار دارد که در ابتدای ورود با سردر کاشی کاری شده و بی‌نظیر بیت الشتاء مسجد (واقع در عقب ساختمان های ضلع غربی مسجد ساخته شده) که تاریخ 851 ه.ق را با نام «عماد بن مظفر ورزنه ای» از امرای لشکر «سلطان محمد بایسنقری تیموری» در خود دارد، روبرو می شویم که توسط سید محمود نقاش به گونه ای هنرمندانه طراحی شده است و سپس شبستان کوچکی دیده می شود که دارای طاق های آجری متنوع است و مربوط به دوره ی «مظفری» می باشد.
در جنوب و داخل این فضا که بالغ بر 300 متر است با «محراب الجاتیو» مواجه می شویم که زیباترین محراب گچبری مسجد است و نام «سلطان محمد خدابنده (الجاتیو)» و وزیر دانشمند او «محمد ساوی» را در خود دارد. این اثر شگفت انگیز به اهتمام «عضدبن علی ماستری» ساخته شده و استاد گچبر آن امضای خود را با عبارت «عمل حیدر» بر آن نهاده است. بر طبق کتیبه ی گچ بری شده، سال ساخت آن مربوط به 710 ه.ق می باشد.
ابعاد محراب 5/3 در 5/5 متر است که سطحی معادل با 2/19 متر مربع را بر دیواره ی جنوبی فضا، تزئین کرده است. از ویژگی های این محراب مواد و مصالح کار شده در آن است، که گچِ کار شده با گذشت زمانی افزون بر 7 قرن هنوز هم پابرجاست. این مساله نشان دهنده استفاده از نوعی تزئین به نام کُشته بری (استفاده از گچ نیمه زنده که با شیرابه آهکی استفاده شده است) می باشد. تزئینات چشمگیری بر روی محراب دیده می شود که دارای ترکیباتی بدیع و بی نظیر از جمله کتیبه های زیبا و نقوش گیاهی و سرستون نمادهایی که در کمال ظرافت و به نحو شایسته ای تزئین شده اند. بر روی محراب 7 روش متفاوت خطاطی در 7 فضای متفاوت و مجزا وجود دارد که یافتن این فضاها بر روی محراب خالی از لطف نیست.
در دو طرف محراب 2 منبر چوبی وجود دارد که نمونه ی سمت راستی جزء قدیمی ترین و زیباترین منبرهای منبت کاری شده می باشد و سال ساخت و پرداخت آن ذکر نشده است. منبر سمت چپی مربوط به عهد صفوی می باشد. هردو منبر از چوب چنار ساخته شده‌اند.
بر طبق مطالب قبلی شبستان بنا به دلایل ذیل مربوط به دوره ی مظفری است:
1) در کتیبه ی محراب ذکری از بنای شبستان نشده است.
2) به نظر می رسد ضلعی که محراب در آن ساخته شده دارای نقوش و تزئینات دوره ی ایلخانی بوده که درجریان تغییرات بعدی از بین رفته و بخش های باقی مانده حاکی از این ادعاست.
3) معماری شبستان با آجر با شیوه ی ساده و فقدان تزئینات صورت گرفته حال آن که محراب و محدوده‌ی سابق آن دارای اندود ضخیم گچ و تزئینات زیبا بوده است.
شبستان زمستانی (دارالشتاء)
در عصر تیموریان در محل بناهایی که در حریق 515 ه.ق از میان رفتند ساختمان هایی برپا شد از جمله همین شبستان که ابعاد آن 50 در 25 متر می باشد. در حین ورود به این شبستان زمستانی با کاشی کاری ظریفی که مربوط به دوره ی جانشینان تیمور در قرن 9 هجری می باشد روبرو می شویم تاریخ سردر مربوط به 851 ه.ق و ایام دولت سلطان محمد بایسنقر تیموری است و توسط عمادبن مظفر ورزنه ای ساخته شده است.
کتیبه به خط ثلث سفید معرق بر زمینه ی لاجوردی و به خط سید محمود نقاش است. در قسمت فوقانی آن به خط بنایی مشبک آجری بر زمینه ی لاجوردی نوشته شده است. قال النبی: «انا مدینه العلم و علی بابها». در قسمت بالایی ستون در دو طرف سردر مشرف به صحن به خط ثلث سفید معرق بر زمینه ی لاجوردی نوشته شده: «قال النبی (ع) الصلوه عمادالدین»
این شبستان در پشت شبستان محراب الجاتیو قرار دارد که نوعی سرسرا برای شبستان اخیر است و پشت ایوان غربی تا معبر جنوب غربی مسجد واقع شده است. از همین فضا و از طریق در کوتاهی وارد این فضا به نام «بیت السیف ـ بیت الشتاء» (خانه تابستانی و زمستانی) می شویم و همانطور که شایسته یک شبستان زمستانی است، کف آن پائین تر است. سقف این قسمت با 18 طاق دارای زوایای برجسته که بر دو صف ستون های مربع قطور سوار است. نور از طریق طاق و از بین سنگ های مرمری که در مرکز آن ها قرار دارد وارد فضا می شود.

 

 


3) ایوان شرقی (صفه شاگرد)
این ایوان با طرح مستطیل در قسمت شرقی مسجد با طاق گهواره ای به طول و عرض 10 در 10 متر قرار دارد که از ساخته های دوره ی سلجوقی است و در قرن 8 و 11 قسمت هایی از آن تزئین شده است. دو ضلع شرقی و غربی ایوان، دارای طاق نماهای دو طبقه ای بوده که بخش هایی از آن ها نیز ویران شده است. جنس آن ها از آجر بوده و مربوط به دوره ی سلجوقی می باشند. طاق نماهای پائینی موجود حاوی کتیبه های تاریخی می باشد.
کتیبه های تاریخی ایوان در دو حاشیه ی بزرگ با کاشی معرق نوشته شده که اول در زیر طاق دهانه ی ایوان مربوط به شاه محمد آل مظفر و مورخ 768 ه.ق و دومی مربوط به اشرف افغان و مورخ 1139 ه.ق است که در وسط دیوار ایوان نوشته شده است. کتیبه ی نخست جزء چند جمله ی اول و آخر آن، باقی فرو ریخته است البته با تلاش های فراوانی بازسازی شده است.
کتیبه ی دیگر مربوط به زمان شاه سلیمان صفوی مورخ 1093 و به خط «محمد حسن بن محمدرضا امامی» می‌باشد. ایوان دارای دالان سقف دار دو طبقه با پوششی کوتاه است که عرض هرکدام با جرزهای قطور آجری به 5 متر می رسد. این ایوان بوسیله ی مدخلی به عرض 5 متر و عمق 5/2 متر به شبستان پشت سر آن که محراب اصلی در آن واقع است راه می یابد. بر دیوار جنوبی ایوان، محراب مرمری با لوحه و کتیبه های از سنگ یکپارچه به خط ثلث برجسته مورخ 992 به قلم «نظام اصفهانی» نصب شده است. این ایوان، از طریق درگاه های جانبی با شبستان های مسجد در ارتباط است. شبستان به طول و عرض 19 در 11 متر شرقی ـ غربی ساخته شده و با پوشش های خالی مسقف شده است. محراب شبستان دارای کتیبه ای تاریخی به مورخ 778 ه. ق و به خط «علی کوهیار ابرقویی» است.
اسامی سازندگان محراب، «شمس بن تاج» و «فخر بن الوهاب شیرازی بنا» است که نام آن ها در سقف ایوان نیز تکرار شده است. اسپر این ایوان دارای تزئیناتی به خط بنایی بر زمینه ی آجری است که متن آن، تکرار عبارت «یا ستار» است. در شمال شرقی ایوان یک صحن دیگر وجود دارد و فضای آن مدرسه ای مظفری بوده که به «مدرسه عمر» شناخته می شود. این مدرسه در زمان «شاه محمود مظفر» توسط مرتضی فرزند «حسن عباسی زینبی» ساخته شده و وجه تسمیه ی آن به عمر، مبتنی بر روایتی است که مدرس اینجا «عمربن عبدالعزیز عجلی» از آل ابی الف بوده است.
4) ایوان شمالی (صفه درویش)
در شمالی ترین بخش مسجد، با صفه ی درویش به ابعاد 8 در 5/19 متر با پوشش گهواره ای روبرو می شویم این ایوان یا صحن جزء کم عرض ترین و عمیق ترین ایوان های مسجد به شمار می آید و ساخت آن مربوط به دوره ی سلجوقی بعد از سال 515 ه.ق بوده، زمانی که ایوان سرسرا، مدخل اصلی مسجد بوده که از طریق دری که در انتهای هشتی مربع ضلع شمالی ایوان واقع است و در دو طرف پلکان هایی که وجود داشته می توانستند وارد آن شوند و سپس صحن اصلی مسجد را داخل شوند. اما در دوره ی «آل مظفر» بین این ایوان و گنبدخانه، شبستانی تعبیه می شود که ستون دار بوده است که با این اتفاق عملکرد قبلی کاملا از بین رفته و شاید دلیل اینکه «شاه سلیمان صفوی» تمام قسمت های این ایوان از جمله تزئیناتش را تغییر داد به این خاطر باشد.
در ایوان قطعه سنگ مرمری یکپارچه ای دیده می شود که بسیار نفیس است و در انتهای آن نصب شده و خطوط و نقوش بسیار زیبایی بر روی آن حجاری شده است. در کناره ی شرقی ایوان سنگ مثلث شکل وجود دارد که وتر آن دقیقا به جهت شمال ـ جنوب طراحی گردیده و در روزهای آفتابی از این وسیله به عنوان ساعت آفتابی استفاده می کردند و بوسیله ی آن اول وقت شرقی جهت اقامه نماز ظهر کاملا قابل فهم بوده است.
اما وجود پنجره ای مرمری به ابعاد 5/2 در 5/1 متر در قسمت شاه نشین ایوان زیبایی ایوان را صدچندان نموده و در واقع اتصالی بین شبستان ستون دار به ایوان و صفه برقرار کرده است.
گنبدخانه ی تاج الملک
برطبق کتیبه ی موجود در گنبدخانه این قسمت از مسجد در سال 481 ه.ق توسط «ابوالغنایم تاج الملک» وزیر ملکشاه و رقیب نظام الملک ساخته شده (احتمالا در رقابت با ساخت گنبد نظام الملک) که حاصل آن گنبدی است که از نظر ساخت و اجرا در نوع خود نمونه ای بی نظیر است. گنبد بر روی پایه ای با طرح مربع ساخته شده که ابعاد آن 10 در10 متر بوده و نحوه ی ترکیب بندی پایه، منطقه انتقالی و پوشش گنبدی به نحوی انجام شده که نگاه بیننده را به سوی تیزه ی گنبد می کشاند و حالتی یکدست و زیبا به آن بخشیده است. ضخامت بدنه گنبد در هر قسمت متغیر بوده و روزنه هایی نیز در آن تعبیه گردیده است. با دیدن دقیق تر گنبد خانه این گونه احساس می شود که در اصل بنایی مستقل بوده که از هر وجه سه درگاه طاقی به بیرون ایوان داشته است اما با تحقیقات دقیق تر مرمت گران بنا (محققان ایتالیایی) دلیل اصلی به خاطر فقدان راه پله های ارتباطی میان جرزها گنبدخانه حداقل از یک جانب یا بنای عظیم دیگری در ارتباط با این بوده و تنها راه دسترسی به بالای گنبدخانه از طریق این قسمت بوده است.

