تبلیغات
وبلاگicon
Isfahan City - خانه ی طباطبایی ها
اِصـ ـفـ َـهــــــــــ ـان شَهـــــــــرِ زیبایِ خُداســـ ـتـــــــ

خانه ی طباطبایی ها

پنجشنبه 24 اسفند 1391 04:33 بعد از ظهر

نویسنده : Admin
ارسال شده در: خانه های تاریخی اصفهان ، شیوه ی معماری اصفهانی ، تاریخچه ، آثار تاریخی ،
«خانه طباطبایی‌ها» یکی از خانه های بسیار باشکوه و جزو برترین خانه های ساخته شده در کاشان محسوب می شود. این خانه بسیار شگفت‌انگیز با تزئینات بکار رفته در آن، جزو شاهکارهای دوران قاجاریه است. تاریخ ساخت آنرا به سال های مابین 1255-1250 هجری قمری نسبت می دهند. در عین حال کتیبه‌ای که بر سر اتاق شاه نشین قابل مشاهده است، مربوط به سال 1298 هجری قمری می باشد ولی به نظر می رسد این تاریخ، زمان اتمام نقاشی های صورت گرفته در بنا باشد.
برخی از کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند این بنا بر روی یک خانه قدیمی ساخته شده است. خانه‌ای قدیمی که در سال 1192 هجری قمری (دوران زندیه) طی یک زلزله مهیب تخریب شد و بنای فعلی که امروزه مشاهده کنیم، به جای آن برپا شد. مرمتگران میراث فرهنگی با لایه برداری از قسمت های بیرونی تالار زمستانی که در قسمت شرق خانه قرار دارد، با کشف گچبری های مخصوصی که بر روی ستون ها مشاهده کردند، پی بردند که این ستون ها با ستون های موجود تفاوت های اساسی دارد و آنرا به «دوران زندیه» (زمان رخ دادن زلزله) نسبت دادند. پس این نکته موید آن است که قدمت بنای فعلی بسیار زیاد است.
معمار این بنا «استاد علی مریم» جزو معماران سنتی است که با نبوغ و استعداد بسیار و قدرت خلاقیت بی‌نظیر چنین اثری را خلق کرده است. البته از دیگر آثار این معمار توانمند می‌توان به «تیمچه امین الدوله» به سال 1285 هجری قمری و خانه بروجردی ها در جوار این خانه به سال 1275 هجری قمری اشاره کرد.
خانه طباطبایی ها در محله «سلطان امیر احمد» و در جوار بقعه ایشان که از نوادگان «امام جواد (ع)» است، ساخته شده است، بطوری که در مرکز و هسته اصلی محله قرار دارد. اطراف این خانه، خانه عباسیان، خانه بروجردی ها (که مالک آن داماد مالک خانه طباطبایی‌ها نیز می‌باشد) واقع شده‌اند. این محله چون در نزدیکی بازار نیز بوده اررزش تجاری هم داشته است.
نام خانه از نام مالک آن گرفته شده است. وی که یک تاجر کاشانی به نام «سید جعفر نظنزی» بوده، به خاطر سید بودن (از طرف پدر و مادر) به طباطبایی شهرت یافته بود. وی تاجر فرش بوده و از افراد خیر در محله به حساب می آمده است.

 