 

 


برای دسترسی به «شبستان مظفری» تنها از طریق اضلاع جنوبی و شرقی آن می توان کمک گرفت. کتیبه های آجری داخل گنبدخانه با خط کوفی و تزئینات گچی زیبائی خاصی را به فضا بخشیده اند و این در شرایطی است که تزئینات اصلی فضای داخلی گنبدخانه نیز زیبایی خاص خود را دارا می باشند.
طاق نماها و تزئینات آجری نمای بیرونی نیز با تدبیر خاصی نماسازی شده است. اما کتیبه ی تاریخی بنا به صورت کمربندی در زیر پوشش گنبدی با آجر اجرا شده و متن آن بعد از آیه ی 32 از سوره ی هفتم است و در زیر آن 32 اسم جلاله به خط کوفی ساده با آجر و در حاشیه ی دوره ی داخل بنا نیز آیات قرآنی نوشته شده است.
واقعه ی آتش سوزی مسجد
در سال 515 ه.ق و در چهارمین سال سلطنت «محمود سلجوقی» ملقب به «مغیث الدنیا» و به دست اسماعیلیه مسجد جمعه، کتابخانه نفیس مسجد دچار سانحه ی آتش سوزی گردید. ابن اشیر از علمای شافعیه در سال 555 ه.ق اشاراتی به این واقعه دارد که بدین مضمون نوشته شده است. در سال 515 ه.ق یک هفته پیش از حریق، یک قصر سلطنتی و سپس مسجد جامع که از باشکوهترین و زیباترین مساجد جامع آن عصر بوده، سوخت و معلوم گردید، بنای مزبور به دست باطنیان آتش گرفته است. آن چه که در آتش سوزی در مسجد جامع سوخته، مشتمل بر توابع مسجد یعنی ابنیه هایی مانند آموزشگاه ها، صومعه ها، مهمانخانه ها، مخزن ها و کتابخانه معروفی که فقط فهرستی از محتویاتش در سه جلد قطور تنظیم شده است.
منظره مسجد پس از آتش سوزی اینگونه توصیف شده است: «در هر یک از اضلاع شمالی و جنوبی فضای وسیع و بناهای مسقف دار برپا بوده و به جزء دو گنبد نظام الملک و تاج الملک که پابرجا مانده اند در دو ضلع شرق و غرب جز آثار سوخته و تلی از خاک چیزی دیگری باقی نمانده است». پس از این سانحه تجدید بنای مسجد شروع می شود و به جای ساختمان های از بین رفته بناهایی مانند ایوان های 4 گانه و نماهای اطراف صحن و شبستان ها و چهلستون پایه گذاری شد. در طی چند قرن بعد از آن این مسجد بتدریج تکمیل و تزئین گردید و به این ترتیب نقشه ی ساختن مساجد 4 ایوانی و اساس ساختن مساجدی دارای این سبک در قرون بعد پای ریزی شد.




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 دی 1390 12:11 بعد از ظهر

عمارت عالی قاپو -2

پنجشنبه 15 دی 1390 12:06 بعد از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: آثار تاریخی ، عمارت عالی قاپو ،
کاخ عالی قاپو از بناهای شاخصی است که به دست شاه عباس کبیر در قرن 11 هجری در اصفهان ساخته شد. اصفهان در آن زمان پایتخت بود و بین 500 تا 600 هزار نفر جمعیت داشت. کاربری اصلی این فضا و هدف از ساخت آن این بود که یک هسته مرکزی جهت حل و فصل امور کشور و دربار پادشاه بوجود آید و از این رو است که مورخین معاصر و شاه عباس اول از آن با نام دولتخانه مبارکه نقش جهان یاد کرده اند.
در این زمان نظام گسترده ای از میدان ها و خیابان ها، پارک ها و ساختمان ها در اصفهان برقرار بود و بسیاری در آن زمان این شهر را بزرگترین شهر عالم دانسته اند زمانی که خبری از ورسای و شهرهای بزرگ اروپایی نبود. نکته جالب این است که همگی اعتقاد بر این دارند که اصفهان شهرت خود را مدیون شاه عباس است.
جابر بن انصاری در تاریخ اصفهان نوشته است شالوده این عمارت در عهد جانشینان تیمور یا تراکمه ریخته شده بود و شاه عباس در 1018 هجری پنج طبقه دیگر بر آن اضافه نمود و تغییراتی هم در طبقه اول آن داد تا کل بنا دارای تعادل باشد. تاریخ شروع ساختمان عالی قاپو و زمان اتمام آن معلوم نیست ولی از قرائن موجود چنین بر می آید که این بنا و بنای مقابل آن یعنی مسجد شیخ لطف الله درزمانی نزدیک به هم اجرا شده اند و نقل شده که این دو بنا دارای سابقه و قدمت بیشتری نسبت به مسجد امام هستند و در زمانی که مسجد امام ساخته می شده این دو بنا ساخته شده بود که یکی قصر شاه و دیگری مسجد مخصوص خانواده سلطنتی شاه بوده است.

 

 


شاه عباس اصفهان را پایتخت قرارداد و این شهر را بر شهر قزوین ترجیح داد. او قبل از انتقال پایتخت به اصفهان باغی به نام نقش جهان را که قبلا متعلق به شاه طهماسب بود در اختیار داشت و در کاخی که درون این باغ در همجواری با میدان نقش جهان بود اقامت می گزید و از این رو وی پس از برگزاری جشن نوروز سال 1006 هجری تصمیم به مرمت و توسعه و زیبا سازی کاخ گرفت تا بتواند از آن برای سکونت خود و خدمه شخصی اعضای دیوانخانه و درباریان استفاده کند. شاه برای اینکه کاخ را توسعه دهد مجبور شد چندین سال را در کاخی قدیمی تر در محله دور زندگی کند.
در این زمان بود که، ساختمان کوشک عصر تیموری تا طبقه سوم بالا آمد و بعد پیشخوان که تالار معروف عالی قاپو روی آن قرار دارد به آن اضافه شد. عمارت خصوصی شاه را داخل باغ ساختند و بعد از آن دیوان صدارت عظمی و دفاتر مخصوص را داخل این بنا قرار دادند و این بنا را با نام عالی قاپو، یعنی در اصلی کاخ خواندند.
شاه عباس طبقات بالای این کاخ را مخصوص خود قرار داد و حرمسرا و خانه خود را از دردشت به عالی قاپو منتقل کرد. این کاخ شش طبقه داشت و با یقین می توان گفت که از طبقه هفتم ساختمان که بام آن بود بهترین و زیباترین منظر ه شهر اصفهان دیده می شد.

 

 


به گفته شاردن سردر بزرگ بنا رو به میدان سلطنتی یعنی میدان نقش جهان است و این سردر را با نام عالی قاپو یعنی باب رفیع یا در مقدس می نامند. این سردر از سنگ سماق و با مرتبه بلندی ساخته شده و در آستانه در آن از سنگ زیبای سماق با رنگ سبز استفاده کرده اند. این سنگ که برای ایرانیان دارای جنبه مقدس و با ارزش فراوان است دارای ارتفاع تقریبی 6 انگشت و با فرم نیم دایره است. قداست این سنگ به حدی است که اگر کسی پا بر روی آن بگذارد آن را مجازات می کنند و مردم عادی همیشه هنگام ورود آن را بوسیده و به آن احترام می گذارند، حتی خود شخص شاه هم هیچ گاه سواره از ان رد نمی شد و قبل از رسیدن به استانه پیاده می شد و از آن عبور می کرد.
بعد از عبور از این در مقدس پنج یا شش قدمی که جلو بیاییم به دو تالار بزرگ می رسیم که یکی محل استقرار رئیس دیوانخانه است که در این مکان به قضاوت نشسته و تقاضانامه ها را به نظر شاه می رساند و تالار دیگر قاپوچی باشی یا همان رئیس دربان ها می باشد که وظیفه آن رسیدگی به امور عمومی شهر است. در کنارتر دو سالن کوچکتر وجود دارد که به آن کشیک خانه می گویند و به دلیل اینکه فضایی جهت استفاده محافظین قصر است با این نام خوانده می شود.  نقل شده است که در این بنا بر روی همه باز بوده و فقط شاه بوده که می توانسته است کسی را از ساختمان بیرون کند و در غیر این صورت در آن بر روی همه باز بوده است.

 

 

 

این بنا همیشه و حتی پس از وسعت گرفتن آن مهم ترین بنایی بود که مورد علاقه شاه قرار گرفته بود به صورتی که بیشترین زمان خود را در آن جا سپری می کرد و کارهای مهم خود را از قبیل رسیدگی به امور جاری کشور، مجالس و جشن های خصوصی، خوردن غذا، استراحت کردن و ... را دراین بنا انجام می داد و همچنین در طول روز از دیدن منظره زیبا و پر هیجان میدان لذت می برد و با توجه به ارتفاع زیاد بنا و دید وسیع آن بر شهر، همیشه خود را مسلط بر شهر و امور آن می دانست و به خاطر اهمیت این بنا در نظر شاه بود که وی هنرمندان بزرگ آن زمان از جمله رضای عباسی که بزرگترین و معروف ترین مینیاتوریست دوره شاه عباس بود را به این کاخ آورد تا وی و دیگر هنرمندان با هنر خود و گرد آوردن نقش و نگاره های زیبا بر دیوار و سقف این بنا مکانی زیبا و بی همتا را برای شاه بوجود آورند. این هنرمند و شاگردانش تزئیناتی به شکل نقاشی های گل و بوته و شاخ و برگ و اشکال حیوانات را در طاق اطاق های تو در تو این عمارت و راهروها و پله های آن بوجود آوردند و شاید اوج هنرنمایی آن ها را در اطاق های طبقه سوم که مخصوص شاه و زندگی شخصی وی بود، بتوان دید.