مساحت خانه 4730 متر مربع است که شامل 40 اتاق، 4 حیاط، 2 حیاط خلوت و 4 زیرزمین می‌باشد. در خانه طباطبایی‌ها می‌توان اصول پنج گانه معماری (رسمی بندی، یزدی بندی، گره‌سازی، مقرنس، کاسه‌سازی) را بطور کامل مشاهده نمود. برای نمونه پوشش سقف ها بخصوص سقف‌های اتاق شاه‌نشین و یا اتاق پنج دری (نشیمن) جزو نمونه های بارزی هستند که از رسمی بندی (که این اصول جنبه سازه ای دارد) استفاده شده است. یزدی‌بندی‌های بسیار زیبا در اتاق شاه‌نشین این بنا قابل مشاهده است که بسیار باشکوه گچبری شده‌اند و بر روی آن نقاشی نیز کرده‌اند (یزدی بندی فقط جنبه تزئینی دارد). مقرنس های زیبای موجود در این بنا را می توان در کنار ایوان آیینه خانه مشاهده کرد که همچون نگینی می درخشد. هنر گره سازی (ایجاد شکل ها و نقوش مختلف اسلیمی با قطعات چوب بگونه‌ای که فاقد هر گونه میخ و چسب باشد) را نیز می توان در طراحی های مختلف بنا از سنگفرش و کف هشتی تا آینه‌کاری های ایوان آئینه، پنجره های مشبک گچی و بخصوص در و پنجره های این خانه به طور کامل دید.
در کتاب مشهور «سبک شناسی معماری ایرانی»، مرحوم «کریم پیرنیا» اصول معماری ایرانی ـ اسلامی را به پنج دسته تقسیم می‌کند که شامل «مردم‌واری»، «پرهیز از بیهودگی»، «نیارش»، «خود‌بسندگی» و «درونگرایی» می‌شود. در این بنای با عظمت هر پنج مورد، بسیار زیبا و با یک نظم دقیق قابل مشاهده است.
«مردم واری» به رعایت تناسبات ساختمان براساس تناسبات انسانی گفته می شود. این نوع معماری در تار و پود زندگی و طراحی معماران ایرانی نهفته است. به عنوان مثال در خانه طباطبایی سعی شده است که مردم‌واری را در ابعاد درها و پیر نشین ها رعایت کنند و آنها را کوتاهتر بسازند. با اینکه درب اتاق نشیمن که بیشتر محل نشست و برخواست خود صاحبخانه بود، ساده و بی آلایش ساخته شده و تزئینات و نقاشی زیاد نداشته است، در مقابل درب اتاق شاه نشین که تالار پذیرایی از مهمان ها بوده، در سطوح مختلف نقاشی، گچبری و تزئینات قابل توجه بکار رفته است.
«پرهیز از بیهودگی» بدین گونه تعریف می‌شود که در معماری ایرانی معماران همیشه بر آن بودند که در ساختمان، چیزی بیهوده یا پرت ایجاد نکنند و بنا به تفکرات مذهبی و آئینی خویش از اسراف چه در ایجاد فضا و یا بکار بردن مصالح جلوگیری نمایند. این پرهیز از بیهودگی را می‌توان در خانه طباطبایی با ایجاد فضای پر و خالی که صورت گرفته دید که هم به زیبایی فضا کمک می کرده و هم از مصرف بی رویه حجم زیادی از مصالح جلوگیری می‌شده است.
«نیارش» از لحاظ معنای لغوی به دانش و فن پایداری ساختمان گفته می شود. معماران همیشه تلاش و همت خود را بکار می بستند تا پوش ها و دیوارهای مقاوم و مستحکم در برابر عوامل جوی ایجاد کنند. در خانه طباطبایی فضاهای مشابهی مثل حوض، سرداب، پستو و ... وجود دارد ولی در فن ساختمان سازی با هم متفاوت اند. یا در زمینه پخش بارهای وارد بر طاقهای تالارها از اتاق های گوشواره در کنار آن استفاده می کردند. در جاهایی که رطوبت زیاد بوده است مانند زیرزمین با دیواره های بادگیر ملاط ساروج را (مخلوط آهک و سیمان و ماسه) بکار می بردند. در صورتیکه که در جاهایی که ایستایی ضرورت نداشته مانند اتاق های نشیمن و یا پذیرایی، مصالح اصلی فقط از خشت و خاک بوده است.
«خودبسندگی» از دیگر اصول معماری ایرانی است که تعریف آن بدین صورت است: استفاده از مصالح مورد نیاز که بتوان از نزدیکترین مکان تهیه کرد، تا نیاز به حمل و نقل مصالح از جاهای دیگر وجود نداشته باشد و ساختمان ایجاد شده بیشتر شبیه ساختمان های بومی خود باشد. در ساخت خانه طباطبایی و گچبری های داخل آن سنگ‌های گچ معدنی را فراهم آورده، خرد می‌کردند و مورد استفاده قرار می دادند. همچنین خشت بکار رفته در ساخت تمامی تالارها و اتاق های مجاورش از محیط اطراف تهیه می شده است.
معماری ایرانی مدیون «درونگرایی» خویش است. بناهای مسکونی اغلب در اقلیم کویری بصورت درونگرا و با حیاط مرکزی ساخته می شدند. این درونگرایی ساخت بناها علاوه بر جنبه اقلیمی، جنبه اعتقادی و مذهبی مردم را نیز آشکار می کند. ایجاد محرمیت و عزت نفس و ارزش نهادن به حریم شخصی کاملاً در بناهای ایرانی بخصوص ساختمان مسکونی قابل مشاهده است. این درونگرایی و حفظ محرمیت را به وضوح در خانه طباطبایی ها می توان دید، از آنجا که حتی یک پنجره باز شو به بیرون وجود ندارد و در عین حال با ساخت یک حیاط مجلل با گچبری های زیبا، نور و دید کافی برای اتاق ها بطور کامل تامین می‌گردیده است.
البته تمامی بخش های داخلی خود خانه نیز تقسیم بندی و حریم های خاص خود را دارا می‌باشد که هر کدام بصورت مجزا کاربرد دارد. اگر بخواهیم قسمتهای مختلف چنین خانه‌هایی را دسته بندی کنیم می توان آنها را به سه دسته کلی تقسیم نمود: 1) اندرونی 2) بیرونی 3) بخش خدمه