 

 

 

پیترو دلاواله سیاح بزرگ که در عهد سلطنت شاه عباس مدت زیادی را در اصفهان زندگی می کرد این گونه گفته است که: دو چیز عجیب در اصفهان دیده؛ اول منار معروف کله است. این منار برجی است که از بالا تا پایین از کله های بز وحشی و حیوانات وحشی دیگر ساخته شده است. حیواناتی که یا به دست شاه و یا به فرمان او کشته شده اند. و با استفاده از سر آن ها مناری ساخته اند البته در حال حاضر از مناره فوق دیگر اثری باقی نمانده است. و دومین چیز عجیب برای دلاواله تالار اول کاخ سلطنتی است که شاه در ان جا معمولا سفرا و میهمانان خارجی را به حضور می پذیرفته و با آنها صحبت می کرده. این تالار از این رو تالار اول است چرا که قصری که شاه در آن اقامت داشته دورتر از این بنا و درته باغ قرار گرفته بود و طبق آداب و رسوم سلاطین مشرق زمین فقط افراد خاص و اندکی اجازه ورود به آن جا را داشته اند، اما در محوطه میدان و بر روی در مقدس ورودی که قبلا راجع آن صحبت کردیم کوشک زیبایی وجود داشت که تالار اول درون این کوشک بوده است هنگامی که شاه قصد عزیمت از عمارت به باغ عالی قاپو را داشت از داخل معبری عبور می کرد که در دو طرف دارای دیوارهای بسیار بلندی بود و به در ورودی کاخ محل اقامتش منتهی می شد سپس توسط پلکانی کوچک به اتاق های این قصر وارد می شد.
در طبقات بالا تقریبا همه ی طبقات دارای پلان یکسانی بوده و شخصیت کلی آن به این صورت است که یک سالن بزرگ و چندین اتاق کوچک در اطراف آن قرار دارد و اتاق هایی که سمت میدان قرار دارند برای آن ها بالکن هایی در نظر گرفته شده است که افراد بتوانند در آن نشسته و به تماشای آنچه که در میدان می گذرد و اتفاق می افتد بپردازند. تعداد اتاق های کوچک و راهروهای این عمارت به قدری زیاد است که دربان ها گفته اند که در عمارت بیش از 500 در وجود دارد.
یکی از جنبه های زیبایی این قصر به خاطر نقوش دیوارهای آن است دیوارهایی که از بالا تا پایین با طلا و مینیاتور های زیبا و کم نظیر تزئین شده است. گاه گاه دیده می شود که در میان این تزئینات قسمت هایی به رنگ سفید در آمده و نقوش بسیار ساده ای دارد که نمود زیبایی پیدا می کند و این امر باعث می شود که طرح های کناری آن جلوه و زیبایی خود را بیشتر نمایان سازد.
دلاواله در ادامه تفسیر کاخ عالی قاپو این گونه بیان کرده است که در جای جای سطح دیوار این بنا مملو از تصاویر نقاشی شده است اما چون ایرانی ها بیشتر میل به تصویر کشیدن انسان ها دارند تمام تصاویر از زنان و مردانی کشیده شده که بعضی مست وبی هوش و بعضی هم شاداب و سرحال به نمایش در آمده اند. در میان این تصاویر اکثرا افراد دارای پوشش محلی می باشند اما بعضی افرادی هستند که کلاه بر سر دارند که نقاش ظاهرا قصد داشته مسیحیان را با این ترفند از بقیه جدا کند. مسیحیانی که به آن ها فرنگی می گفتند و نقاش آن ها را به تصویر کشیده تا نشان دهد ایرانیان در حالات وصف شده بالا، تنها نبوده و مسیحیان هم در کنار آن ها بوده اند. البته شایان ذکر است که این تصاویر به علت اینکه در پایین دیوارها بوده اند مقداری از آن ها به مرور زمان از بین رفته اند و البته مقداری از آن ها هم مختص به دوره شاه عباس نبوده و در دوره های بعدی به نقاشی های قبلی اضافه شده اند و سند این امر را می توان در نوشته های تاورینه دانست کسی که در توصیف تالار عالی قاپو می گوید که بر دیواره آن نقاشی هایی از یک سری مردان و زنان انگلیسی و هلندی وجود دارد که یک نقاش هلندی همه آن ها را به تصویر کشیده است.

 

 


ارزش والای بنای عالی قاپو و بی همتا بودن آن در عصر و زمان خود باعث گردیده که این بنا مورد توجه بسیار زیاد از طرف سیاحان قرار گیرد به طوری که همه در سفرنامه ها و نوشته های خود توصیفی جامع و کامل را بیان می کنند که در بالا به چند مورد آن اشاره شد.
در اینجا سری به گفته های تاورینه زده و توصیفات وی را بیان خواهیم کرد. تاورینه می گوید: اولین و عالی ترین در کاخ دری است که به آن عالی قاپو می گویند این همان در بزرگی است که بالای آن کوشک باشکوهی قرار دارد و آنقدر بلند است که اگر از داخل آن به میدان بنگری قد افراد در حال گذر را در حد دو گام می بینی و قادر به شناسایی آن ها نخواهی بود. این کوشک زیبا بر سه ردیف ستون های بلند نهاده شده است و جنس آن ستون ها از چوب چنار بوده و برای تزئین روی آن را با آینه پوشش می داده اند. دیوارهای آن که الان دارای دو پوشش تزئیناتی است در دو دوره ساخته شده لایه زیرین تزئینات عهد شاه عباس و لایه رو تزئینات شاه سلطان حسین است که بعدا اضافه شده. در این فضا و در وسط آن یک حوض و آب نما که از سنگ و مس ساخته شده بر زیبایی های آن افزوده است. رساندن آب به این طبقه خود از نکات قابل توجه و باارزش است. به گفته تاورینه چند گاو نر ماشین هایی را که به صورت مطلق قرار گرفته اند به کار می اندازند این ماشین ها آب را به بالا هدایت می کنند و آب از داخل فواره ها به بیرون می جهد و انسان از دیدن این اتفاق در چنین محلی شگفت زده می شود.
در این تالار شاه عباس غالبا افراد را به حضور می پذیرفت و از فراز این تالار که در حکم تریبونی بود  بر جشن هایی که در میدان برگزار می شده مثل مسابقات ورزشی، چوگان بازی، پرنده بازی و ورود سفرا و رژه افواج را نظارت می کرده است. تصور می شود به دلیل اینکه کاخ اصلی (چهل ستون) که مختص پذیرایی های رسمی بوده بعدها آماده شده است. شاه عباس به عالی قاپو عادت کرده بود ولی جانشینان او همانند او فکر نمی کردند و آنان چهل ستون را برای خود ترجیح می دادند.
مراسم و جشن های شاه عباس به نوبه خود دارای جاذبه های خاصی است. شاردن قسمتی از یکی از این جشن ها را این گونه بیان کرده است: «شاه و حدود سیصد نفر از همراهان ساعت 9 صبح وارد شدند. بعد از آن ها سفیر داغستان از گوشه شرقی میدان وسفیر مسکو هم یک ربع بعد از وی و از همان نقطه وارد میدان شد. هدایای این سفرا در ته میدان و نزدیک مسجد امام قرار داشت. آن ها را همیشه در همین محل گرد آوری کرده و هنگامی که شاه سفرا را در تالار رو به میدان به حضور می پذیرد هدایای مذکور را از این مکان حرکت می دهند. پارسایان می گویند دلیل اینکه هدایا را از سمت شرق و از جلوی مسجد می آورند این است که تاکید کنند که سرچشمه همه نعمت ها و همه موجودات خداوند متعال است. به محض عبور هدایا صدای طبل و شیپور و چندین آلت موسیقی به صدا در می آید که این علامت شروع بازی ها و مسابقات است مسابقاتی از قبیل کشتی، جنگ گلادیاتورها و شمشیر بازی. از حیوانات وحشی هم در این مسابقات استفاده شده و به مشاهده نبرد میان آن ها می پرداختند. نمایش دوم نیزه پرانی بود که به آن جریده بازی می گفتند و شاه در حالی که به مشاهده این تصاویر می پرداخت به موسیقی دلنشینی که ترکیبی از بهترین آوازها به همراه ساز بهترین نوازندگان دربار بود گوش می داد.»

 

 


از همه ی این توصیفات که بگذریم این بنا دارای جنبه های مقدس زیادی هم بوده است. از آن رو که سلاطین صفوی مخصوصا شاه عباس اول ارادت خاصی به حضرت علی داشت 110 عدد توپ را در جوار عالی قاپو مستقر کرد. (110 در حروف ابجد همان نام علی است)
همانطور که قبلا درباره سردر مقدس عالی قاپو اشاره شد، شاه عباس برای تبرک این بنای سلطنتی دری از درهای رواق روضه نجف اشرف را به اصفهان انتقال داد و آن را زینتی برای پیکره این ساختمان قرار داد و به همین دلیل است که هیچ کس حتی خود شاه از این در که مدخل ورودی قصرهای سلطنتی و پادشاهی است سواره عبور نمی کرده و حتی بقیه افراد موظف بودند در موقع ورود سنگ مرمر آستانه آن را ببوسند. از دیگر جنبه های مذهبی این قصر این گونه روایت شده که در بیست و




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

میدان امام -2

پنجشنبه 15 دی 1390 11:50 قبل از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: همه چیز از مسجد شیخ لطف الله مسجد امام ، آثار تاریخی ، عمارت عالی قاپو ،
میدان به معنای فضای وسیع است. میدان ها یكی از اصلی ترین فضاهای هر شهری هستند  که با مقیاس های متفاوت و عملكرد های گوناگون در جای جای شهر شكل می گیرند.
در تمدن اسلامی مهمترین و اصلی ترین میدان شهر میدانی است كه مسجد جامع شهر در آن واقع می شود. به دلیل اهمیت این گونه میادین گاه بناهای حكومتی، بازار و ... نیز در آن ها واقع می شوند. مانند میدان نقش جهان اصفهان كه علاوه بر مسجد جامع، كاخ حكومتی و بازار را نیز در بر دارد.
در ابتدا یا انتهای مسیر بازار و یا در كنار و در امتداد راسته بازار، غالباً یك میدان شهری قرار می گیرد. بازار مهم­ترین معبر و شریان شهر به حساب می آید كه در بیشتر موارد با یك میدان شهری ارتباط دارد. این گونه میادین در واقع به مركز داد و ستد و تجارت مبدل می شوند، و دور تا دور آن حجرات كسبه واقع می شود و در فضای باز این میادین غالباً كاسب های سیار و خرده پا مستقر می شوند. این نوع میدان ها فضا های عمومی شهری چون حمام، مدرسه، مسجد، سرا، آب انبار و... را نیز در كنار خود دارند. و به این ترتیب علاوه بر مركز تجارت، به مركز تجمع مردم شهر نیز تبدیل شده اند و مراسم و اعیاد ملی و مذهبی، هم در این میدان ها برگزار می شود.

 

 


میدان تاریخی نقش جهان اصفهان از زیباترین و باشكوه ترین میادین جهان است. این میدان با طول پانصد و عرض صد و پنجاه متر یكی از بزرگترین میدان های جهان است. این میدان در دوره حكومت شاه عباس و در زمان انتقال پایتخت به اصفهان پایه ریزی شد.

 

 


در زمان روی كار آمدن شاه عباس اوضاع سیاسی كشور نابسامان بود و ایران همواره مورد تهاجم و عناد كشورهای همسایه بود. مرزهای غربی كشور در معرض خطر عثمانی بود و در شرق، ازبكان قصد داشتند مرزهای خود را تا خراسان گسترش دهند و گاه بی گاه به خراسان حمله می كردند. در جنوب كشور خلیج فارس به تصرف پرتغال درآمده بود و در چنین اوضاع سیاسی شاه عباس و مشاوران درصدد برآمدند تا با انتخاب پایتختی در مركز ایران از مرزهای ناامن در امان بمانند و نتیجه این انتخاب شهر اصفهان بود.
با استناد به كتاب -- وقایع زندگی شاه عباس نوشته اسكندر بیگ منشی شاه عباس اول -- شاه عباس در زمان نقل مكان به اصفهان در كاخهای حاكمین قبلی در جنوب مسجد جامع اصفهان مستقر می شود و چون اصفهان آن زمان توانایی ایجاد مراكز دولتی و بناهای حكومتی را ندارد شاه عباس مصمم به پی ریزی زیرساخت هایی در خور پایتخت می شود. و بدین منظور گروهی از معماران، شهرسازان، بنایان، هنرمندان و برنامه ریزان را جهت تبادل نظر و همكاری فرا می خواند تا طرح جامع شهر اصفهان را تهیه كنند.

 

 


در جهت تهیه طرح جامع شهر اصفهان چند مسئله اساسی وجود داشت. اولین آن، جهت توسعه شهر بود كه با در نظر گرفتن عوامل اقلیمی و زمین های كشاورزی شمال اصفهان قرار بر این شد كه شهر در جهت جنوب گسترش یابد.
مسئله اساسی دوم، چگونگی گسترش شهر و عناصر شهری بود كه باید احداث می شد. شهر جدید، مركزی برای انجام فعالیت های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی نیاز داشت بنابراین باید میدانی  شكل می گرفت كه جوابگوی فعالیت های اجتماعی شهر باشد. در نهایت قرار شد این میدان جدید در جنوب شهر قدیم اصفهان و حصار آل بویه قرار گیرد. دلیل مكان یابی میدان جدید اصفهان در جنوب شهر این بود كه با گسترش شهر اصفهان رو به جنوب، میدان جدید شهر و دولتخانه صفوی در قلب شهر  اصفهان واقع می شد.
در جنوب شهر اصفهان باغات نقش جهان واقع بود و میدان جدید بر روی قسمتی از باغ نقش جهان ساخته شد و به همین دلیل نام نقش جهان را به خود گرفت.
میدان نقش جهان می بایست در بر گیرنده مهترین فعالیت های زندگی شهری باشد: فعالیت های سیاسی و حكومتی، فرهنگی و مذهبی و هم چنین اقتصادی و تجاری. بنابر این كاخ عالی قاپو در جوابگویی به نیاز های سیاسی شكل می گیرد، مساجد جامع عباسی و شیخ لطف اله مركز فعالیت های مذهبی و فرهنگی می شوند و بازار قیصریه مركز اقتصاد شهر می شود.

 


این بنای با ارزش در گروه بندی شیوه های معماری ایران در گروه چهارم یعنی شیوه اصفهانی جای گرفته است. خواستگاه این شیوه بر خلاف نام آن در اصفهان نبوده و در آذربایجان شکل گرفت، ولی به دلیل اینکه سیر تحول و پیشرفت آن در اصفهان رخ داده و بناهای شاخص آن در این شهر جای دارد نام این شیوه را شیوه اصفهانی نامیده اند. در نوشته­های غربی این شیوه را به نام صفوی، افشاری، قاجاری و زند– قاجار نامیده اند. اکثر بناهای این شهر از جمله میدان نقش جهان در دوره صفویه شکل گرفته­اند.
نخستین مسئله پس از مكان یابی میدان نقش جهان، جهت آن است. بعد از مکان یابی، انتخاب جهت قبله و جهت اقلیمی مناسب اصفهان بود كه شمال غرب به جنوب شرق در نظر گرفته شد. شاخص ترین و بزرگترین بنای میدان، مسجد جامع عباسی و درخشنده ترین آن ها مسجد شیخ لطف اله می باشد، بنابر این شاید در نگاه اول جهت قبله برای میدان مناسب تر به نظر برسد تا مساجد این میدان به راحتی در جهت قبله قرار گیرند . اما بناها و كاخ های مجموعه دولت خانه صفوی برای بهره گیری از نور مناسب خورشید و شرایط مساعد اقلیمی بایستی در جهت اقلیمی اصفهان ساخته شوند. در نهایت راه حل بر این شد كه جهت میدان از جهت قبله 45 درجه نسبت به شرق بچرخد. این موضوع باعث شد، هم مساجد میدان با چرخش 45 درجه­ای (زاویه 45 درجه به راحتی در هشتی ها حل می شود) نسبت به میدان در جهت قبله قرار گیرند و هم شبستان ها رو به قبله باشند. این جهت­گیری برای اتصال بازار قیصریه به بازار قدیم اصفهان نیز بهترین جهت گیری است.
با توجه به نوشته های اسكندر بیگ منشی در می یابیم شاه عباس در سال 1020 تا 1021 هجری شمسی بودجه قابل توجهی را به میدان نقش جهان اختصاص می دهد. که تا آن زمان مرحله اول كارهای عمرانی میدان نقش جهان انجام گرفته بود. همچنین مسجد شیخ لطف اله ساخته شده و سطح میدان برای راحتی چوگان بازان با شن رودخانه ای پوشانده شده بود. در سال 1020 با دستور شاه عباس دور تا دور میدان با حجره های یك شكل محدود می شود و شكل میدان پدیدار می گردد. در همین زمان شاه عباس دستور به برپایی سر در مسجد جامع عباسی كه در ابتدا مسجدالمهدی خوانده می شد در ضلع جنوبی میدان می دهد. همزمان با سر در مسجد به دستور شاه بنای بازار و سردر قیصریه نیز در شمال میدان آغاز می شود. نام میدان بعد از آن که شاه عباس چهار طرف آن را تبدیل به بازار نمود و کسبه در آن­جا مشغول به کار شدند، میدان شاه خوانده شد.
در همسایگی این میدان بناهایی قرارداشتند که اکنون اثری از آن ها نیست. مانند عمارت نقش جهان که شاه عباس دوم بدلیل آنکه این عمارت در مقابل چهلستون قرار داشت و بر این عقیده بود که عمارت شاهی را بد منظره کرده، آن را خراب کرد.
شاردن و سایرین محدوده میدان را از دو طرف به امتداد بازار رنگرزها و از یک طرف به حمام خسرو دانسته اند و دو دروازه اصلی آن را با نام های درب دولت غربی رو به چهار باغ و دیگری را درب کوشک خوانده اند. تا سال 1025 هجری شمسی شمای كلی میدان شكل گرفته بود. سر در مسجد شیخ لطف اله در سال 1011و 1012 و سر در مسجد جامع عباسی در سال 1025 به پایان رسیده بود.
پیترو دلاواله كه در سال 1026 هجری شمسی از اصفهان دیدن كرده میدان نقش جهان را چنین توصیف کرده است:
« یكی از عجایب شهر میدان یا مكان وسیعی است كه در جلوی كاخ سلطنتی قرار گرفته است. طول آن حدود ششصد و نود متر با قدم های من ، و عرض آن حدود دویست و سی پا. دور میدان با غرفه های بزرگ و زیبایی محصور شده كه همگی منظم ، قرینه و یك اندازه اند و هیچ خیابان یا چیز دیگری نظم ان ها را بر هم نزده است. این غرفه ها كه بر بالای آن ها  ایوان هایی با مشبك های بزرگ و هزاران تزئینات دلفریب دیگر تعبیه شده ، دكان هایی هستند مملو از كالا های مختلف. به شما اطمینان می دهم كه این ردیف ساختمان های قرینه چنان تاثیر نیكویی بر انسان می نهد و چنان به چشم زیبا می آید كه علی رغم آن كه خانه های میدان ناوون بلند تر و با شكوه ترند ولی به دلیل آن كه تناسبی با هم ندارند و به دلایلی دیگر ، میدان شاه اصفهان از نظر زیبایی سرآمد میدان مذكور است. یك نهر بزرگ یا بهتر بگوییم یك رودخانه كوچك به همراه حاشیه های دو طرف رود میدان را به خط مستقیم دور می زند. آب لاینقطع در اطراف میدان و نزدیكی غرفه ها جریان دارد و به چهار طرف میدان طراوت و شادابی می بخشد. هم سطح با این رود كوچك سنگفرش بسیار عالی كرده اند كه از یك سو به بستر رود محدود می شود و در آن افراد پیاده به گردش می پردازند. در سوی دیگر، طرف غرفه های دور میدان، تعداد بی شماری درختان زیبا به ردیف و در یك اندازه نشانده اند و من اطمینان دارم هنگامی كه در روز های آینده برگ های آن ها پدیدار شود و به زیبایی های طبیعی خود آراسته شوند چیزی جذاب تر و مطبوع تر از آن ها برای تماشا وجود نخواهد داشت. وسط میدان را با شن های بسیار منظم و مرتب پوشانده اند. به این ترتیب میدان همیشه خشك و آماده برگزاری مسابقات اسب دوانی و سواركاری است.»
در قسمت دیگری از سفر نامه پیترو دلاواله می خوانیم:
«در سمت دیگر میدان، طرف بازار ها، چشم انداز زیبایی وجود دارد كه با این مسجد (مسجد امام) تقارن دارد، به همراه دو تالار كه بر روی دالان های سر پوشیده بر پا شده و در آنجا هر روز عصر دو دسته نوازنده با آلات موسیقی جنگی، یكی به سبك ایرانی و دیگری تركی به ترنم می پردازند.»
با توصیفات دلاواله در می یابیم که در سال 1026 این جهان گرد ایتالیایی از اصفهان دیدن كرده و از مشاهدات این جهانگرد درمی یابیم که ساختمان نقاره خانه و همچنین سر در بازار قیصریه كه نقاره خانه بر آن قرار گرفته بوده تكمیل شده و به بهره برداری رسیده بود. همچنین غرفه های دور تا دور میدان تكمیل شده بوده و دلاواله توانسته تصویر كلی میدان نقش جهان را درك كند. در این زمان سر در مساجد و سر در بازار قیصریه و همچنین غرفه های اطراف میدان ساخته شده بودند اما تكمیل بنای مسجد شیخ لطف اله به سال 1028 انجام پذیرفت و پایان كار ساختمانی مسجد جامع عباسی تا زمان مرگ شاه عباس محقق نشد، شاه عباس در سال 1038 هجری شمسی دار فانی را وداع گفت و بنای مسجد جامع عباسی پس از مرگ وی به اتمام رسید.
شاردن نیز در دست نوشته های خود چنین گفته است: «این میدان زیبا با شکل مستطیل دارای ابعاد 440 قدم طول و 160 قدم عرض می باشد (البته این هم شایان ذکر است که این میدان در ابتدا بزرگتر بوده و به علت استحکام بخشی به سقف بازار که دور تا دور میدان است دهانه هایی کنار بازار اضافه شد که در کنترل سقف بازار به آن کمک کند و بعد از مدتی در بین این دهانه ها مغازه ها و دکان هایی شکل گرفت که باعث شد اندازه آن به اندازه فعلی 15×500 متر تقلیل یابد) دور تا دور میدان نهری به عرض شش متر و با آهک و آجر سیاه ساخته شده بود پیاده روهای اطراف آن در ارتفاعی بالاتر از نهر و با عرضی مناسب که چهار نفر می توانستند در آن حرکت کنند شکل گرفته بود. در فاصله 20 پایی از این نهر اتاق های اطراف میدان قرار داشتند، این اتاق ها در دو طبقه می باشند. طبقه اول از دو دکان تشیکل شده که یکی رو به میدان و دیگری رو به بازار است در طبقه دوم این دکان ها چهار اتاق کوچک وجود دارد که دو تای آن رو به میدان و دو تای دیگر در پشت و رو به بازار می باشد. در جلوی اتاق های رو به میدان ایوان هایی با دیواره های مشبک سبز و قرمز قرار گرفته و چشم اندازی زیبا را بوجود آورده است .در کنار میدان بناهای بزرگی مثل عمارت عالی قاپو ،مسجد شیخ لطف الله و مسجد امام و عمارت ساعت سازی قرار دارند و در وسط میدان دکل بزرگی به بلندای 120 پا برای نشانه روی قرار دارد.»
از دیگر متعلقات میدان 4 ستون سنگی است که دو به دو تشکیل دهنده دروازه بازی چوگان می باشند در آن زمان فضای وسط میدان محل بازی چوگان بوده است که یکی از بازی های دربار در آن زمان بود و برای راحتی بازی کف میدان را شن درشت ریخته بودند. درباریان از داخل عمارت عالی قاپو به تماشای این بازی در میدان می پرداختند. در اطراف میدان و در روی دیوارها جای چراغ تعبیه شده بود و در جشن ها و اعیاد چراغ گذارده می شده که منظره­ای بسیار زیبا و نورانی را پدید می­آورده. این امر به این دلیل بود که شاه عباس کبیر علاقه فراوانی به چراغانی داشت .
نکته جالب دیگر نکته امنیتی و مقاومت در برابر هجوم بیگانگان است بدین گونه که جلوی عمارت درباری و عالی قاپو به فاصله 110 قدم از هر طرف یک دیواره مشبک چوبی کشیده شده و داخل این فضا 110 توپ چدنی سبز کوچک اسپانیا قرار دارد که ایرانیان در جنگ با پرتغال این توپ ها را به دست آوردند. علاوه بر این توپ های کوچک 2 توپ بزرگ خمپاره انداز «شتر» نیز در این محوطه قرار دارند که برای مقابله با حمله مهاجمان در نظر گرفته شده است.
در کنار در ورودی این مجموعه دو ستون گرانبهای مرمری که متعلق به دوره ساسانی است و از خرابه های تخت جمشید به اصفهان آورده شده، قرار می گیرد، که این دو ستون در حال حاضر یکی در موزه ایران باستان و دیگری در عمارت چهلستون نگهداری می شود.
از دیگر بناهای موجود در کنار میدان، قهوه خانه بوده است. در عهد شاه عباس در بیشتر شهرهای بزرگ ایران مخصوصا قزوین و اصفهان قهوه خانه های متعددی دایر بوده که در اصفهان این قهوه خانه ها گردا گرد میدان نقش جهان شکل گرفته­اند. طبقات مختلف مردم از اعیان و رجال دربار و سران قزلباش تا شاعران و اهل قلم و نقاشان و سوداگران برای گذراندن وقت و دیدار دوستان و سرگرم ساختن خود به بازی های مختلف و یا مناظره های شاعرانه و شنیدن شعرهای شاهنامه وحکایت ها و قصه ها و تماشای رقص های گوناگون و بازی ها و تفریح های دیگر به آنجا می رفتند.