هر کدام از بخش‌های فوق اجزای مشخص با کاربری های مختلف را شامل می شود. «بخش اندرونی» معمولاً محل زندگی و رفت و آمد صاحبخانه بوده و ضمن رعایت حریم خانواده ارتباط با بخش های دیگر بنا نیز ممکن بوده است. در این بخش افراد حق ورود به داخل آنرا ندارند و معمولاً تزئینات ساده‌تر و بی‌آلایش‌تر صورت گرفته است. «بخش بیرونی» مختص پذیرایی از بزرگان و مهمانان بوده و در عین حال بسیار مجلل، باشکوه و با تزئینات بسیار بوده است. در بخش خدمه نیز که ساده ترین بخش خانه محسوب می شده خدمتکاران و ندیمان، امورات خود را سپری می کردند. آنها از تدارکات آشپزی تا تحویل اسب و پذیرش ارباب رجوع  و ... را بر عهده داشته‌اند. بطور کلی مرکز اصلی تمام خدمات در این مکان قرار داشته است. اجزای هر کدام از بخش های اصلی در خانه طباطباییها بدین صورت است:
«بخش اندرونی» خانه طباطبایی ها شامل اتاق پنج دری ساده، سرداب بزرگ با مشخصات خاص از جمله داشتن بادگیر و سقف طاق ضربی، وجود دو حیاط و همچنین دو جداره بودن بدنه جرزها است. این بخش در ضلع شمالی بنا قرار دارد که دارای دو حیاط متصل به هم با رعایت حریم و استقلال است. همانطور که عنوان شد بخش اندرونی مربوط به صاحبخانه است. دو حیاط، با دو ورودی و دوهشتی مجزا در کنار هم قرار دارد، اندرونی که به هشتی اصلی مرتبط است به «اندرونی دخترها» شهرت دارد. دلیل این نامگذاری به واسطه این است که دخترها بعد از ازدواج مدت اندکی در کنار خانواده خواهند بود. البته این بخش اندرونی به «اندرونی زمستانی» نیز معروف می باشد. در بخش روبروی زمستان نشین، اتاق تابستان نشین قرار دارد(به علت آفتاب گیری). بر روی این بخشها تراس زیبایی طراحی شده است که برای استراحت تابستانی به هنگام شب می باشد. زیرزمین اندرونی دارای بادگیری است که با رطوبت داخل فضا ترکیب شده و فضای دلنشینی برای استراحت در تابستان ایجاد می کند. اتاق پنج دری که اتاق نشیمن نیز گفته می شود و متصل به اندرونی زمستانی است به نظر می‌رسد فضایی برای پذیرایی از مهمانان خصوصی‌تر بوده است و به بخش اندرونی مشرف است. در جلوی اتاق پنج دری می توان فضایی دید که به «مهتابی» معروف است و زیبایی آن در شب ها به هنگام استراحت دو چندان می شود. این بنا تا سال 1375 خورشیدی در اختیار صاحبخانه قرار داشته و بقیه قسمت ها بطور جداگانه تفکیک شده است. با خرید خانه توسط میراث فرهنگی سعی گردید که خانه به همان فرم اولیه برگردانده شود. بخش تابستانی نیز دارای بادگیر مخصوص به خود می‌باشد، که به «اندرونی پسرها» مشهور است.