 

 


درخت های اطراف میدان بدون اینکه دید انسان را محدود کند فضای زیبا و دلنوازی را در میدان بوجود آورده که این منظره زیبا در کنار نهر آب فضای بسیار مطلوبی را در تابستان برای مردم مهیا و این میدان را تبدیل به یکی از بی همتا ترین میدان های جهان ساخته بود. از این رو در موقع اعیاد و مراسمات رسمی مثل پذیرایی از سفراء خارجی مورد استفاده قرار می گرفته و در این مواقع میدان کاملا خالی از سکنه و دست فروشان می شد. در غیر این مواقع بستری مناسب برای دست فروشان ،پیشه وران و خوراک فروشان و.... بود.
شیوه کار آنان به این گونه بود که حصیری در روی زمین و سایبانی در بالای سر می نهادند و بساط خود را پهن می کرده و به کسب و کار می پرداختند. و حتی شب ها هم به دلیل اینکه اوضاع امنیتی آن موقع بسیار مطلوب بوده وگزمه ها مرتبا  شب هنگام در میدان می چرخیدند و سرکشی می کردند. و هر گونه گزند به مال و اموال مردم بر عهده گزمه بود. از این رو آن ها دقت بسیار بالایی داشته و اوضاع بسیار مناسب بود از این رو دست فروشان بساط خود را از میدان خارج نمی کردند بلکه آن را درون جعبه ای جمع کرده و به وسیله طناب کلفتی در آن را بسته و در کناری قرار می دادند.
رسته کاری هر شغلی هم به صورت جدا و در جای خاصی بود مثلا نزدیک مسجد امام به ترتیب بازار حیوانات بزرگ، سپس فروش اسب و شتر، چوب فروشان، در و پنجره سازان و طیور و خشکبار بود. مرمت گران، طبیبان، میوه فروشان، مسگران و .... در این میدان به کسب و کار مشغول بودند.
میدان نقش جهان اصفهان در دوره صفوی و ادوار بعد از آن تا امروز در طی چهار قرن گذشته مركز فعالیت های بسیار بوده و خاطرات بزرگ و كوچك بسیاری از حضور مردم و جهانگردان، شاهان صفوی و دولت مردان ایرانی و خارجی در سینه دارد.




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

همه چیز از مسجد امام اصفهان

پنجشنبه 17 آذر 1390 01:56 بعد از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: همه چیز از مسجد شیخ لطف الله مسجد امام ، آثار تاریخی ،
مسجد امام یا مسجد جامع عباسی یکی از زیباترین مساجد اصفهان و حتی ایران به حساب می آید. این مسجد به واسطه تزئینات بسیار زیبا و شگفت انگیز بکار رفته در آن، شهرتی جهانی دارد. در کتاب «تاریخ عالم آرای عباسی»، اسکندربیک ترکمان تاریخ شروع ساخت مسجد را 1020 هجری قمری به دستور «شاه عباس کبیر» ذکر می کند. حتی علت نامگذاری آن به نام «مسجد شاه» را بخاطر ارج نهادن به خدمات وی در ساخت بناهای گوناگون می دانند.
در ابتدای شروع ساخت به خاطر قرارگیری این مسجد در مجموعه نقش جهان (که در ضلع جنوبی آن واقع شده است) نیاز مبرم به ساخت و تکمیل سردر ورودی و تزئینات آن بوده است. این سردر با کاشیکاری‌های بسیار نفیس و کتیبه های موجود یکی از حلقه های تکمیل کننده مجموعه نقش جهان به حساب می‌آید. قسمت ورودی اصلی بنا در سال 1025 هجری قمری به اتمام رسیده است.
در داخل خود بنا تا آخرین سال های عمر شاه عباس صفوی و همچنین در دوران سلطنت شاه صفی و شاه عباس دوم مراحل ساخت پیگیری می شود که در نهایت بر روی یکی از کتیبه های ضلع غربی مسجد و در محراب کاشیکاری شده آن سال 1077 هجری قمری و در کتیبه دیگر که در سردر مدرسه سلیمانیه (در ضلع جنوب غربی مسجد) تاریخ 1078 هجری قمری جزء آخرین تاریخ های موجود می باشد که خودگواه بر زمان اتمام ساخت این بنا بوده است.

 


آنچه که بر روی سردر ورود به مسجد مشاهده می کنیم حاکی از آن است که دو کتیبه در این قسمت ساخته شده که یکی تاریخ شروع بنا را با خط ثلث بر روی کاشی معرق سفید در زمینه آبی نشان داده و دیگری نیز در پائین بخش مرکزی کتیبه اول در دو سطر و باز هم بخط خوش ثلث اتمام کار را توضیح می دهد. در این کتیبه تصریح می کند که عملیات اتمام ساخت این مسجد به همت «محب علی بیک الله» و مهندسی و معماری «استاد علی اکبر اصفهانی» انجام شده است.
در دو گوشه، یکی در جنوب شرقی «مدرسه ناصری» و دیگری در جنوب غربی صحن «مدرسه سلیمانیه» دو مدرسه قدیمی که از همان دوران صفویه به یادگار مانده قابل مشاهده است.
«مدرسه ناصری» به واسطه یکسری مرمت هایی که از دوران «ناصر الدین شاه قاجار» صورت گرفته به این نام شهرت یافته است، ولی نامگذاری مدرسه سلیمانه به خاطر وجود کتیبه‌ای است که بر سر در آن نصب شده و مرمت آنرا به دوران سلطنت «شاه سلیمان» نسبت می دهند. شروع ساخت مدرسه ناصری را به سلطنت شاه عباس دوم نسبت می دهند که گواهی این مطلب، کتیبه های تاریخ دار بجای مانده است. حال آنکه مدرسه سلیمانیه با وجود قرینه بودن نسبت به مدرسه حجره می باشد و تنها اطراف آنرا غرفه هایی تشکیل می دهند که در داخل و خارج آن دارای کاشی های خنثی از نوع هفت رنگ می باشد.

 


در سمت ایوان جنوبی مدرسه ناصری چند لوح و کتیبه نمایان است که از آن جمله می توان به کتیبه ای اشاره کرد که با خط ثلث مشکی بر زمینه زرد به قلم توانای «محمدرضا امامی» نوشته شده است. بر روی این کتیبه ها که در شش قطعه می باشند، صلوات بر چهار معصوم نوشته شده و با نام نویسنده و تاریخ اتمام آن که 1077 هجری است، خاتمه می یابد. در داخل محراب ایوان جنوبی مدرسه ناصری چند کتیبه دیگر نوشته «محمدرضا امامی» موجود می باشد، که شامل سوره مبارکه اخلاص و آیات 78 و 79 سوره مبارکه اسری می‌باشد.
مسیر ارتباطی مدرسه سلیمانیه بدین گونه است که به وسیله دو ورودی بزرگ به داخل صحن مسجد وارد می شود و به واسطه سه ورودی دیگر به محوطه زیر گنبد متصل می شود. غرفه های اطراف آن به وسیله سنگ های ازاره از جنس مرمر در قسمت پائین بنا تزئین شده و در ادامه نیز از کاشی های خشتی هفت رنگ تشکیل گردیده است. در قسمت پائین یکی از دیوارهای شمالی صحن این مدرسه، سنگی معروف به «سنگ شاخص» قرار دارد که توسط دانشمند بنام دوران صفویه شیخ بهایی نصب گردیده است. این سنگ شاخص ظهر اصفهان را نمایش می دهد و در طول 4 فصل کاربرد دارد. سر در این مدرسه در سمت کوچه پشت مسجد قرار دارد. دو کتیبه بر روی آن ساخته شده است که از سلطنت شاه سلیمان حکایت می کند. این سردر توسط مقرنس کاری و دو مشخصه پنج پر با خط ثلث بر روی زمینه لاجوردی تزئین گشته است و بر آن ذکرها و اسامی خداوند تبارک و تعالی همچون «یا صمد»، «یا غافر»، «یا شکور»، «یا صبور» و «یا رزاق» حک شده است. همچنین در دو جانب شرقی و غربی دو لوح با خط نستعلیق سفید بر زمینه کاشی لاجوردی نام بانی استاد کاشیکار را نشان می دهد.

 


«مسجد امام» در دسته بندی مساجد ایرانی، از لحاظ نوع ایوانها، جزو مساجد 4 ایوانی محسوب می شود. همچنین دارای 4 مناره می باشد که دو عدد بر سردر و دو عدد دیگر در کنار ایوان جنوبی (بزرگترین ایوان) واقع شده است. سازه های اطراف ایوان 48 متر ارتفاع دارد و تزئیناتی چون کاشیکاری بر روی بدنه مناره و نوشته هایی مانند نام پیامبر و حضرت علی که با خط بنایی حنایی رنگ شطرنجی بر زمینه فیروزه ای رنگ تکرار شده است، دیده می‌شود. مناره‌های سردر مسجد نیز با کتیبه ها و خطوط گوناگون مزین شده است که بدنه هر دو مناره با خطوط بنایی و بصورت مارپیچ تزیین شده است و عبارت نوشته شده بر روی مناره ها نیز با خط بنایی سه رگی مشکی و بر زمینه فیروزه ای تکرار سوره اخلاص و ذکرهایی همچون «الله اکبر» است.
گنبد مسجد نیز از شاهکارهای ساخته شده می باشد و بصورت دو پوسته (دوپوش) بنا گردیده است. بدین گونه که مابین دو پوسته گنبد فضایی خالی است. ارتفاع داخلی گنبد 38 متر و از سطح خارجی 54 متر است. از نکات قابل ذکر می توان به استفاده از سنگ مرمر برای تزیینات داخل گنبد و هم برای منبر اشاره کرد. ویژگی بارز گنبد خاصیت آکوستیکی آن می باشد، به صورتی که در داخل گنبد و بر روی سنگی که دقیقا در نقطه مرکزی زیر گنبد قرار دارد، انعکاس صوت می توان را شنید.

 


لوح های چندگانه با خط بنایی ساده و به رنگ لاجوردی بر زمینه فیروزی، گردنه گنبد را دستخوش زیبایی منحصر بفردی کرده است. بر روی این کتیبه ها که در هشت قطعه ساخته شده است، صلوات بر چهارده معصوم و در قسمت پائین‌تر از آن نیز ذکرهایی بصورت مکرر بر روی شمسه ها و موج ها دیده می شود. در انتها نیز بر گردنه گنبد بخط بنایی معرق لاجوردی بر زمینه سفید سوره‌ای از قرآن نوشته شده است.
کتیبه هایی که در نمای خارجی گنبد ساخته شده دوباره تعمیر و بازسازی گردیده است. مرمت کتیبه ها همزمان با تشکیل اداره کل باستان شناسی در کشور ایران در سال 1328 خورشیدی اتمام یافته است. در توصیف مختصر کتیبه های مسجد از کتیبه های سردر اصلی شروع می کنیم. شروع ساخت این کتیبه باشکوه که بخط ثلث نوشته شده و بر روی کاشی سفید معرق بر زمینه کاشی لاجوردی حک شده به سال 1025 هجری قمری بر می گردد. موضوع این کتیبه حکایت از آن دارد که شاه عباس اول هزینه های ساخت این بنای مقدس را از اموال خالص و شخصی خود فراهم آورده است و آنرا به روح جد خویش شاه طهماسب هدیه کرده است. متن این کتیبه به قلم زرین «علی رضا عباسی» نوشته شده است.
نام معمار شهیر این مسجد، «استاد علی اکبر اصفهانی» را می توان در کتیبه سردر که با خط ثلث سفید بر زمینه کاشی لاجوردی حک شده، مشاهده نمود. البته جز وی، نام اشخاصی همچون خزانه دار شاه و همچنین اعلام اتمام بنا جزو موضوعات حک شده بر روی کتیبه می باشد.
لوح های دیگر در جلوخان سردر مسجد امام نیز با خط ثلث زرد رنگ بر زمینه خشت لاجوردی موجود می باشد که در آن به پیامبر و خاندانش درود می فرستد. همچنین اشعار عربی نیز بر دو سمت شرق و غرب جلو خان با خط نستعلیق سفید معرق و بر زمینه لاجوردی دیده می شود.
در ضلع غربی جلو خان بر روی یک تخته سنگ جمله «بسم الله الرحمن الرحیم» حک شده است و حکایت از آن دارد که وقفنامه موقوفات مسجد امام بر روی این تخته سنگ حجاری شده  بوده، اما بعد از سلطنت صفویه این سند تاریخی دزدیده شده است.
در اصلی مسجد که در ضلع جنوبی میدان قرار دارد از جنس نقره و طلا پوشیده شده است. این در با شکوه که در کنار مقرنس کاریهای بی نظیر سردر ورودی جلوه گری خاصی می کند، در زمان شاه صفی الدین جانشین شاه عباس اول صفویه ساخته شده و به اتمام رسیده است. اشعار بسیار زیبا بر روی این درب با عظمت قابل دیدن است. این اشعار در دو بخش حک شده که بخشی را بر روی لنگه سمت راست و بخشی دیگر را بر روی لنگه سمت چپ می توان دید. مصراع پایانی «شد در کعبه در صفاهان باز» را اگر به حروف ابجد برگردانیم، تاریخ ساخت آن را که همان سال 1046 هجری قمری است و مصادف با هشتمین سال سلطنت شاه صفی، نمایان می کند.

 


بر روی چند لوح دستورهای پادشاهی را می توان دید؛ از جمله می توان به فرمان شاه عباس اول صفوی به واسطه بخشش عوارض برخی از اصناف اشاره کرد. این دستورات بر روی لوح مرمرین بطول 17/1 متر و عرض 85 سانتیمتر در دالان غربی ایوان شمالی مسجد امام نصب شده است. حد فاصل ما بین درب نقره فام با کتیبه فوق در اطراف یک طاق و با کاشیِ تزئین شده، چندین لوح پراکنده وجود دارد که با خطوط بنایی تزئینات راهروی ورودی غربی مسجد را تشکیل می دهد. موضوع این لوح ها صلوات بر چهارده معصوم و برخی ذکرها می باشد.
همچنین در اطراف ایوان جنوبی مسجد و در زیر انحنای ایوان، دو لوح سنگی وجود دارد که هر کدام بطول 80/1 متر نصب شده اند. موضوع این دو لوح که یکی سمت غربی و دیگری در سمت شرق ایوان ساخته شده نیز دستورات شاه عباس می باشد که در سال 1025 هجری قمری بیان شده است.
در نوشته کتیبه های مسجد خطاطان مختلفی نقش داشته اند به عنوان مثال کتیبه سردر را علی رضا عباسی کتابت کرده است. البته در داخل مسجد خطاطانی دیگر همچون عبدالباقی تبریزی، محمد صالح اصفهانی، محمد رضا امامی و محمد غنی و ... آثاری به جای گذاشته اند. مثلا کتیبه های داخل ایوان و گنبد جنوبی، ایوان شمالی و گنبد غربی توسط عبد الباقی تبریزی نوشته شده است.
طولانی ترین کتیبه موجود در مسجد امام اطراف محوطه زیر گنبد ساخته شده و به دست عبدالباقی تبریزی نوشته شده است. این کتیبه با خط ثلث سفید بر زمینه کاشی خشت لاجوردی از ابتدای ایوان در ضلع غربی شروع می شود و بعد از یک چرخش به نقطه مقابل شروع کتیبه در ضلع شرقی خاتمه می یابد. تاریخ کتابت و نصب آن در کتیبه مشخص نشده است.
کتیبه بالای محراب بر روی سنگ مرمر نفیس و با خط ثلث سفید بر زمینه کاشی خشت لاجوردی و در سه سطر با یک حاشیه به سال 1038 هجری قمری توسط محمد صالح اصفهانی نوشته شده است.
شبستان های زیر گنبد بزرگ هر کدام دو محراب کوچک در ضلع جنوب و یک سنگاب در وسط دارند. اما شبستان های غربی بر خلاف قرینه خود یعنی شبستان شرقی فاقد کتیبه هستند و تنها می توان نقش و نگاری بر روی آنها دید. دو طرف محوطه زیر گنبد، نیز چهلستون وسیع که اطراف آن با طاق و کاشیهای هفت رنگی از جنس خشت با طرح ها و نقش های مختلف تزئین شده، وجود دارد.
در ایوان شمالی نیز کتیبه ای دیگر بچشم می خورد که سال نصب آن را به سال 1035 هجری قمری با خط عبدالباقی تبریزی نسبت می دهند. در این کتیبه با خط ثلث سفید بر زمینه کاشی خشتی لاجوردی سوره دهر حک شده است که در واقع تزئینات اطراف ایوان با این سوره قرآنی است.

 


در دوره سلطنت محمد شاه قاجار زلزله ای رخ داد که مسجد را نیز به لرزه در آورد و موجب شد که شکاف های بدی روی ایوان جنوبی که مناره به آن متصل است ایجاد شود. این ترک ها بگونه ای بود که مناره ها از اصل ساختمان بطور کلی جدا شدند. به همین دلیل بدستور محمد شاه قاجار در جای این کتیبه که کاشیهای آن شکسته شده بود، کتیبه ای خطی به خط ثلث سفید بر زمینه کاشی خشت لاجوردی به تاریخ 1261 هجری قمری جایگزین کردند.
مسجد امام بنا به یکسری روایات مسجد جمعه بوده است و بنا به روایاتی دیگر شایستگی یک مسجد جامع را دارا بوده است. این بنای شاخص که به خاطر تزئینات بکار رفته‌ی درون آن، از شاهکارهای دوره صفویه به حساب می آید، هم در طراحی و تزئینات و هم در عظمت و شکوه و ابداع و خلاقیت جزو نمونه های کامل معماری اسلامی به شمار می آید، بنایی که مظهر اوج و در عین حال نقطه شروع زوال این هنر تلقی می شود.




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

همه چیز از مسجد شیخ لطف الله اصفهان

دوشنبه 30 آبان 1390 01:49 بعد از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: آثار تاریخی ، همه چیز از مسجد شیخ لطف الله مسجد امام ،
شیخ لطف الله، مسجدى در اصفهان در میان هزاران مسجد لاجوردى این شهر، رو به آفتاب نشسته و تماشاگر گذر تاریخ است این بنا یکی از نفیس ترین آثاری است که از زمان صفویه در اصفهان به جای مانده است و همچون جواهرى درخشان در تاریخ معمارى ایرانیان مى‏درخشد . این مسجد بی نظیر در ضلع شرقی میدان نقش جهان و در مقابل کاخ عالی قاپو واقع شده است. شاخصه هایی در این مسجد دیده می شود که در زمان خود کم نظیر بود. لوییس ای کان، معمار برجسته جهانی در بازدیدی که از اصفهان داشت در رابطه با شیخ لطف الله عنوان کرده -- من فقط در عالم خیال و با جوهری از طلا و نقره می توانم چنین اثری را تصور کنم -- . پروفسور پوپ در کتاب بررسی هنر ایران نوشته است: -- به سختی می توان این اثر را محصول دست بشر دانست -- . و نیز در جایی دیگر بیان کرده: -- کوچکترین نقطه ضعفى در این بنا دیده نمى شود، اندازه ها بسیار مناسب، نقشه طرح بسیار قوى و زیبا و به طور خلاصه توافقى است بین یک دنیا شور و هیجان و یک سکوت و آرامش باشکوه که نماینده ذوق سرشار زیباشناسى بوده و منبعى جز ایمان مذهبى و الهام آسمانى نمی تواند داشته باشد. -- همچنین به دلیل عظمت معمارى و تاریخى این بناى مذهبى ایران، تمبر مشترکى با نقش این بنا و اثرى تاریخى از چین منتشر شده است.