 



«بخش بیرونی» خانه طباطبایی‌ها در قسمت جنوبی خانه قرار دارد. این ضلع بنا محل پذیرایی از مهمانان و بزرگان می باشد. همچنین مراسمهای مختلف مذهبی اعم از عزاداری و ... و همچنین مجالس عروسی و شادی نیز در این بخش برپا می شده است. با توجه به پرکاربرد بودن این بخش، نیاز به تزئینات فراوان و ایجاد یک فضای مجلل و ارزشمند بوده است.
بخش های اصلی قسمت بیرونی شامل این فضاها است: حیاط مرکزی خانه که با گچ بری های زیبا، شکوه خاصی به خانه بخشیده است (در واقع شخصیت اصلی خانه محسوب می شود.) اگر بخواهیم یک تمثیل زیبا از حیاط مرکزی بیان کنیم، باید بگوییم فضای بازی است که آسمان را با آن قاب گرفته‌اند. گچبری‌های گوناگونی در آن می توان دید که شامل طرح های گل و مرغ، طاووس و هما است. به این طرحها، طرح‌های «اسلیمی» گفته می شود. طرح های اسلیمی چون برگرفته از دل طبیعت زیباست به نوعی اشاره به بهشت برین و جاوید دارد. ساخت شکل پرنده ها موید مطلب فوق است. البته در لابه‌لای نقاشی ها می توان طرح‌های غربی را نیز مشاهده کرد، هر چند اندک هستند. طرح گچبری ها زیر نظر «صنیع الملک» (ابوالحسن غفاری) بوده است. وی که مدتی در خارج از کشور بسر برده تا حدودی سعی داشته در بخش‌هایی تجربیات نقاشی اروپا را در کار وارد کند.
حیاط مرکزی دو ورودی مجزا دارد، یکی مختص اتاق شاه نشین است که مهمانان بوسیله آن به راحتی وارد فضای شاه نشین می شوند و دیگری که در گوشه شرقی حیاط قرار دارد و امروزه به عنوان ورودی اصلی بخش اندرونی استفاده می شود.
فضاهای بسیار مهم دیگر که نیازمند توضیح بیشتر است شامل تالارهای تابستانی و زمستانی می شود. در بخش بیرونی، اتاق های به هم پیوسته ای وجود دارد که در اصل همان تالار زمستانی است و در بخش شرقی فضای بیرونی قرار دارد. خصوصیات این بخش شامل، آفتابگیر بودن آن، کوتاه بودن سقف (برای گرم شدن سریع فضاها) و همچنین وجود شومینه برای گرم کردن فضاها در این قسمت است.
در مقابل قسمت شرقی بخش بیرونی، قسمت غربی آن نیز مجموعه ای از اتاق های به هم پیوسته است و در اصل تالار تابستانی محسوب می گردد. علت استفاده از این اتاق ها در تابستان به خاطر این است که آفتاب گیری آنها در تابستان بسیار کمتر از بقیه قسمتها است. سقف این اتاق مرتفع بوده تا تهویه و سیرکولاسیون هوا به خوبی صورت گیرد، این عامل باعث می شود از گرمی هوا کاسته شود و هوای محیط مطبوع تر گردد. درب های روبروی هم این عمل تهویه را بخوبی انجام می دهند.
با بررسی مواردی نظیر بالا مشخص می شود که این خانه مجموعه‌ای از بخش های مختلف است که در فصول مختلف سال قابل استفاده بوده و گویی بصورت «چهار فصل» کار می کرده است. در واقع بهره گیری کامل از تمام امکانات موجود اقلیمی برای آسایش بیشتر افرادی که در آن زندگی می کردند، به این مساله تاکید می کند که در خانه های قدیمی، ارزش و بهای بسیاری برای ایجاد فضا با طراحی دقیق و اندیشمند قائل بوده اند.
در قسمت جنوبی بخش بیرونی اتاق «شاه نشین» قرار دارد. این تالار بزرگ جزو بخش های زیبا و بی نظیر خانه های قدیمی بخصوص خانه طباطبایی ها به حساب می آید که نظیر آن کمتر در خانه های تاریخی دیده می شوند. دو بخش در گوشه سمت راست و چپ تالار شاه نشین ساخته شده که قرینه یکدیگرند. این دو بخش «پاگرد» یا «غلامگردش» نامیده می شوند.

 



به نظر می رسد علت نامگذاری این تالار به شاه نشین، فضایی برای پذیرایی از مهمانان و بزرگان به ویژه در فصل تابستان بوده است. در مقابل این تالار یک ایوان سرپوشیده قرار دارد که در سقف آن با نقش های قالی همچون ترنج و لچک، گچبری و آینه کاری شده است. گفته اند در سطح این فضا قالی با این طرح فرش بوده است و به نوعی این فضا حکم دفتر کار مرحوم «سید جعفر طباطبایی» (مالک خانه) به شمار می‌آمده است. می توان این ایوانِ با فرش پهن شده را، به عنوان نمادی از شغل صاحبخانه دانست که در این فضا نمایان شده است.
بگسترد فرشی ز محراب بین               که گفتی مگر آسمان شد زمین
در اتاق شاه نشین یک صفه بزرگ دارد و محل نشستن صاحبخانه و بزرگِ خانه بوده و مهمانان که وارد اتاق شاه نشین می شدند متوجه صاحبخانه شده و با احترام کامل وارد مجلس می شدند. شاید این هم یکی دیگر از علل نام نهادن این فضا به شاه نشین بوده است.
شاه نشین چشم من، تکیه گاه خیال تست           جای شد این چشم من بی تو مباد جای تو
همانطور که عنوان شد در اطراف اتاق شاه نشین دو فضای قرینه بصورت دو طبقه ساخته شده است. به این فضا پاسیو (نورخانه) نیز گفته می شود. این دو فضا با نقاشی‌های بسیار نفیس و بدیع در مورد شکار، تفریحات، مناظر طبیعی و خانه های مختلف فرنگی از جمله «ونیز» ایتالیا به شکلی زیبا مزین شده است و یک حوض زیبا نیز در بخش میانی هر دو فضا قرار دارد. کاربری این فضا علاوه بر مکانی برای انتظار، برای ورود به شاه نشین بوده و جایی برای نشستن افراد خردتر نیز بوده است. بدین معنا که زمانی که بزرگان و مهمانان ویژه در صفه مخصوص می نشستند، ملازمان و خدمه های آنها در این بخش ها جای می‌گرفتند. طبقه دوم این بنا نیز مخصوص نشستن زنان بوده است. غلامگردش یا پاسیو محل اتصال شاه نشین با فضای بهداشتی (سرویس بهداشتی) نیز بوده است.
اتاق های «گوشواره» در قسمت روبروی تالار شاه نشین و به سمت تالار سرپوشیده آینه بصورت قرینه ساخته شده اند. علت نامگذاری این اتاق ها به نام «گوشواره» این است که ما بین تالار شاه نشین و دو اتاق گوشواره ارتباطی برقرار شده است، به گونه ای که اگر شاه نشین را به شکل یک صورت یا چهره در نظر بگیریم، دو اتاق گوشواره در اطراف آن (مثل دو تاگوش) قرار می گیرند.
البته معماران سنتی از لفظ «لغاز» به جای «گوشواره» نیز استفاده می کنند. این گوشواره ها جنبه سازه نیز داشته اند و برای استحکام بنا از همین قوس ها و گوشواره ها برای تعدیل بارهای سقف استفاده می کرده‌اند و مانع فروریختن سقف می شدند. این عملکرد در برابر زلزله کاملا نمود پیدا می کند.
نگین خانه های تاریخی را معمولاً به «تالار شاه نشین» می توان نسبت داد. قسمت های مختلف آن شامل درهای گره چینی رنگارنگ، پنجره های ارسی، پنجره های مشبک که از خرده شیشه های رنگی ریز و یک لایه نازک گچی می باشد. سقف هم همانطور که عنوان شد شامل یزدی بندی ها به همراه نقاشی و آئینه کاری است.
نظام آبرسانی در خانه های قدیمی بخصوص خانه طباطبایی ها به وسیله رشته های قنات بوده است. دو رشته آب قنات، یکی از روستای «نصرآباد» و دیگری از روستای «دولت آباد» به سمت خانه سرازیر بوده است، بدین گونه که آب به وسیله دوکانال زیرزمینی که در زیر تالار آینه و اتاق شاه نشین قرار دارد، وارد فضای خانه می شود و بعد از ریختن به حیاط مرکزی به تمام قسمت ها جاری می شود. از این آب برای شستشو استفاده می کردند و برای آشامیدن از حلقه های چاه که در گوشه سمت چپ حیاط مرکزی قرار دارد آب برداشت می کردند.
زیرزمین اصلی بخش بیرونی یکی از اصلی ترین فضاهایی محسوب می شود که در قسمت جنوبی و زیر ایوان مهتابی و اتاق مرکزی نشیمن قرار دارد. البته آنرا به نام های «حوضخانه» و «شبستان» نیز می خوانند. همانطور که قبلاً عنوان شد، سازه بادگیر و دریچه های هدایت هوا در این قسمت قرار دارد.

 