 

 


کتیبه هایی درخشان با خط استاد علیرضای تبریزی عباسی، پلان ویژه این مسجد، کاشیکاری های معرق بسیار نفیس در داخل و خارج گنبد، استفاده از نور طبیعی و رنگ های زیبا همه و همه از جمله ویژگی های چشمگیر این بناست.
طرح این مسجد در زمانی که نقشه چهارباغ و باغ هزارجریب به مرحله اجراء درآمد ریخته شد و در دورانی که معماری صفویه به شکوفایی رسیده بود مورد بهره برداری قرار گرفت. ساخت این مسجد در نیمه اول قرن یازده هجری، در سال 1011 هجری قمری (1602م) و به فرمان شاه عباس اول آغاز شد و در سال 1028 هجری قمری (1619م) به اتمام رسید ساخت این مسجد هجده سال به طول انجامید. معمار این مسجد استاد محمدرضا اصفهانی، پسر استاد حسین بنا اصفهانی بوده است. این مسجد بر خرابه های مسجدی که قبلا در آن محل بوده ساخته شد.
این مسجد به نام یکی از علمای بزرگ عصر صفوی به نام شیخ لطف الله بن عبدالکریم، نامیده شده است. شیخ لطف الله یکی از علمای بزرگ عصر صفوی بود. وی از اهالی جبل عامل لبنان بود که مانند شیخ بهایی و برخی علمای دیگر توسط شاه عباس از لبنان به ایران مهاجرت نموده و ابتدا در مشهد و قزوین و پس از آن در اصفهان سکنی گزیدند. از آنجا که حکومت صفوی، حکومتی مذهبی بود و به اسلام و به خصوص مذهب تشیع بسیار بها می داد، علمای آن را نیز تکریم می کرد. از سوی دیگر شیخ لطف الله پدر زن شاه عباس بود. از این رو در محل زندگی شیخ، مسجد و مدرسه ای به نام او ساخته شد که در این محل به تدریس دروس فقهی و جلسات دینی اشتغال داشت. شیخ بنا به استفتای خود که برگزاری نماز جمعه در غیاب امام زمان را مجاز می شمرد، به اقامه نماز جمعه در این مسجد می پرداخت و مقلدان او نیز به او اقتدا می نمودند.
جلو خان مسجد با عقب نشستگی از بدنه شرقی میدان آغاز می شود. بعد از عبور از چهار پله به محوطه سردر می رسیم. قسمت تحتانی دیوارهای این محوطه با سنگ مرمر زرد پوشیده شده است، سکوهای بزرگ کناری هم از همین نوع سنگ هستند. در ورودی مسجد به صورت دو لنگه است که از چوب چنار یکپارچه ساخته شده اند و پس از گذشت چهارصد سال هنوز پابرجایند. در جلوی‌ مسجد حوض‌ 8 ضلعی‌ زیبایی‌ قرار داشته‌ که‌ در سال‌های‌ 1316 تا 1318 برداشته‌ شده‌ است‌. در این‌ زمان‌ پوشش‌ کف‌ گنبد خانه‌ از جنس‌ گچ‌ بوده‌ و پنجره‌های‌ چوبی‌ منصوب‌ در آن‌ روشنایی‌ زیرزمین‌ را تامین‌ می‌کرده‌ است‌ .

 

 


سردر ورودی این مسجد با مقرنس کاری های کم نظیر پوشیده شده است. در اینجا تفصیل و پیچیدگی با سادگی پیوند خورده است. این مجموعه دارای ظرافتی تزیینی است که جز در سردر مسجد امام، نظیری ندارد. اما سردر مسجد امام، از این آرامش و سکون خاص نخستین مسجد شخصی شاه عباس بی بهره است. قسمت های پایین تر با کاشی های هفت رنگ، با نقوشی از گل و گلدان پوشیده شده است.
این بنا نه دارای مناره است و نه دارای شبستان ورودی (حیاط) و همچنین ورودی آن پله می‌خورد. این خود از ویژگی های منحصر بفرد مسجد شیخ لطف الله است که در کمتر مسجدی دیده شده. عدم وجود شبستان و صحن ورودی این مسجد را به مقتضیات تقارنی میدان نقش جهان (قرار گرفتن مسجد رو به روی عمارتعالی‌قاپو) نسبت داده اند که در نهایت منجر به این مسئله شده است که نتوان صحنی یا حیاطی رو به قبله برای آن طراحی کرد.
یکی از ویژگی های این مسجد چرخش 45 درجه ای است که با محور شمال جنوب دارد که در اصطلاح، پاشنه نامیده می شود. علت وجودی این چرخش این است که در معماری ایرانی-اسلامی، مساجد به گونه ای طراحی می شوند که کاربر هنگام ورود به شبستان در جهت قبله قرار گیرد، خالق بنا این دوگانگی را به زیبایی، با استفاده از پاشنه مرتفع نموده. چون مسجد در ضلع شرقى میدان واقع است و خواه و ناخواه در ورودى مسجد به سمت مشرق میدان خواهد بود. اگر بنا بود مسجد را نیز به همین جهت مى‏ساختند كار جهت یابى از لحاظ قبله مختل مى‏شد. در اینجا با ایجاد یك راهرو كه از ابتداى مدخل مسجد به سمت چپ و سپس به سمت راست مى‏چرخد بر این مشكل فائق آمده‏اند یعنى اگر چه ساختمان مسجد در مشرق است و از نماى خارجى آن چنین بر مى‏آید كه دیوار جبهه آن در جهت شمال به جنوب است لكن در همین محراب دیوار بنا شده كه به سوى قبله است و وقتى به عظمت این فكر پى مى‏بریم كه در بیرون مسجد اثرى از كژى و زاویه به چشم نمى‏خورد، اما به مجرد ورود ناچاریم قبول كنیم كه صحن نسبت به نماى خارجى پیچشى دارد در صورتى كه گنبد كوتاه این مسجد به علت مدور بودن، جهت یا زاویه مخالفى نشان نمى‏دهد. این گنبد یكى از زیباترین گنبدهاى اصفهان و ایران است. گنبد شیخ لطف الله به واسطه عظمت، ویژگی های فرمی و بر اثر تزییناتى كه با زمینه كرمى  با نقش و نگارهایى به رنگ آبى سیر بر سطح آن وجود دارد، خود را از دیگر گنبدها متمایز نموده است. این در حالی است که بیشتر گنبدهایی که با کاشی پوشش شده اند، به رنگ آبی و فیروزه ای هستند.
با گذشتن از در ورودی، وارد هشتی می شویم که شروع راهروی 28 متری تا شبستان است. این راهرو تماما با کاشی های هفت رنگ با رنگ غالب آبی و سبز پوشیده شده است. چند قدم پس از وارد شدن به راهرو در سمت راست پنجره مشبکی وجود دارد که دیدی برای ناظر نسبت به شبستان ایجاد می کند و به نوعی ناظر را تشویق به ادامه مسیر می کند. کمی بعد از آن و در میانه راهرو و قبل از رسیدن به شکستگی، دری در سمت چپ مشاهده می شود که به شبستان زمستانی می رود. این شبستان فضای نه چندان بزرگی است که همان طور که از نامش هم بر می آید برای نمازگذاری در فصول سرد سال مورد استفاده قرار می گرفته است. سقف این شبستان کوتاه است و دیوارها و سقف آن بسیار ساده و فاقد تزیینات است. در ادامه و بعد از طی 14 متر از در ورودی راهرو با زاویه 90 درجه به سمت راست پیچ میخورد. در محل شکستگی پنجره ای از سنگ خارا، به اضلاع 100در 70 سانتی متر وجود دارد. ساخت چنین راهرویی با این مشخصات تزیینی و نورپردازی این فکر را القا می کند که این راهرو نه فقط برای حل کردن مسئله قبله، بلکه برای جدا کردن تدریجی عبادت کننده از هیاهوی بیرونی و آماده کردن تدریجی وی برای ورود به فضایی دیگرگونه ساخته شده است. از طرفی این راهرو باعث می شود چشم به نور کم عادت کند. اگر ناظر به یکباره از فضای روشن بیرونی وارد شبستان نیمه روشن می شد، حس عظمتی که در این حالت ادراک می شود را نمی توانست تجربه کند مانند زمانی که از بیرون وارد سالن سینما می شویم و چشم دید مناسب ندارد، در این حالت حتی امکان زمین خوردن هم وجود دارد. استاد برای نشان دادن نور به ناظر، اول نبود آن را بر وی مسجل ساخته است و پس از آن در شبستان ناظر را وارد دنیای نور و رنگ می کند.

 

 


بعد از عبور از این راهروی نیمه تاریک، با حالتی غیر منتظره وارد فضای شبستان می شویم. دنیایی از رنگ و نقش و نور. و شاید اینجا و در آن لحظه به فلسفه وجودی آن راهرو پی ببریم. گنبدی ترنجی با نگاره های اسلیمی بر زمینه ای نخودی، که در نوع خود کم نظیر است. نوع گنبد دو پوسته پیوسته و با دهانه 12 متر است. ارتفاع راس گنبد از سطح زمین 32 متر است. این در حالی است که ارتفاع گنبد مسجد امام 54 متر از کف است. در اصطلاح معماری ایرانی به گنبدی با نسبت ارتفاع به دهانه کم مانند گنبد شیخ لطف الله، گنبد خفته می گویند که اجرای چنین گنبدهایی با توجه به امکانات و مصالح آن زمان، به استادی ماهر نیاز داشت. اگر ارتفاع زیر گنبد بیشتر از حالت کنونی بود شکست نور به کاشی معرق سقف گنبد نمی رسید و آن چه خالق بنا به دنبال آن بود اتفاق نمی افتاد. این گنبد چنان در زمان خود غیر معمول بوده که در مورد آن افسانه هایی گفته شده از جمله می گفته اند: محمدرضا بنا اصفهانی در حین کار گذاشتن گنبد، از روحانیانی که دارای کرامات بوده اند می خواسته است که شب ها در مسجد بخوابند و مانع از فرو ریختن آن شوند!
بناى مسجد بر یك چهار ضلعى استوار است كه در قسمت بالاتر بنا به هشت ضلعى تبدیل شده در نهایت دایره وار به ساقه گنبد مى ‏پیوندد. در واقع تبدیل پلان مربع به گنبد دایره ای شکل، که میراث معماری ساسانی است در اینجا بار دیگر خودنمایی می کند. دیوارهاى مسجد شیخ لطف اله براى تحمل سنگینى و فشار گنبد قطور ساخته شده ‏اند و به طورى كه آن را از قسمت پنجره‏ها اندازه گرفته‏اند به یك متر و هفتاد سانتیمتر و در قسمتهاى اصلى به پیش از دو متر هم مى‏رسد. كف مسجد از سطح میدان بالاتر است. طول هر ضلع شبستان مربع شکل مسجد 19متر است.