فضای داخل زیرزمین بصورت نیم طبقه‌ای در گوشه های راست و چپ آن بنا شده است. ورودی آنها کوتاه و مجزاست. دو اتاق خواب را نیز با پنجره های سفالی مشبک شکل و سقفی که تزئینات یزدی بندی دارد می توان یافت. یکی از فضاهای مهم داخل زیرزمین اتاقک زیر بادگیر است که در قسمت انتهایی آن واقع شده است. ارتفاع پله ها را حدود 30 سانتیمتر در نظر گرفته اند. که علاوه بر ایجاد محرمیت و حجاب در این فضا مانع از گرم شدن سریع زیرزمین می شود. همچنین پیرنشین هایی که بالاتر از سطح اصلی ساخته شده اند برای سالمندان بکار می روند. همچنین انبارهای مختلف برای نگهداری مواد گوناگون وجود داشته است. این انبارها شامل انبار مواد غذایی، سوخت، علوفه و ... بوده است.
حیاط مخصوص خدمه نیز دارای ورودی مجزا و متصل به هشتی بوده است تا حریم این فضا نیز رعایت گردد. تا قبل از بازسازی خانه به شکل امروزی، حیاط خدمه بصورت شخصی استفاده می شد. که پس از خریداری توسط میراث فرهنگی و مرمت آن و اتصال به بخش های اصلی دیگر به حیات اولیه آن برگشت.
اگر در بخش های مختلف این بنا بررسی کنیم، خواهیم دید که نوع ساخت خانه طباطبایی‌ها مانند دیگر خانه های کویری بصورت درون گرا و متقارن می باشد و برای حفظ بعضی از عوامل اقلیمی به درون زمین نیز نفوذ کرده‌اند که اصطلاحا بصورت «گودال باغچه» نیز عنوان می شود.
در شهر کاشان به خاطر اقلیم خشک سعی می کردند خانه ها را در داخل خاک بسازند زیرا زمین عایق حرارتی بسیار خوب در تابستان ها تلقی می شود. همچنین سطح آب های قنات ها در چنین جاهایی پائین می باشد. به همین منظور برای اینکه آب قنات وارد حیاط شود، نیازمند این بوده است که سطح حیاط پائین‌تر از آب قنات قرار گیرد. خاکی که حاصل از گود کردن زمین بوده را نیز سعی می کردند در ساخت بنا استفاده کنند تا چیزی هدر نرود. همچنین از لحاظ ایستایی، نفوذ در دل خاک تاثیر بسیاری در پایداری طاق ها داشته است. مزیت وجود «گودال باغچه» در خانه این بوده که حریمی بسیار مناسب فراهم می آمده و با توجه به اعتقادات مذهبی مالک این خانواده که از سادات بوده، این حجاب مانع دید مستقیم از خانه‌های مجاور می شده است.
گودی خانه در تابستان بر خنک شدن خانه کمک بسزایی می کند و البته صدا در آن می شکند. حسن دیگر گودال باغچه علاوه بر دید بصری بسیار زیبا که به اتاق های روبه حیاط گودال باغچه می دهد، پناهگاه بسیار مناسب در برابر بادهای تند کویری است که البته در شهرهای ماسه ای این قضیه مشهودتر است. یکی از نکات زیبای این خانه وجود تقارن در ساختمان آن و حتی تعداد در و پنجره ها می باشد. معمولاً برای تعداد درها از اعداد فرد استفاده می نمودند که براساس اعتقادات و اصل وجودی بوده است. تقارن بنا نیز علاوه بر زیبایی، به استحکام آن کمک می کرده است.
معماری ساخت خانه های کویری بدین گونه است که انواع اتاق های مورد نیاز، معمولاً به دور یک یا چند «میان‌سرا» خلق می شوند تا جهان بیرون را از درون جدا کنند. تنها با یک هشتی ارتباط میان بیرون و درون حفظ می شود. در قدیم خانه هایی که چنین معماریی در آن مرسوم بوده، به سبک درونگرا معروف بوده‌اند.
در سردر ورودی خانه دو سکو ساخته شده که به آن «پیرنشین» می گفتند. درها نیز دارای دو کوبه بوده‌اند که یکی ویژه مردان و دیگری ویژه زنان بوده است. محل ورود به خانه بصورت دو دالان بوده که یکی به بخش اندرونی وارد می شده و دیگری به بخش بیرونی، در عین حال هر دو دالان به هشتی راه داشته‌اند.
خانه های درونگرای کویری همانند این خانه هیچگونه پنجره و بازشویی به بیرون ندارد و تمام نورگیری اتاق ها به واسطه حیاط داخلی صورت می گرفته است و سعی می شده اتاق هایی که کاربرد بیشتری در خانه دارند را روبه حیاط بسازند. از دیگر مزایای خانه اینکه هر چند در حیاط ورودی گچبری های بسیار زیبا وجود دارد، اما از بیرون فقط دیوارهای خشتی قابل مشاهده است. این خود نشان می دهد که صاحب خانه از هر گونه خود نمایی و یا به رخ کشیدن اموال خویش نسبت به دیگران برحذر بوده است.
تناسبات فیزیکی از نکات دیگر حائز اهمیت در ساخت این خانه است. تعیین جهت جغرافیایی فضاها همچون تالار تابستانی و یا زمستانی یا ارتفاع پله ها، شیب ورودی سرداب و ... نیز در این خانه ها بسیار مهم بوده است.
از قسمت های بسیار مهم خانه «هشتی» است که رابط میان فضاهای اندرونی و بیرونی بوده است. دلیل نامگذاری این فضا را می توان گفت به این دلیل بوده که در بعضی از خانه ها این فضا بصورت هشت ضلعی بوده است البته این دلیل نمی تواند نسبت کامل داشته باشد چون در بعضی از خانه ها از جمله «خانه بروجردی ها» این فضا مختلف الاضلاع می باشد. شاید دلیل اصلی آنرا بتوان این طور بیان نمود که هشتی از ریشه فروهشتی و هلیدن گرفته شده است که به معنای گذاشتن و فروگذاشتن می باشد و در قدیم بسیار بکار می رفته است. از طرفی باربران معمولاً به هنگام بار بردن، بار خود را در این مکان می گذاشتند. دورتادور هشتی سکوهایی ساخته شده برای آنکه فرد منتظر بماند تا یکی از اهالی خانه بیاید و بعد اجازه ورود بگیرد. این فضا را علاوه برهشتی، «اتاق انتظار» نیز می توان نامید. از این رو مرحوم «دکتر پیرنیا» هشت را به معنای برجسته و بیرون آمده و در برابر گیر به معنای فرورفته بکار می برد، چون تنها جایی که مرتبط با فضای خارج از خانه بوده و به عبارتی فضای مکث، انتظار و تقسیم قلمداد می شده است این فضا بوده است.
شیشه های رنگی بکار رفته در پنجرهای اتاق نیز بی حکمت نیست. دلیل استفاده از این شیشه های رنگی را می توان گفت که همانند شیشه های رفلکس امروزی طوری طراحی می شدند که از درون خانه به بیرون دید داشتند، ولی از بیرون به درون چنین چیزی ممکن نیست که این نیز بر درونگرایی و حجاب خانه تاکید بیشتری می کند. همچنین گره سازی پنجره های با شیشه های رنگین باعث می شده که در مقابل آفتاب شدید و گاهی سوزان، پناهگاهی باشد تا چشم را نیازارد. حسن کار شیشه های رنگی، بازتاب اشعه نور خورشید است، در حالیکه شیشه های سفید امروزی چنین خاصیتی را ندارد. همچنین وجود رنگ‌های مختلف شیشه باعث می شود که حشرات به داخل اتاق ها وارد نشوند. به این دلیل که چشم حشرات بصورت مرکب است و هنگامیکه با رنگ ها مواجه می شوند، سردرگم شده و افراد داخل خانه از آزار آنها در امان می مانند. این تاثیر در شهرهای کویری بسیار مشهود است.
هر چند «خانه طباطباییها» در دوران غربزده فرهنگی اجتماعی قاجار ساخته شده است و حتی نقاشی‌های فرنگی که طرح مایه های ایتالیایی و فرانسوی دارد را می توان در آن مشاهده نمود ولی در عین حال جزو شاهکارهای معماری در این دوران در ساخت خانه‌های مسکونی به حساب می آید که از هر حیث بخصوص تزئینات بکار رفته در آن بسیار غنی می باشد.این اثر تاریخی توسط میراث فرهنگی شهرستان کاشان خریداری شده و طی سال های 1374 تا 1376 به مدت دو سال طبق شکل اولیه مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته است. امروزه این خانه، مکانی دیدنی برای پذیرایی گردشگران داخلی و خارجی است
.




ابزار امتیاز دهی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 24 دی 1392 04:44 بعد از ظهر



مترجم وب با 36 زبان زنده دنیا

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

فرم تماس

كد ماوس