 

 


مسجد توسط چهارطاق نمای فیروزه ای در وسط و چهار طاق نمای گوشه ای، به هشت بخش تبدیل شده است. در طاق نمای جنوبی محراب قرار گرفته است. محراب مسجد شیخ لطف الله از شاهکارهاى بى‌نظیر هنر معمارى و از زیباترین محراب‌های است که در مساجد اصفهان مى‏توان مشاهده کرد. این محراب با کاشی‌کارى معرق و مقرنس‌هاى بسیار دلپذیر تزیین شده است. درون محراب دو لوح وجود دارد. نابغه‏اى كه این همه شكوه و جلال زیبایى و هنر را به این مسجد بخشیده، كسى است که سمت چپ و راست محراب را امضا نموده و خود را «فقیر حقیر محتاج به رحمت خدا»، محمد رضا بن استاد حسین بناى اصفهانى معرفى كرده است و بعد از نام او تاریخ 1028 هجرى (1618 میلادى) دیده مى ‏شود. بدنه های داخلی مسجد با کاشی معرق و هفت رنگ با رنگ های براق پوشیده شده است. ازاره و قوس های وسط هر دیوار با کاشی هفت رنگ، و چهار دیوار گوشه ای و گنبد با کاشی معرق پوشیده شده اند.
بعد از کتیبه های دور تا دور، نگاره هایی لوزی مانند در گنبد دیده می شوند که تعداد آن ها 32 عدد است. در واقع 4 دیوار به 8 ضلع، 8 به 16 پنجره و 16 تبدیل به 32 نگاره ها شده است. به تدریج که به مرکز گنبد نزدیک می شویم اندازه این نگاره ها کوچکتر می شود که باعث می شود گنبد مرتفع تر به نظر آید.
در بالای در ورودی از راهرو به شبستان گشودگی بزرگی قرار دارد که برای روشنایی عمومی و به ویژه برای روشن کردن محراب ساخته شده است. از طرف دیگر ساقه گنبد 16 پنجره دارد که قسمتی از نور داخلی را تامین می کنند. به دلیل اینکه این پنجره ها در گرداگرد فضا قرار دارند در تمام طول روز قسمتی از تابش را وارد فضای داخلی شبستان می کنند. این بنا بیشتر به یک پرستشگاه نور شباهت دارد تا یک مسجد. همانطور که گفته شد در ساقه گنبد در فواصل منظم پنجره هایی تعبیه شده و در آنها یک جفت شبکه کار گذاشته اند، یکی داخلی و دیگری خارجی، هر یک شامل نقش های اسلیمی برجسته ای که در آنها فضاهای پروخالی متناسب است، فاصله این دو شبکه از هم 70/1 سانتی متر است چنانکه نور دوباره می شکند. بدین سان نور تلطیف و تصفیه می شود و بر هزاران سطح شفاف دیوار و گنبد باز می تابد، همه جا را همچون شبنمی براق فرا می گیرد و یک زیبایی غیرزمینی را نمایان می سازد. امروزه در عکاسی هم از نورپردازی غیر مستقیم استفاده می شود.

 

 


باخ می گوید ما همه فقط سایه ای هستیم چرا که فقط آنجا که نور هست می تواند سایه ای وجود داشته باشد. در این مسجد به دلیل نورپردازی خاص آن تقریبا سایه ای از ناظر ایجاد نمی شود، می توان گفت به نوعی من مادی از بین می رود و فرد غرق در فضای روحانی می شود خود را فراموش کرده و متوجه امری والا می شود که در بیرون از این بنا به این کیفیت دست نمی یابد.
استاد محمدرضا بنا اصفهانی، میتوانست با گذاشتن گشودگی های بیشتر نور بیشتری به داخل هدایت کند، ولی این هنرمند توانا با گذاشتن همین میزان گشودگی قادر به ارائه نقوش بیشتر به ما شده. یعنی با انتقال نور مهار شده روی کاشی ها توجه ما را به تک تک آنها جلب می کند. این هنرمند به نوعی جهان مجازی برای ناظر ساخته که طبیعت آن در نقوش دیوارها تعریف شده و نوری که از بالا آمده به مثابه نور هدایت الهی است که فضای تاریک این جهان طبیعی کوچک را به او مینمایاند.
یکی از ویژگی های حائز اهمیت مسجد شیخ، کتیبه های کار شده در آن است. بیشتر این کتیبه ها به خط استاد زمان علیرضا عباسی است و البته یکی از شاگردان او به نام «باقربنا» که در خطاطی از استاد خود کم نداشت ولی نام او تحت شعاع نام علیرضا عباسی قرار گرفته و کمتر از او یاد می شود. کتیبه خارجی گنبد مسجد شیخ لطف الله به خط ثلث با کاشی سفید معرق بر زمینه لاجوردی به ترتیب شامل سوره های شمس و دهر و کوثر است. بالاى پنجره‏ سر در مسجد دو كتیبه به خط نستعلیق وجود دارد كه یكى از آنها چنین عبارتى را در بردارد: «مایه محتشمى خدمت اولاد على است» كتیبه بزرگ و اصلى واقع در سر در مسجد به خط علیرضا عباسى است كه با خط ثلث بر كاشیهاى معرق نوشته شده است.  اطراف محراب کتیبه‏هایى به خط علیرضا عباسى و خطاط دیگر که باقر بنا بوده، دیده مى‏شود. در این کتیبه‏ها روایاتى از پیامبر اکرم و امام ششم شیعیان امام جعفر صادق نقل شده است. دو کتیبه فوقانی داخل مسجد نیز هنر دست علیرضا عباسی است.
علیرضا عباسی به آموزش بسیارى از خطاطان آن زمان پرداخت. خط او را در بسیارى از كتیبه‏هاى موجود در بناهاى تاریخى شهرهایى چون مشهد، قزوین و اصفهان مى‏توان مشاهده كرد. اشعارى نیز بر کتیبه‏هاى ضلع‌هاى شرقى و غربى به چشم مى‏خورد که احتمالاً سراینده آنها شیخ بهایى، عارف دانشمند و شاعر بزرگ دوره صفوى است.
شاید بتوان گفت استاد محمدرضا در پی ایجاد فضایی متفاوت بوده است و در واقع نه فقط مسجد بلکه حتی پرستشگاهی برای همه ادیان و فضایی برای متوجه کردن انسان به سوی نوری الهی. به گفته پوپ -- هر کس اهل درک و اندیشه عمیق باشد نمی تواند وارد  این فضا شود بی آنکه تکان و احساس ناشی از رسیدن به حضور به وی دست ندهد -- . دکتر محمد علی اسلامی ندوشن این حالت را چنین تفسیر می کند: -- آنگاه خود شبستان می آید که زیبایی و آراستگی نازنینش را با نور ملایم نوازش کننده ای که دارد، در عین عبادت گاه بودن، آن را شبیه حجله گاهی می کند، و در زیر این طاق مدور هوش ربا، و در آغوش رنگ ها و نگارها ومنحنی ها و زاویه ها و حریر نور، این احساس دوگانه خواهش خاکی و عروج آسمانی به هم آمیخته می شوند حالتی که تنها نظیرش را در شعر حافظ می توان یافت. -- در راستای نیل به چنین اهدافی بوده که استاد چنین هنرمندانه رنگ و نور و ماده و نقش را در هم آمیخته است.

 

 


زیبایی کاشی کاری های این مسجد اعم از معرق یا هفت رنگ در نوع خود بی نظیر است. شروع کاشی کاری دیوارهای داخلی از پایین با کاشی هفت رنگ است و در قسمت های بالا به کاشی معرق ختم می شود. رنگ هایی که به طور غالب در شیخ لطف الله مشاهده می شوند عبارتند از آبی، سبز، نخودی و سفید. تزیینات کاشی هفت رنگ و معرق با نقوش گیاهی اند. استفاده از کاشی لعابی براق در مجاورت آجرهای مات، ترکیبی خوش آیند از دو بافت متفاوت ایجاد می کند. نقوش دیوارهای این مسجد همه تمثیلی از گیاهان بهشتی اند و همانند مسجد جامع عباسی در جای جای آن می توان حضور این نقوش را دید. رنگ و نقش در این مسجد، بیننده را مسحور خود می کند. موسوی فریدنی در کتاب اصفهان از نگاهی دیگر عنوان کرده: آن آدم ها مگر زندگی را چقدر رنگارنگ و پر عشوه می دیده اند.
نکته ای که محققین و پژوهشگران بر آن اذعان می کنند اختصاصی بودن مسجد شیخ لطف الله است. یکی از دلائل این مدعا حالت ویژه مسجد و نداشتن صحن و مناره است که در اکثر مساجد اسلامی جز لاینفک بناست. شاید به همین علت است که جهانگردانی که در زمان صفوی از اصفهان بازدید کرده اند، کمتر از این مسجد مطلبی نگاشته اند و شاید به این علت باشد که مسجد همسایه شیخ لطف الله یعنی مسجد امام، به علت عظمت خود بیشتر مورد توجه قرار می گرفته و مسجد شیخ تحت تاثیر آن قرار گرفته است. در مسجد امام از انعکاس صدا و در شیخ لطف الله از انعکاس نور بهره گیری شده است.
بهترین زمان بازدید از مسجد شیخ لطف الله نزدیک طلوع و غروب آفتاب است به علت اینکه خورشید نزدیک افق قرار گرفته، بازتاب تابش آن به نقش طاووس وسط گنبد می رسد. انعکاس نور از سطح کاشی ها در این حالت به گونه است که چیزی شبیه دم طاووس شکل می گیرد. این بنا از زیباترین آثار جهانی است که دیدن آن به هر صاحب ذوقی توصیه می شود.




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 17 آذر 1390 01:55 بعد از ظهر

چه زمانی از سال برای بازدید از اصفهان بهینه است؟

دوشنبه 29 فروردین 1390 04:31 بعد از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: بهترین زمان های بازدید از اصفهان ، آنچه مسافر های اصفهان باید بدانند ، تاریخچه ، آثار تاریخی ، پارک های اصفهان ،

آب و هوای اصفهان به گونه ای چهار فصل بوده که از ویژگی های بارز آن به شمار مبرود.و همین خصیصه امکان سفر به آن را در هر یک از چهار فصل سال امکان پذیر میکندبه لطف موقعیت جغرافیایی و ارتفاع قابل توجه از سطح دریا (ارتفاع مرکز شهر اصفهان 1575)قرار داشتن در دشتی که پیرامونش کمربندی سبز قرار گرفته بر اقلیم آن صراوتی خاص ارزانی داشته به گونه ای که در پاره ای از سفرنامه ها در مجموع راجع به آن چنین آمده است:

آب و هوای این دیار سالمترین استکه در هیچ نقطه ای از جهان چنین طراوتی دیده نمیشود و در آنجا ضرب المثلی رواج دارد با این مضمون:هر کس با صحت و سلامت به  این دیار سفر کند در آن بیمار نگردد و آن کس که بیمار به آن پای گذارد بهبودی  و سلامت خویش را باز یابد.شاید یکی از دلایل آنرا بتوان خشکی مطبوع اقلیم اصفهان دانست.در فصل تابستان هرچند هم هرچند هم هوا گرم باشد پوشش سرسبز باغ گونه آن  همچون چتری مینویی همواره بر فراز سر ها گشوده است.از طرفی خشکی هوای آن باعث میگردد گرما  و سرما کمتر بر بدن انسان تاثیر گذارداما در مجموع بهترین زمان های بازدید از اصفهان در فواصل زمانی زیر بهتر است:

- از پانزدهم اسفند ماه تا آخر خرداد ماه (از پنجم مارس تا بیستم ژوئن)که در این دوره هوای اصفهان خنک و گلهای رز اصفهان شکوفایی مجدد خود را به تماشا میگذارند.

_ناز نوزدهم شهریور تا بیست و چهارم آبانماه (از دهم دسامبر تا پانزدهم نوامبر)که چشم انداز پاییزی شهر و فراوانی میوه جات در آن بسیار دلپذیر و ملموس میگردد.




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 29 فروردین 1390 04:34 بعد از ظهر



All of pages تعداد کل صفحات : 2 1 2

مترجم وب با 36 زبان زنده دنیا

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

فرم تماس

كد ماوس